ᴇᴛᴇʀɴɪᴛʏ
پس در این میدان، بیسپر و بییاور، ایستادهام در برابر لشگری که خود پروردهام. شمشیرها نه از فولاد، که از جنسِ کلمات ساخته شدهاند. هر ضربه، خاطرهایست که پوسیده و زهرآگین، بر استخوانِ جانم فرو میرود. زخمها کهنه نمیشوند، تازه میشوند؛ گویی زمان در این اقلیمِ درون، وارونه حرکت میکند و به جای التیام، زخمهای تازه بر زخمهای دیرین مینشاند.
#سقوط_بیفرود
ᴇᴛᴇʀɴɪᴛʏ
https://eitaa.com/Eternity_e/2411
چرا انقدر سوزناک؟
_
سوزناک ... کلمه ی خیلی قشنگی که در وصف حالم میتونم بگم.
دلتنگم. دلتنگ کسی که حال بَدش رو نمیتونستم تصور کنم؛
چ برسه ب اینکه در آسمون ها دنبالش بگردم...