در خلأ فریاد میزنیم انگار به ما پژواکی بدهکار است؛ غافل از اینکه خلأ همهچیز را میبلعد و دوباره به خواب میرود...
ᴇᴛᴇʀɴɪᴛʏ
ی آهنگی داره تو ذهنم پلی میشه...
ستآره ها نهفتند
در آسمانِ ابری
دلم گرفته اِی دوست
هوای گِریه با من ؛