«برای اولین بار در زندگیام، به این فکر کردم که چقدر بودن در کنار یک آدم تنها میتواند بیمعنی باشد. ما هر دو در سلولهای خودمان زندانی بودیم، فقط دیوار بینمان کمی نازکتر بود.»
_آلبرکامو ، بیگانه
«من هرگز نمیتوانستم در چیزی که همه باور دارند سهیم باشم. از پوستهٔ بدنم تا عمق جانم، با این جهان فاصله داشتم. بیگانه بودم، نه از روی انتخاب، از روی ذات.»