تمام عمرت را صرف جستجوی خانه میکنی ؛ بعد میمیری و میفهمی همیشه دلتنگی خانهای را داشتهای که هیچوقت وجود نداشته.
ما انسانها به عشق پناه میبریم تا از مرگ فرار کنیم، غافل از اینکه عشق خودش مرگی تدریجی است.
تو را دوست دارم، اما دیگر هیچچیز جز خاطراتت را نمیتوانم لمس کنم؛ عشقت تبدیل به موزهای از چیزهای از دست رفته شده است.
تراژدی زندگی این نیست که تمام میشود، این است که بیشتر مردم هرگز واقعاً زندگی نمیکنند.