نهِ شهریور چهارصد و پنج🎠: ساعت ۵:۵۸ دقیقه،سرآشپز،یه عالمه زبان خوندن و استرس،۱ ساعت و ۹ دقیقه غیبت راجب جد و آباد دبیرا،بازم زبان،قطعی برق و خواب سر ظهری،دوباره هم یه عالمه زبان،کلاس عالی،بازهم تعریفای اون آدم ده از ده،خوشحالی مامان و بابام و در نتیجه بال درآوردن من،پاستا آلفردو که خودم واسه اولین بار درست کردم و تعریف خواهرم ازش،الانم احتمالا دوباره سرآشپز و میریم واسه فردایی که دوباره استارت برنامه درسیم میخوره،بازی بارسلونا رو هم امشب خواهم دید.
*امروز:۹.۹۰/۱۰