برای خیلی از دانشمندان توضیح هوش مصنوعی به این شکل که بگویند شعور و آگاهی خاصیت نوخاسته از نوعی کامپیوتر های پیچیده است امری عادی است. یعنی همانطور که جان سرل معتقد است هوش، یک خاصیت بیولوژیکی مغز است که بسیار به تحریک نرونها یا انتقال دهنده های عصبی شبیه است و علم زیست شناسی، روزی شیوه تولید آن را توسط بافت ارگانیک توضیح خواهد داد. با این حال جواب فوکایاما به ایشان جالب توجه است:
اما چنین ادعایی هیچ نیست مگر فرضیه ای ثابت نشده، که بر اساس مقایسه با دیگر سیستمهای پیجیده به دست آمده است. هرگز دیده نشده است که شعور در شرایط تجربی شکل گیرد و یا حتی هیچ نظریه ای در مورد چگونگی به وجود آمدنآن پرداخته نشده است. (فوکویاما 1390, 252)
دو ساحتی بودن حقیقت انسان
چیستی انسان، یا پاسخ به این سوال که انسان چیست؟ بسیار مهم و سرنوشت ساز است. سبک زندگی و نگاه به آینده، آرزوهای انسان، تفسیر انسان از جهان و هدف زندگی، وجود زندگی پس از مرگ و تمامی این مسائل بسیار مهم که دغدغه هر انسانی است که ذره ای تامل در حقیقت خود داشته باشد، بستگی به پاسخ به همین سوال دارد. تئوری تکامل هم مانند دیگر تئوریهایی که در مورد انسان بحث می کنند، نگاهی خاص به انسان و جواب مختص به خود در این زمینه، دارد. همانطور که بیان شد، بر اساس تئوری تکامل، انسان صرفا محصول فرایندی فیزیکی، شیمیایی است. این فرایند به اصطلاح، کور، نه فقط علت به وجود آمدن انسان، که تمام گونه های حیوانی نیز از این سیستم که به منشاء واحد می رسد، سربرآورده اند؛ بدون اینکه هیچ گونه، هدف و غایت و مدبری ورای آن وجود داشته باشد.
عموما قائلین به نظریه تکامل، معتقد به نفی ساحت فراجسمانی و دخیل بودن آن حقیقت در سازمان انسانیِ انسان، هستند.
دنیل دنت در کتاب ایده خطرناک داروین، نفس انسانی را به بیت های کامپیوتر تشبیه می کند. وی می گوید که هیچ امر معجزه آسایی در حقیقت انسان وجود ندارد. همانطور که اجزاء کامپیوتر به صورت جزئی کنار هم قرار گرفته اند و محاسبات و فعالیتهای یک کامپیوتر را ساماندهی می کنند، مغز انسان هم همانگونه است و چیز دیگری در کار نیست. حقیقت نفس انسان آلیاژی از ماشین آلات کوچکتر است که در بستر تاریخ به آرامی به وجود آمده اند و هرکدام نقش خود را در حقیقت وجود انسانی بازی می کنند. چیزی شبیه به هوش مصنوعی
وی در جای دیگر گفته دکارت را نقل می کند که معتقد بوده است، حیوانات نفس ندارند و تنها انسان نفس دارد. جمله ای که به نظر دنت، دکارت را منفور حیوان دوستان قرار داده است. دنت در آنجا تصریح می کند که نفس انسانی چیزی غیر از مغز نیست
اگر چه این مغز بسیار شگفت آور و پیچیده است و تفاوت زیادی با مغز حیوانات در توانایی دارد؛ ولی در عین حال تفاوت ما و حیوانات، تفاوت در اندازه و توانایی مغز است و نه تفاوت متافیزیکی.
کتاب دیگری که وی در این زمینه نگاشته است، کتاب آزادی تکامل می یابد است(Freedom Evolves ) عبارت وی در آن کتاب در مورد نبود بعد مجرد و روح در حقیقت انسانی :
هیچ کدام از اجزاء تشکیل دهنده تو نمی دانند که تو کیستی و اهمیتی هم نمی دهند.... این مسئله که ما یک بعد ماورائی (روح) در وجودمان داریم که در مرکز فرماندهی بدن قرار دارد سال ها اغواکننده بوده است. اما الان این را می دانیم که این ایده با تمام جذابیتش، دیگر به وسیله علم زیست شناسی که به صورت عام و مغز شناسی به صورت خاص، حتی کوچکترین حمایتی هم نمی شود. (D. C. Dennett 2003, 2)
هدایت شده از كتابِ آخوند
💡 #طراحی فوق العاده مبتکرانه جهان
✏️ #پروفسور_پل_دیویس استاد کیهان شناسی دانشگاه آریزونا و برنده جایزه های تمپلتون، فارادی و کلوین!
🔶 قوانین فیزیک نشان می دهند که محصول یک طراحی فوق العاده مبتکرانه اند.جهان باید یک هدفی داشته باشد. اسناد فیزیک با قاطعیت نشان می دهد که این هدف، شامل ما نیز می شود و ما نیز بخشی از آن هدف هستیم.
✅ نقد الحـاد و آتئیسمـْ
⚠️ @Naghde_elhad
هدایت شده از كتابِ آخوند
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔶آیا نظریه تکامل با باور به خدا در تضاد است؟
📝استدلال های تکامل گرایانه علیه آتئیسم
نقدی بر فرگشت طبیعت گرایانه
بر اساس نظریات فیلسوف دین آمریکایی ،آلوین پلانتینگا
🌐 نقد الحاد و آتئیسم
🆔 @Naghde_elhad
این کانال از طرف بنده حمید امامی فر دکترای فلسفه علوم انسانی، به منظور ارائه محتویات، دروس و ... در موضوع داروینیسم و لوازم آن در علوم انسانی و همچنین نقد و بررسی آن میباشد.
اثرات منفی داروینیسم
۱- فلسفهای که حزب نازی ساخت بر همین مبنا بود. او تحت تأثیر تکامل، اصل قدرت را تئوریزه کرد. در تنازع بقای بی وقفه آنچه به کار میآید اخلاق دینی نیست بلکه قدرت طلبی است. اگر خوب آن است که باقی میماند، قدرتمندی برترین فضیلت است. بنابراین خوب با قدرت مساوی است و بد با ضعف برابر است و هرکس میخواهد قوی و قهرمان باشد باید خود را از شر زندگی اخلاقی رها سازد (نیچه، ترجمه آشوری، ۱۳۸۲).
اصل تکامل، فلسفهای برای نژادپرستی هیتلر و قدرت پرستان ساخت که میلیون ها نفر را در جنگ جهانی دوم به نابودی کشانید.
۲- راسل، فیلسوف مشهور انگلیسی در قرن بیستم، نیز تحت تأثیر نظریه داروین به نظریهای برعکس نیچه رسیده است که به همان اندازه غیر انسانی است. او در کتاب عرفان و منطق میگوید:
«انسان محصول عللی است که هیچ گونه عنایتی به مقصد و مقصودی که به آن رسیدهاند، ندارد. منشأ او، سیر او، بیم و امیدهای او، عشق و عقاید او چیزی جز نتیجه همنشینی تصادفی اتمها نیست. ماده قدرتمند، خوب و بد نمیشناسد، از تخریب نمیترسد و بی پروا پیش میرود. بر انسان است که دندان بر جگر بگذارد و از محکومیت خویش خم بر ابرو نیاورد» (دریا بندری، ۱۳۶:۱۳۶۲).
این جبرانگاری منفی که انسان را تحت اسارت طبیعت و در بند ماده بیرحم گرفتار میسازد نیز از پیامدهای نظریه تکامل بود.