آیاتی در قرآن کریم هست که گاهی طرفداران فرگشت به آنها استناد میکنند:
1. ظهور بعضی آیات، آفرینش همه انسانها به طور عموم - نه انسان خاصی - از منشأ واحد است: از خاک، گل، ارض، آب، صلصال، علق. اطلاق این آیات حضرت آدم را نیز شامل میشود. بنابرین همه انسانها منشأ واحدی دارند و هیچ انسانی از این حکم، مستثنا نیست. (مشکینی، بیتا: 23و31و35و46) تعبیر آیات درباره ماده اولیه انسان متفاوت است؛ انسان آفریده شد از:
1) نفس واحد: (انعام: 98؛ اعراف: 189؛ زمر: 6)
«ای مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید همان کسی که همه شما را از یک نفس آفرید و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت.» (نساء: 1) ظاهر آیه خلقت انسان (نوع انسان) از نفس واحد است. موافقان فرگشت میگویند منظور از نفس واحد، همان موجود تک سلولی اولیه است که موجودات بعدی از او پدید آمدهاند. (مشکینی، بیتا: 47)
در پاسخ میتوان گفت دلیلی نداریم که حتما نفس واحد، منشأ واحد تکسلولی آغازین باشد. نفس واحده میتواند اشاره به حقیقت واحدی باشد که همه انسانها از آن هستند. اینکه این حقیقت واحده چیست در این آیه بیان نشده است. طبرسی میگوید طبق نظر همه مفسرین، مراد از نفس واحده، حضرت آدم است . (طبرسی، 1406: 3، 5؛ مراغی، بیتا: 4، 175) علامه طباطبایی ضمن پذیرش این نظر میگوید آیه درصدد بیان این حقیقت است که افراد انسانی از حیث حقیقت انسانی یکی هستند. (طباطبایی، 1393: 4، 135-136)
اگر منظور نفس واحده خود حضرت آدم ع باشد، عبارت و خلق منها زوجها، چه توجیهی می تواند داشته باشد، چرا که معنی آیه این می شود که از حضرت آدم، همسر وی آفریده شده است که این خیلی بعید است. جواب علامه طباطبایی به این سوال:
و ظاهر جمله مورد بحث يعنى جمله" وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها" اين است كه مىخواهد بيان كند كه همسر آدم از نوع خود آدم بود، و انسانى بود مثل خود او، و اين همه افراد بىشمار از انسان، كه در سطح كره زمين منتشر شدهاند، همه از دو فرد انسان مثل هم و شبيه به هم منشا گرفتهاند، و بنا بر اين حرف" من" من نشويه خواهد بود، و جمله مورد بحث همان نكتهاى را مىرساند كه آيات زير در صدد افاده آن است:" وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً" «2»،" وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَنِينَ وَ حَفَدَةً" " فاطِرُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً، وَ مِنَ الْأَنْعامِ أَزْواجاً يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ" «2» و نظير اين آيات آيه زير است:" وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ" «3».
پس اينكه در بعضى از تفسيرها آمده كه مراد از آيه مورد بحث اين است كه همسر آدم از بدن خود درست شده صحيح نيست، هر چند كه در روايات آمده كه از دنده آدم خلق شده، ليكن از خود آيه استفاده نمىشود، و در آيه، چيزى كه بر آن دلالت كند وجود ندارد
ترجمه تفسير الميزان، ج4، ص: 216
2) طین:
«او کسی است که شما را از گل آفرید.» (انعام:2) «ما آنان را از گل چسبندهای آفریدیم.» (صافات: 11) در این دو آیه، ضمیر به انسانها برمیگردد بنابرین همه انسانها از گل آفریده شدهاند. آیاتی که خلق آدم را از گل مطرح میکنند به عناصر اولیه و به مواد تشکیل دهنده موجود زنده تکسلولی آغازین اشاره دارد و این نه تنها با فرگشت منافاتی ندارد بلکه سازگار نیز هست. (مشکینی، بیتا: 26؛ سحابی، 1387: 191)
«و ما انسان را از عصارهای از گِل آفریدیم. سپس او را نطفهای در قرارگاه مطمئن (رحم) قرار دادیم.» (مومنون: 12-13) ظاهر آیه فوق این است که همان انسانی که از گل است در مراحل بعدی به صورت نطفه در میآید و این با فرگشت سازگار است.
در پاسخ میگوییم دو احتمال مطرح است:
الف- اگر این مطلب (خلق از گل و سپس از نطفه) در مورد فرد فرد انسان است بنابر هر دو نظر (فرگشت و خلقت مستقل) درست درنمیآید؛ زیرا چنین نیست که هر فرد انسانی ابتدا از گل ساخته شود سپس از نطفه. مگر آنکه مراد از طین، عناصر تشکیلدهنده باشد که در آن صورت این مطلب طبق هر دو نظر درست است؛ زیرا عناصر، قبل از تشکیل نطفه شکل میگیرند سپس نطفه از آنها تشکیل میشود. (طبرسی، 1406: 6، 727؛ مکارم شیرازی، 1374: 12، 432) تنها تفاوتی که هست این است که طبق نظریه خلقت مستقل، این آیه حضرت آدم را شامل نمیشود و این با وجود آیات مخصص اشکالی ندارد.
ب- اگر این مطلب (خلق از گل و سپس نطفه) در مورد گونه و نوع انسانی باشد، طبق هر دو نظر درست است با این فرق که «خلق از گل» در نظریه خلقت مستقل، در مورد اولین انسان و نسل او است ولی طبق فرگشت، در مورد اولین موجود زنده (تک سلولی) است. توضیح آنکه مطابق فرگشت، شروع خلقت نوع انسانی از موجود تکسلولی بوده که آن از عناصر موجود در زمین (خاک) تشکیل شده بود تا رسید به انسان که از نطفه موجودات قبلی تکون یافت. طبق نظریه خلقت مستقل، اولین انسان یعنی حضرت آدم از خاک آفریده شد ولی بقیه انسانها که نسل او هستند از نطفه آفریده شدند. بنابرین آغاز خلقت نوع انسانی از خاک بوده است. با آیه سوره سجده، این احتمال تقویت میشود زیرا خلق از خاک را مختص انسان آغازین قرار داده و خلق از نطفه را مختص نسل او؛ در حالی که طبق فرگشت، بین انسان آغازین و نسل او در این جهت فرقی نیست و هر دو از نطفه هستند. در سوره سجده میخوانیم «آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد. سپس نسل او را از عصارهای از آب ناچیز آفرید.» (سجده: 7-8) در سوره «ص» میفرماید (ص: 71-74) آن بشری که از گل بود همان بود که ملائکه، مأمور به سجده بر او شدند و ابلیس سر باز زد. خلاصه آنکه عمومیت آیات خلق انسان از گل، با توجه به آیات سوره سجده و ص، مخصوص حضرت آدم است.
3) تراب:
}فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَة{ (حج: 5) «ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه و آنگاه از خون بسته شده.» ظاهر این آیه و آیات مشابه (روم: 20؛ غافر: 67؛ کهف: 37؛ فاطر: 11) این است که همه مردم از خاک سپس از نطفه آفریده شدهاند و این با فرگشت سازگار است نه نظریه خلقت مستقل. در پاسخ، همان جوابی که در ذیل خلق از طین ذکر شد تکرار میشود.
به نظر برخی (مشکینی، بیتا: 33؛ سحابی، 1387: 172و 178) واژه «ثم» که فاصله میان خلق از خاک و خلق از نطفه را میرساند با فرگشت سازگاری دارد. انسان از زمانی که خلقتش از خاک شروع شد و مراحل تکامل تدریجی را طی کرد از تکسلولی تا حیوان تا نطفه انسان، زمان زیادی کشید که از آن با «ثم» تعبیر شده است.
سخن فوق از جهات متعددی قابل نقد است؛ اولا اگر به «ثم» تمسک میکنند «ثم» فاصله میلیونها سال را شامل نمیشود. (مکارم شیرازی، 1409: 6، 624) ثانیا منظور از خاک میتواند اشاره به عناصر سازنده انسان باشد. ثالثا به قرینه آیات دیگر (سجده: 7-8؛ ص: 71-74) انسانی که از خاک آفریده شد حضرت آدم است و نسل او از نطفه. بنابراین شروع خلقت انسان که با آدم بود از خاک بود سپس در ادامه، انسانها که نسل او بودند از نطفه به وجود آمدند.
) صلصال: (الرحمن: 14)
«(به خاطر بیاور) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری را از صلصال (گل خشکیدهای همچون سفال) که از گل بدبویی گرفته شده میآفرینم هنگامی که کار آن را به پایان رساندم و در او از روح خود دمیدم، همگی برای او سجده کنید. همه فرشتگان سجده کردند جز ابلیس.» (حجر: 28-31)
ظاهر آیات فوق این است که انسانی که از صلصال آفریده شد همان حضرت آدم است که ابلیس از سجده بر او امتناع ورزید.
6) آب (ماء): (سجده: 7-8)
«و اوست آن که از آب، بشری آفرید، پس او را دارای رابطه خویشاوندی نسبى و سببى قرار داد.» (فرقان:54) «و خداوند هر جنبندهای را از آبی آفرید.» (نور:45) }وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیّ{ یعنی «و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم.» (انبیاء:30)
برخی میگویند اطلاق دابه (جنبنده) حضرت آدم را نیز شامل میشود بنابرین حضرت آدم مسبوق به توالد است و از آب (نطفه) تشکیل شده است. «کل شیء» همه گیاهان و حیوانات و نیز انسان را شامل میشود. برخی نیز این آیات را همسو با ایده تکامل مبنی بر شروع حیات از دریا میدانند. (مشکینی، بیتا: 23؛ سیدقطب، 1412: 6، 111)
در پاسخ میتوان گفت اولا این عموم با آیاتی دیگر (ص: 71-74) که خلق آدم را از خاک میدانند تخصیص خورده است. توضیح این آیات در ابتدای نوشتار آمده است. ثانیا مراد از خلق از آب، میتواند اشاره به مواد تشکیل دهنده انسان باشد چه در آغاز خلقتش و چه بعد از خلقت که حدود هفتاد درصد بدن از آب است و این با نظریه دینی خلقت نیز سازگار است. اگر مراد از آب، نطفه باشد اشاره به خلقت انسانها از راه توالد دارد و شخص حضرت آدم همانطور که پیشتر بیان شد به دلیل آیات دیگر از شمول آن خارج است. (مکارم شیرازی، 1374: 13، 396
7) علق:
}خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَق{ (علق: 2) یعنی «انسان را از خون بستهای خلق کرد.» عموم آیه شامل هر انسانی از جمله حضرت آدم میشود. (مشکینی، بیتا: 26و42) آفریده شدن حضرت آدم از علق، با فرگشت سازگار است. این عمومیت در آیاتی دیگر نیز آمده است. (نحل: 4؛ انسان: 2)
در پاسخ میتوان گفت اولا عمومیتی در کار نیست این قضیه مهمله است. کلام مثبت، دلالت بر وجود فی الجمله دارد نه بالجمله. ثانیا عموم یا اطلاق این آیه با آیاتی دیگر (ص: 71-74) که خلق آدم را از خاک میدانند تخصیص و تقیید میخورد. (مصباح یزدی، 1384: 347)
- اگر فرگشت از سوی گروهی، نظریه علمی نامیده میشود، چرا دانشمندانی به مخالفت با آن مبادرت میورزند؟ فرگشت را نمیتوان نظریه اثبات شده تلقی کرد زیرا در میان دانشمندان مخالفانی دارد. برخی از مخالفان، اصل فرضیه تکامل را رد میکنند و تبدیل موجودی از یک گونه به گونه دیگر را نمیپذیرند. برخی از مخالفان، بعضی از اصول و مقدمات فرضیه تکامل را انکار میکنند. از جمله دانشمندان مخالف میتوان به افراد زیر اشاره کرد:
جیم جی بال (Jim J. Bull) استاد زیستشناسی مولکولی در دانشگاه تگزاس، تکامل کوچک (در حد تغییر صفات غیر ذاتی) را پذیرفته و تکامل بزرگ (در حد تغییر انواع) را نمیپذیرد. (صباغی، 1358: ص182) واتسون از قول وادینگتون، ژنشناس انگلیسی، میگوید تصادفی بودن تغییرات به این میماند که آجرها تصافی ساختمان شوند. (واتسون، 1366: ص21) هنری روویر، استاد کالبدشناسی دانشکده پزشکی پاریس، تغییرات را برنامهریزی شده و مورد هدایت خدا میداند. (روویر، 1358: ص195) فرید وجدی نقدهایی از دانشمندان بر فرگشت نقل کرده است. (فرید وجدی، 1971: 1، 703)
مؤسسه دیسکاوری (Discovery Institute) اولین بار فهرست اختلاف عقیده با دارونیسم را در سال 2001 چاپ کرد. سایت دیسکاوری اسم و مشخصات دانشگاهی دانشمندان مخالف فرگشت را در معرض دید قرار داده است.[1] در فیلم مستند اخراج شده (Expelled) محصول 2008 به کارگردانی فرانکویسکی (Frankowski Nathan) و نویسندگی میلر (Kevin Miller) با اجرای بن استین (Ben Stein) با دانشمندانی مصاحبه شده است که در آمریکا به علت طرح بحث خلقت هوشمند و مخالفت با فرگشت از دانشگاه اخراج شدهاند. برخی از دانشمندان نامبرده در فیلم فوق عبارتند از:
جاناتن ولز (Jonathan wells) دکترای زیستشناسی مولکولی و سلولی و دکترای مطالعات دینی
ریچارد ون استرنبرگ (Richard Von Sternberg) دکترای زیستشناسی نظری و تکامل مولکولی
کارولین کروکر (Caroline Crocker) دکترای ایمونوفارماکولوژی
دیوید برلینسکی (David Berlinski) فوق دکترای ریاضی و زیست شناسی مولکولی و دکترای ریاضیات
ویلیام دمسکی (William Albert Dembski) دکترای ریاضیات و فلسفه
گویلرمو گونزالس (Guillermo Gonzalez) دکترای نجوم
پاول نلسون (Paul Nelson) دکترای فلسفه
جان پولکینگهورن (John Polkinghorne) دکترای فیزیک ریاضی
استفان مایر (Stephen C. Meyer) دکترای تاریخ و فلسفه علم
مایکل اگنور (Michael Egnor) دکترای پزشکی از دانشگاه کلمبیا
در این جا ذکر این نکته به جا است که وارثان حقیقی زیست شناسی تکاملی داروین، به صورت منطقی امثال دنت و داوکینز می باشند. به بیان دیگر آنچه که امثال دنت و داوکینز به آن معتقد می باشند همان چیزی است که به صورت تمام و کمال داروین ارائه کرده است با کمک هایی که به آن نظریه از سمت ژنتیک شده است. اگر تکامل را به صورت یک بسته کامل در نظر بگیریم که با هم یک مجموعه صفر تا صد را تشکیل می دهند، انتخاب طبیعی به صورت کور و بدون غایت و روش شناسی انحصاراً مادی جزء اساسی آن است. با این حساب هیچ جایگاهی برای موجودات مجرد به عنوان خالق در عالم ماده و یا تاثیر گذار در رفتار و کنترل انسان که اساسا خارج از دسترس ماده و مادیات و آزمایشگاههای مادی است وجود ندارد. ممکن است، گفته شود که شاید خود داروین چنین باوری نداشته است و نه حتی خود وی بلکه نظریه ای که وی مطرح ساخت به خودی خود نسبت به خدا باوری و خداناباوری یکسان است. البته این مهم نیست که خود داروین در نهایت چه باوری داشته است، چرا که نظریه تکامل با انتخاب طبیعی با توصیفی که در فصل دوم نقل کردیم به صورت منطقی موجب تقابل با مبانی دینی و خدا خواهد بود؛ یعنی اگر عنصر انتخاب طبیعی را آنگونه که داروین در کتاب خود قرار داده است و از آن دفاع کرده و اساسا عنوان کتاب داروین هم تکامل بوسیله انتخاب طبیعی است، به صورت جدی مورد لحاظ قرار دهیم، این نظریه نمی تواند چنین لوازمی نداشته باشد.