توماس هاکسلی یکی از برجسته ترین متفکرین تکاملی در قرن بیستم جمله ای دارد که دیگر جای هیچ بحثی را در این زمینه باقی نمی گذارد و حقیقت نگاه تکاملی را به نمایش می گذارد وی می گوید:
ممکن است که برخی از سیاهان بهتر از برخی سفیدها باشند ولی هیچ انسان عاقل و آگاه بر حقایقی باور ندارد که انسانهای سیاه پوست برتر از سفید پوستان می باشند
It may be quite true that
some negroes are better than some white men; but no
rational man, cognizant of the facts, believes that the
average negro is the equal, still less the superior, of the
average white man (T. H. Huxley 2009, 23) .https://eitaa.com/Evolve
اگر بخواهیم به خوبی نگاه تکاملی در اخلاق را در جامعه پیاده سازی کنیم، جنگ و خشونت و قتل و کشتار یکی از ارکان آن است، یعنی نمی توان مدافع تکامل و اخلاق تکاملی باشیم و منطقا از صلح و دوستی سخن بگوییم چرا که اساس تکامل بر بقای اصلح است و اساسا جنگ و خونریزی و حذف نژادهای ضعیفتر باعث توسعه تکاملی می شود، آرتور کیث میگوید:
اغلب در سال 1914 گفته می شد که دکترین تکامل داروین جنگ را در اروپا، به ویژه در آلمان دمیده است. بیان چنین اعتقادی هنوز می تواند مورد توجه قرار گیرد. در سال 1935 کمیته ای از روانشناسان، به عنوان نمایندگان سی ملت، مانیفستی را تقریر کردند که در آن آمده است «جنگ محصول یا نتیجه ضروری تئوری داروین است». قانون تکامل آنچنان که توسط داروین فرموله شده است، تحلیل جنگ بین المللی را ارائه می کند. (Keith 1949, 149)
تأثیر تفکر تکاملی در علوم سیاسی را میتوان در نگاه افرادی که متأثر از کارل مارکس میباشند دنبال کرد. افرادی مانند کارل بکر که دهههای متمادی تفکر تکاملی را در علوم سیاسی بر اساس مبنای بقای برتر داروینی در جوامع مدرن ارائه کرد، تا زمانی که تبعات منطقی بحث خودش (قدرت حق میآورد) را مشاهده کرد. و آن زمانی بود که تجاوز وحشیانه وابستگان هیتلر را به اروپا دید. رک ( Brown, 1970)
. آرتور کیت در کتاب تکامل و اخلاق در مورد تفکر هیتلر و تأثیرپذیری وی از داروینیسم میگوید:
بهمنظور مشاهده معیارهای آثار تکاملی و اخلاق قبیلهای که بر امور یک کشور بزرگ و مدرن با شدت اعمالشده باشد، باید آلمان سال 1942 را در نظر گرفت. هیتلر را مشاهده میکنیم که عمیقاً به این باور رسیده است که تکامل تنها مبنای واقعی برای سیاست ملی را تأمین میکند. روشهایی که هیتلر برای حراست از آینده نژاد و مردم خود اختیار نمود به چنان کشتاری منجر شد که اروپا را در خون غوطهور ساخت. شیوه او اگر با هر معیار اخلاقی سنجیده شود، بهشدت غیراخلاقی است؛ بااینوجود آلمان آن را توجیه میکند. شیوه هیتلر هماهنگی بااخلاق قبیلهای یا تکاملی است . آلمان به اخلاق قبیلهای یا تکاملی رجعت نمود و روشهای تکاملی را برای مردم جهان به نمایش گذارد. (Keith, 1949, p. 28)