eitaa logo
تکامل
482 دنبال‌کننده
125 عکس
71 ویدیو
62 فایل
⇜این کانال به منظور ارائه مباحث مرتبط با فلسفه، کلام، نظریه تکامل، اخلاق، اندیشه اسلامی و اسلامی‌سازی علوم انساني می‌باشد.
مشاهده در ایتا
دانلود
Richard Dawkins - The Selfish Gene-Oxford University Press, USA (2006).pdf
حجم: 10.7M
اصل کتاب ژن خودخواه ریچار داوکینز
این کانال به منظور ارائه محتویات و دروس و کتب در موضوع داروینیسم میباشد
میم از نگاه داوکینزمیم داوکینز میم را یک همتاساز اجتماعی می داند و اسم آن را خود اختراع می کند: وی می گوید: ایا ما مجبوریم به دنیاهای دور برویم تا انواع همتاسازها و در پیامد آن انواع دیگر تکامل را بیابیم؟ به باور من اخیرا نوع جدیدی از همتاساز روی سیاره ی ما پیدا شده است و در چشم ما چشم دوخته است. این همتاساز هنوز دوران طفولیت خود را می گذراند، هنوز با خام دستی در سوپ آغازین غوطه ور است، اما تغییرات تکاملی آن با سرعتی که دارد، ژن قدیمی را پشت سر گذاشته است و پیش می رود. این سوپ جدید فرهنگ بشری است. ما برای این همتاساز جدید اسمی لازم داریم، اسمی که واحد انتقال فرهنگ یا واحد سرمشق گیری را القا کند. واژه ی میم meme را انتخاب می کنم. نمونه های میم عبارتند از آهنگ ها، باورها، تکیه کلام ها، مدهای لباس، شیوه های سفالگری و ساخت هلال تاق ها، درست همانطور که یک ژن با پریدن از یک بدن به بدن دیگر، از طریق اسپرم یا تخمک، خود را در خزانه ی ژنی پخش می کند، میم ها با پریدن از یک مغز به مغز دیگر خود را در خزانه ی میمی تکثیر می کنند؛ که در مفهوم کلی می توان آن را سرمشق گیری نامید. (داوکینز, بی تا, ص. 276-277). داوکینز در حقیقت تقلید را همان هماتاساز میم ها می داند: در یک مفهوم کلی، تقلید همان همتاسازی میم هاست. اگر میم یک آهنگ محبوب باشد، میزان پخش آن در خزانه میمی را باید از روی تعداد دفعاتی که شنیده شده و افارد جمعیت اهل آن میم آن را در خیابان سوت زده اند حساب کرد. برخی میم ها ممکن است از روی آمار فروش آن در مغازه ها حساب دستشان بیاید. بعضی میم ها، مثل بعضی ژن ها، به موفقیت های درخشان کوتاه مدتس دست می یباند و سریع پخش می شوند، اما در خزانه ی میمی دوام چندانی ندارند. آهنگ های محبوب و کفش های پاشنه بلند نمونه های آنند. بعضی دیگر، مثل بعضی قوانین ممکن است تا هزاران سال به انتشار ادامه دهند، این اغلب به خاطر پایداری بالقوه ای است که ثبت نوشتاری دارد. (داوکینز, بی تا, ص. 279-280).
میم ها ممکن است در ذهن ها متفاوت باشند. توضیح داوکینز: یک میم مفهومی را می توان به صورت چیزی قابل انتقال از یک ذهن به ذهن دیگر تعریف کرد. بنابراین، میم نظریه ی داروین پایه ی اصلی مفهومی است که در ذهن همه ی آنهایی که این نظریه را فهمیده اند وجود دارد. پس تفاوت تفسیر افراد از آن، بخشی از آن میم به حساب می آید. اگر بشود نظریه ی داروین را به چند بخش تقسیم کرد به طوری که بعضی افراد قسمت a را قبول داشته باشند و قسمت b را نپذیرند و عده ای دیگر b را قبول کرده باشند و a را نپذیرند و عده ای دیگر b را قبول کرده باشند و a را نپذیرند، آن وقت باید a و b را میم های جداگانه در نظر گرفت. اگر هر کس a را قبول داشته باشد و تقریبا b را هم پذیرفته باشد- به زبان ژنی یعنی اگر میم ها به هم پیوسته باشند- آن گاه راحت تر این است که آنها را یکپارچه با هم در نظر گیریم و یک میم قلمداد کنیم. (داوکینز, بی تا, ص. 282).
محل و نحوه تنازع میم ها داوکینز می گوید: کامپیوتری که میم ها در آن زندگی می کنند مغز بشر است. احتمالا زمان عامل محدود کننده ی مهم تری از فضای ذخیره سازی باشد و رقابت بر سر آن بیشتر باشد. مغز انسان و بدنی که در کنترل مغز است نمی تواند رد آن واحد بیش از یکی دو سه کار را با هم انجام دهد. اگر قرار باشد میمی توجه مغز آدم رابیشتر به خود جلب کند، باید از پس میم های رقیب برآید. امکانات دیگری که میم ها بر سر آن رقابت دارند، وقت رادیو و تلوزیون، و فضای تابلوهای تبلیغاتی، ستون روزنامه ها و فضای قفسه کتابخانه هاست.
حدیث ثقلین داوکینز وی در مورد آنچه بعد از مرگ انسان از وی باقی می ماند می گوید: وقتی ما می میریم دو چیز بعد از ما باقی می ماند: ژن و میم. ما ماشین هایی هستیم که برای انتقال ژن ها پدید آمده ایم.ولی این جنبه ی ما بعد از سه نسل به فراموشی سپرده می شود. بچه ها یا حتی نوه ممکن است شباهت هایی به ما داشته باشد، مثلا از نظر سیمای چهره، از نظر استعداد موسیقی، رنگ مو. اما با گذشت هر نسل سهم ژنی ما نصف می شود. زیاد طول نمی کشد که آن سهم دیگر به حساب نمی آید. ممکن است ژن های ما همیشه زنده باشند اما آن مجموعه ای از ژن ها که هر یک از ما را میسازد محکوم به فناست. (داوکینز, بی تا, ص. 286)
نظریه تکامل چیزی است که در عین این که همه خیال می کنند آن را فهمیده اند آنچنان ساده هم نمی نماید داوکینز در ژن خود خواه می گوید: . تکامل چیزی است که علی رغم تلاش همتاسازها و امرزوه ژنها برای پیشگیری از وقوع آن، خواهی نخواهی رخ می دهد. ژاک مونو در سخنرانی اش درباره هربرت اسپنسر در قالب گفته ی طنز آمیزی خیلی خوب به این نکته اشاره کرده است: یک جنبه ی عجیب دیگر نظریه تکامل این است که همه فکر می کنند آن را می فهمند. (داوکینز, بی تا, ص. 52).
داوکینز در ژن خودخواه نظریه تکامل را از حیث جایگاه پذیرش عمومی مانند نظریه چرخش زمین به دور خورشید می داند و شدیدا از اینکه حتی رشته های علوم انسانی با بی توجهی به نظریه تکامل به کار خویش ادامه می دهند ناراحت است. وی می گوید: امروزه نظریه تکامل تقریبا همان قدر مورد تردید است که نظریه گردش زمین به دور خورشید. اما هنوز مفهوم کامل تکامل داروینی را بسیاری از افراد آن طور که باید متوجه نشده اند. هنوز جانور شناسی یک رشته ی فرعی در دانشگاه محسوب می شود و حتی آنها که در این رشته تحصیل می کنند، تصور درستی از اساسی بودن اهمیت فلسفی آن ندارند. فلسفه و رشته هایی که با عنوان علوم انسانی شناخته می شوند هنوز طوری تدریس می شوند که انگار داروینی وجود نداشته است. (داوکینز, بی تا, ص. 31)
عبارت داوکینز در ساعت ساز نابینا قابل توجه است وی می گوید: قصد دارم خواننده را نه تنها به این موضوع ترغیب کنم که اتفاقا دیدگاه جهانی داروین حقیقت دارد، بلکه می خواهم نشان بدهم که اصولا این تنها تئوری شناخته شده ای است که می تواند راز هستی ما را حل کند. این موضوع موجب می شود که این تئوری به شکل مضاعفی رضایت بخش باشد. یک مورد خوب می تواند نشان دهد که داروینیسم نه تنها در مورد این سیاره، بلکه در مورد کل کائنات حقیقت دارد Dawkins, 1986, 1991, 2006, p. xiv.
. نظریه تکامل مانند همه نظریه‌های علوم تجربی مخالفینی دارد و با نقص‌ها و سؤال‌های جدی که هنوز به آن پاسخ داده نشده است، روبرو است. غرض از ذکر بیانات دانشمندان تکاملی، بیان اهمیت نظریه تکامل و عدم ساده‌انگاری آن است. با عرض تأسف در دهه‌های اخیر در فرهنگ اسلامی، نمی‌توان کار معمولی چه رسد به کاری جدی در قبال تأثیرات منفی نظریه تکامل در علوم انسانی، نام برد حتی در مورد نقد و بررسی لوازم کلامی و انسان‌شناختی هم چند مورد که از انگشتان دودست تجاوز نمی‌کند را نمی‌توان پیدا کرد. که با عرض تاسف همگی با استفاده از منابع درجه چندم نگاشته شده است . شاید یکی از دلایل آن نگاه ساده‌انگارانه و دست‌کم گرفتن این نظریه است. علت این ساده‌انگاری در بین جامعه علمای دینی شاید این تصور بوده است که کتاب‌هایی که در نقد نظریه تکامل نوشته ‌شده است کافی است و دیگر نظریه تکامل نظریه‌ای منسوخ است و اطاله کلام در مورد آن و پژوهش مجدد در این زمینه مصداق بارز اتلاف وقت است. آقای رحیم‌پور ازغدی در سال 93 در سخنرانی‌ای که در دانشگاه خوارزمی در سالروز شهادت شهید مطهری داشته اند، در قسمتی از صحبت خود چنین بیان می‌کنند: «امروزه نظریه داروین تقریباً منسوخ‌شده و چندان مطرح نیست اما 60، 70 سال پیش این نظریه علمی و قطعی تلقی می‌شد» جالب اینجاست که دقیقاً در تابستان همان سال مدرسه تابستانی تکامل در انجمن حکمت و فلسفه برگزار شده است. https://snn.ir/fa/news/313484 این در حالی است که سالانه در دنیا تعداد زیادی کتاب در بحث تکامل نگاشته می‌شود و خیلی از آن‌ها به فارسی ترجمه می‌شود. شایان‌ذکر است که نظریه تکامل یکی از پرطرفدارترین و یگانه نظریه زیست‌شناختی نوینِ پذیرفته‌شده توسط زیست‌شناسان فعلی جهان و ایران خودمان است. در سال 93 و 97 دو مدرسه تکاملی در مجمع عالی حکمت اسلامی و دانشگاه شریف برگزار شده است که نظریه‌پردازان تکاملی و طرفداران این نگاه در آنجا به تبیین نظریه خود پرداخته‌اند و این نشان از استقبال به این نظریه و آثار آن حتی در ایران است. این جلسات با عنوان‌هایی نظیر تکامل و معرفت‌شناسی، تکامل و ذهن، تکامل و فلسفه اخلاق... برگزارشده است و در سال 98 این بحث‌ها در دانشگاه تهران در حال ادامه است. هیچ جای دنیا شاید هرگز چنین تصوری وجود نداشته باشد که نظریه تکامل باطل شده و یا کهنه و منسوخ است، بلکه آن را بهترین تبیین‌کننده در علوم زیستی و طبعاً تفسیر ماهیت و تکون انسان می‌دانند و نظریه‌ای می‌دانند که بیشترین شواهد برای تأیید در زیست‌شناسی را دارا است که نمونه‌هایی که از عبارات دانشمندان بیان کردیم در این زمینه به نظر کافی می‌رسد. البته این بدان معنا نیست که نظریه تکامل مخالفینی حتی در زیست‌شناسی ندارد بلکه همیشه عده‌ای بوده‌اند که این نظریه را باطل می‌دانسته‌اند و شواهدی جدی و قابل‌تأمل در مورد آن ارائه کرده‌اند ولی همیشه ایشان در اقلیت بوده‌اند. به‌صورت کلی می‌توان گفت که نظریه تکامل بااینکه نظریه‌ای زیست‌شناختی در مورد انسان است؛ ولی به‌نوعی تمام عرصه‌های مربوط به انسان را تحت تأثیر قرار داده است. حوزه‌های پزشکی، اعتقادی، درمان، روانشناسی، اخلاق، جامعه‌شناسی، سیاست، حقوق .... . رد پای نظریه تکامل را در همین عصر فعلی به‌صورت کاملاً پررنگ در همه این عرصه‌ها می‌توان مشاهده کرد