اصول فکری نظریه تکامل 💭🧠
بعد از داروین تلاش شده است که به مبانی فکری نظریه تکامل پی ببرند. زیستشناس تکاملی قرن بیستم، #ارنست_مایر که به او داروین قرن بیستم هم گفتهشده است، اصول فکر تکاملی را چند اصل که در ادامه به آن اشاره میکنیم، میداند. داروین برای مقابله با فلسفههای ماهیتگرای زمان خود که به ثبات انواع معتقد بودند، چارهای نداشت جز اینکه برای اثبات نظریه خود جواب قانعکننده و جایگزینی برای فکر آنها داشته باشد. این اصول در حقیقت همان جوابهای او در برابر نظریات مقابل و پایه و اساس فلسفهی زیستشناسی نوین بعد از 1950 شدند.
نظریه تکامل، یا تئوری داروین-والاس ، که همان تئوری تکاملی مبتنی بر انتخاب طبیعی است، در نگاه ارنست مایر، مبتنی بر شش اصل است که ما آن را در شمارههای ۶_۱ بیان میکنیم. #ساهوترا_سرکار زیستشناس تکاملی هم به این اصول سه اصل دیگر اضافه کرده است که در شماره ۷_۹ به آن اشاره شده است و به نظر ما یک اصل دیگر باید به این اصول افزود که درنهایت ده اصل نهایی به دست میآید که تکامل مبتنی بر آنها است.
🔻۱- تغییرپذیری گونهها.
🔻۲- جایگزینی تفکر جمعیتی بهجای ماهیت.
🔻۳- پیدایش همه جانداران از تبار مشترک (تکامل از طریق اشتقاق)، (درخت حیات).
🔻۴- جریان تدریجی تکامل یا تدریج گرایی (نه جهشها و نه گسستها).
🔻۵- افزایش گونهها یا گونهزایی در جمعیت (پیدایش تنوع زیستشناختی).
🔻۶- انتخاب طبیعی بر اساس تصادف
🔻۷- انتقال ویژگیهای موجودات از یک نسل به نسل دیگر .
ویژگیهای موجودات از یک نسل به نسل دیگر منتقل میشوند، اگر چه باید دانست که در زمان داروین تئوری صحیحی از توارث برای نظریه تکامل وجود نداشت. زمانی که کار #گرگور_مندل که آن را در سال 1860 نگاشته بود ولی به دلایلی مورد توجه واقع نشد و از اقبال دانشمندان به دور بود، در سال 1900 مورد توجه قرار گرفت، پایهای برای زیستشناسی تکاملی داروین شد.
🔻۸- تحقق خود به خودی تغییرات «تغییرات کورکورانه».
مراد داروین از این عبارت دو چیز بود؛ اول اینکه علت این تغییرات معلوم نیست و ثانیاً این تغییرات معلوم نیست که به کجا ختم میشوند، آیا باعث بقای موجود میشوند و یا نابودی آن. به بیان دیگر ، هم از جهت فاعل، علت برای ما نامشخص است و هم از جهت غایت. موجود زنده بدون هرگونه غایت و هدف حرکت میکند. داروین در ابتدا اهمیت به ارث رسیدن تغییرات در موجود زنده به نسل بعد خود را انکار کرد، اگرچه بعدها مجبور به پذیرش آن شد.
🔻۹- قدرت برتری تولیدمثلی در درون یک جمعیت.
این قدرت برتری یا به تعداد بیشتر فرزندان تولیدشده باشد، یا اینکه هماهنگی بهتری با طبیعت خود داشته باشند که بتوانند، دوام بیشتری پیدا کنند؛ درنتیجه فرزندان بیشتر، سالمتر و مقاومتری از این نسل در طبیعت باقی بماند.
🔻۱۰- باور به نفی علل ماورائی در پدید آمدن تحولات در عالم.
شاید این اصل مهمترین و تأثیرگذارترین اصل از اصول تکاملی در بخش الهیات است. البته لازمه آن این است که منبع وحی دستکم از منابع معرفت به وجه پیدایش موجودات و تحول و تکامل آنها نیست. این مطلب را میتوان تلویحاً و یا تصریحاً در کلمات داروین مشاهده کرد. میتوان گفت داروین معتقد بود که « هیچگونه علت ماورائی در سیستم تغییر و تحول تکاملی عالم طبیعت تأثیری ندارد و هر چه هست تأثیر و تأثر در علتهای مادی است. » این در حقیقت نوعی سکولاریسم در تبیین نظریه تکامل است. برای نمونه، وی در نامهای که به دوست خود، #چارلز_لایل ، زمینشناس برجسته آن زمان نوشت، به این نکته تصریح میکند که نباید بههیچوجه علتهای ماورایی و معجزه را در تبیین نظریه تکامل دخالت داد؛ این مطلب را #ریچارد_داوکینز در کتاب ساعتساز کور، از داروین چنین نقل میکند:
اگر قانع میشدم که لازم است چنین چیزی (معجزه) را به نظریه انتخاب طبیعی اضافه کنم، آن نظریه را بسان زبالهای دور میانداختم ... اگر قرار باشد در مرحلهای از تکامل، کمی معجزه هم به آن بیفزاییم، درواقع کاری برای انتخاب طبیعی نکردهایم.
✍🏼 حمید امامی فر
#تکامل 🌏
#بررسی
⊶@Evolve⊷
📍تقریر تکامل به صورت خلاصه👌🏼
این نظریه به صورت جدید و قرائت کنونی آن بر اساس طرح ژنتیکیِ موجودات، بهصورت زیر بیان میشود ؛
🔙 در ابتدا، هیچ موجود زندهای در عالم نبوده است.
⬇️ نخستین واحد دارای حیات، به علت ترکیبات شیمیاییای که روی داد، بر اساس اتفاق ، در گلولای کف اقیانوسها به وجود آمد. این واحد حیاتمند، اصل مشترک تمامی موجودات زنده امروزی محسوب میشود.
⬇️ این واحد حیاتمند که دارای قدرت تکثیر و تولیدمثل بود، شروع به تقسیم و تولیدمثل کرد. موجودات بسیار زیادی به صورت درختی و انشعابی از یکدیگر به وجود آمدند.
⬇️ بر اساس انتخاب طبیعی، موجودات قویتر که توانستند خود را با شرایط موجود به شکل بهتری وفق دهند ، توانستند به بقای خود ادامه دهند و ضعیفها حذف شدند. برخی از مولودهایی که بهوسیله انتخاب طبیعی متمایز شده بودند، صفت برتریِ خود را با توارث به نسلهای بعد خود منتقل کردند.
⬇️ شرایط مناسبتر برای انطباق با محیط و درنتیجه، تولیدمثل بیشترِ مولودهای تکاملیافته، موجب شد که تعداد افراد آنها رو به ازدیاد گذاشته و در درازمدت، گونههای مختلف گیاهی-جانوری ایجاد شود.
🔻انسان🔻 هم نمونه نهایی و تکاملیافته همان جاندار تکسلولی اولیه در دریا است.
✅نتیجه بحث این که ؛ تکامل، سبب به وجود آمدن گونهها شده است.
#ارنست_مایر میگوید :« شکی نیست که ایدهی اصلی تکامل این است که تکامل باعث به وجود آمدن گونهها شده است .»
✍🏼 حمید امامی فر
#تکامل 🌏
#بررسی
⊶@Evolve⊷
🦜 توضیح نظریه تکامل داروینی در قالب مثال 🕊
به اعتقاد تکامل باوران، بهعنوان مثال، تفاوتهای موجود در اندازه و شکل پرندگان حاصل مستقیم انتخاب طبیعی است.
نمونهای که غالباً ذکر میشود شامل نمونهای از 🔅سهرههای دانهخوار🔅 است. به دنبال فصول پربار، دانههای کوچک و نرم در سراسر محل اسکان سهرهها فراوان هستند؛ پرندگانِ دارایِ نوکهای کوتاهتر، بهآسانی میتوانند غذا تهیه کنند. بااینحال در طول دورههای خشکسالی، تنها دانههای موجود، آنهایی است که درون پوستههای سخت و محکم میباشند. این دانهها، از سال پیش ، روی زمین باقیماندهاند. در چنین شرایطی تنها پرندگان دارای نوکهای بلندتر و تیزتر میتوانند پوستهها را بشکنند و دانهها را بخورند. درنتیجه پرندگانی که نوکهای بلندتری دارند، میتوانند به غذا دسترسی داشته باشند، درحالیکه سایر پرندگان چنین قابلیتی ندارند.
بنابراین، این نوک بلند چیزی را به پرندگان میدهد که امروز، زیستشناسان به آن مزیت عملکردی میگویند.
متأسفانه سهرههای دارای نوکهای کوچکتر به علت گرسنگی، میمیرند، چون نمیتوانند به این منابع غذایی دسترسی پیدا کنند. اگر شرایط خشکسالی ادامه پیدا کند، محیط، تغییری در ویژگیهای کل جمعیت سهرهها ایجاد میکند. در طول زمان، نوکهای بلند به نسلهای متوالی منتقل میشوند و سهرههای نوک بلند تنها سهرههایی میشوند که آن منطقه را به خود اختصاص میدهند، چرا که این نوکها سهرهها را قادر به ادامه حیات میکنند.
✍🏼 حمید امامی فر
#تکامل 🌏
#بررسی
⊶@Evolve⊷
تلازم تکامل اصطلاحی و لغوی 🤝🏼
سؤالی که در ذهن بهصورت طبیعی، بعد از آشنایی با نظریه تکامل، شکل میگیرد؛ این است که آیا این روند تکامل(اصطلاحی) موجودات، به تکامل لغوی یعنی کمال یافتن و بهتر شدن هم میانجامد⁉️
جواب این است که 👈🏼 اگرچه در خود نظریه تکامل چنین مفهوم کامل شدن نیامده است، اما این مطلب هم درنهایت درست است که روند تکاملی و تغییر و تحولات موجودات را اگر از ابتدا تا به اکنون نگاه کنیم بهنوعی ارتقاء یافتن و بهتر شدن موجودات در آن به چشم میخورد که خودِ قائلین به نظریه تکامل هم به آن تن در میدهند.
#ارنست_مایر در جواب سؤالی که از او شده است، مبنی بر اینکه آیا تکامل واقعاً به پیشرفت میانجامد میگوید:
🔹کسی که در زنجیرهی جانداران، از باکتریها تا سازوارههای عالیتر، نشانههای پیشرفت را انکار کند، برای مفهوم واژهی پیشرفت یک دیدگاه غایت گرایانهای را پذیرفته است. اگر زنجیرهی جانداران از باکتریها و آغازیانِ تکیاخته گرفته تا گیاهان و جانوران عالیتر و سرانجام پریماتها و انسان را در نظر بگیریم، در آن صورت تکامل واقعاً در حال پیشرفت به نظر میرسد.
خود #چارلز_داروین در اینکه درنهایت تکامل موجب ارتقاء موجودات زنده روی زمین میشود، میگوید:
❇️انتخاب طبیعی صرفاً از طریق حفظ و تجمع تغییرات سودبخش به حال موجود که طی ادوار مختلف زندگی آن در اوضاع ارگانیک و غیر ارگانیک روی میدهد، اعمال اثر میکند. نتیجه انتخاب طبیعی بهبود فزاینده وضع جاندار نسبت به اوضاعواحوال است، بهبود وضع مزبور تدریجاً تمام جانداران زنده بر کره زمین را بهسوی ارتقاء میبرد.
وی در جای دیگری میگوید:
❇️گرچه هیچ شاهد قطعی برای اثبات این در دست نداریم که گرایش ارگانیسمهای جاندار بهسوی کمال امری فطری است اما چنانکه کوشیدم در فصل چهارم نشان دهم، نتیجه اجتنابناپذیر انتخاب طبیعی تکامل جانداران است. بهترین تعریف از تکامل ارگانیسمهای در سطح متعالی، متکی بر میزان تمایز یا تخصیص اندامها است- به نظر میرسد انتخاب طبیعی با تقسیمکار، اندامها یا بخشهای مختلف را چنان تدارک میکند که هرروز بیشازپیش نقش خویش را در انجام اعمال مختلف بهتر ایفا کنند.
✍🏼 حمید امامی فر
#تکامل 🌏
#بررسی
⊶@Evolve⊷
🔻 آیا تکامل امری ضروری برای همه موجودات است یا خیر ؟
ضرورتی ندارد که همه موجودات متأثر از انتخاب طبیعی باشند، بلکه اگر شرایط برای زندگی به همان شکل ساده موجودی وجود داشته باشد، به همان شکل، یعنی بدون تکامل، به زندگی خود ادامه میدهد.
🔰داروین میگوید:
هنگامیکه تحولات سودمندی در ارگانیسم جانداری پدید آمد، افراد واجد آن، در تنازع بقا و دوام، بخت بیشتری خواهند داشت و بر طبق قوانین توارث، افرادی با همان ویژگیها از آنها زاده میشود.
👈🏼من همین اصول حراست از تغییرات مفید و بقای انسب را انتخاب طبیعی نامیدهام...
شکلهای پست و ساده اگر با شرایط زیستی کمتر پیچیده خود سازش و تطابق کاملی یافته باشند میتوانند مدتهای مدید به موجودیت خود به همان شکل پست ادامه دهند.
🔰وی در جای دیگر میگوید:
من هیچ قانونی برای الزامی بودن تکامل نمیشناسم. قابلیت تغییر هر نوع، امری است مستقل و انتخاب طبیعی بهجز وقتیکه تغییرِ پیداشده در تنازع بغرنج بقا به حالِ موجود، مفید واقع شود مداخلهای نخواهد کرد و از طرف دیگر مقدار تغییرات در انواع مختلف ابداً یکسان نیست.
✍🏼 حمید امامی فر
#تکامل 🌏
#بررسی
⊶@Evolve⊷
What Evolution Is__ by Ernst Mayr (1).pdf
حجم:
5.8M
Evolution_Mark_Ridley_3rd_Edition_Blackwell_Science_Ltd_2004.pdf
حجم:
11.6M
📍سه دیدگاه تکاملی👀
سه نگاه کلی در زمان خود داروین که همگی خود را تکاملی میدانستهاند، وجود داشته است. هر سه این دیدگاهها در این مسئله مشترک بودهاند که ؛ گونهها از ساده به پیچیده رسیدهاند و این سیر بهصورت طبیعی تدریجی، طی شده است.
بهاختصار به این سه دیدگاه اشاره میکنیم.👇🏼
1⃣ دیدگاه اول: دیگر جهش گرایی
این گروه معتقد بودند که گونههای مختلف و متباینی در طبیعت وجود دارد که در ضمن جهشهایی، مسیر تکامل را طی میکنند. این جهشها در نگاه ایشان کاملاً ناگهانی است.
برای مثال؛ ماهیت موجودات تکسلولی اولیه در ضمن جهشی، بهصورت ناگهانی، تغییر پیداکرده و کامل شده است.
ایشان دگرگونی را در خود ماهیت میدیدهاند و بهاصطلاح دیدگاهی 🔻ماهیت محورانه🔻 داشتهاند.
جالب اینجاست که زیستشناس معاصر و طرفدار داروین یعنی #توماس_هاکسلی نیز چنین اعتقادی داشته است. وی که خود، مدافع سرسختِ نظریه تکامل بود، نگاه داروینی را به شکلِ ماهیت محورانه تفسیر میکرد و ماهیتهای خارجی را موضوع تکامل میدانست.
ایشان جهان را متشکل از جهشهای ناپیوسته و نه تغییر بههمپیوسته و تدریجی میدانستند. در نگاه ایشان، تبدیل گونهای به گونه دیگر تنها از راه جهشهای بزرگ میسر است. ایشان نهتنها به خاطر تفکر ماهیت باورانه خود، بلکه شاید به خاطر شواهد فسیلی، که آنها را منقطع از یکدیگر میدانستند به چنین نگاهی گرایش داشتند. این نگاه تا نیمه قرن بیستم ادامه داشت و با مشاهدات و استدلالهای گوناگونِ دانشمندان، موردنقد واقع شد و دیگر تقریباً طرفداری بین تکاملگرایان ندارد.❌
✍🏼 حمید امامی فر
#تکامل 🌏
#بررسی
⊶@Evolve⊷
2️⃣ دیدگاه دوم : تغییر باوری تدریجی
نگاه تکاملی دیگری که همزمان با داروین فعال بود؛ نگاه تغییرباوری تدریجی بود. ایشان بااینکه مانند گروه سابق، نگاهی ماهیت محورانه داشتند، یعنی ماهیات خارجی را متغیر میدانستند، تغییرات را به خلاف نگاه سابق، جهشی و دفعی نمیدانستند و به تغییرات آرام و تدریجی در طبیعت معتقد بودند. این نگاه هم، از طرف خود طرفداران داروین بود.
👨🏼🌾 #چارلز_لایل ، زمینشناس متبحر و معاصرِ داروین، که هم دوست وی و هم آموزگار وی بود، بر این باور بود.
ایشان در نگاه تکاملی فرقی میان موجودات بیجان مانند زمین و کوهها و جاندار مانند گیاهان و حیوانات، قائل نمیشدند. تأکید اصلی ایشان بر تغییرات تدریجی و ماهیتمحوری بود. گفته میشود که تدریجباوری را داروین از لایل گرفته است اگرچه تدریجباوری جمعیتی داروین بهکلی متفاوت از لایل است.
در ذیل همین گروه، #لامارک زیستشناس فرانسوی قرار میگیرد. وی که تأکید بر ماهیتباوری در عین تکامل دارد، بر این باور است که تأثیرات، از طریق زیستبوم در جانداران صورت میگیرد؛ یعنی بهواسطه کاربرد و یا عدم کاربرد اعضاء، به اقتضاء محیطی که در آن زندگی میکنند تغییراتی در بدن اعضاء جانداران اتفاق میافتد. تغییرات به وجود آمده در موجودات از راه توارث صفات کسب شده به نسل بعدی قابل انتقال هستند.🦒
این نگاه، بیشک پرطرفدارترین نگره تکاملی به شمار میآمد، تا اینکه در دهه چهارم سده بیستم با پیدایش نظریه 🔹تلفیق نوین🔹 کنار گذاشته شد.❌
✍🏼 حمید امامی فر
#تکامل 🌏
#بررسی
⊶@Evolve⊷
3⃣دیدگاه سوم : دیدگاه داروین
دیدگاه سوم برخلاف دو دیدگاه سابق که بر ماهیت باوری استوار بودند و به قول #ارنست_مایر بهنوعی غایت محورانه میاندیشیدند ، مبتنی بر ماهیت باوری نیست. این نگاه، باور داروین به تکامل است و مبتنی بر 🔻تفکر جمعیتی🔻 است. داروین معتقد بود تا زمانی که از تغییر ماهیت دست نشوییم، تکامل را بهآسانی نمیتوانیم بفهمیم. گونههای جانداران، نوع نیستند که بر مبنای ماهیتشان تعریف شوند، بلکه زیست جمعیتهایی هستند، متشکل از تکتک افراد که ازلحاظ ژنتیکی منحصربهفرد میباشند.
برای توضیح تفاوت نگاهِ ماهیت محورانه و نگاه تفکر جمعیتی در تغییراتِ بین افرادِ یکگونه، میتوان از بیان #مارک_ریدلی، زیستشناس معاصر در کتاب تکامل، بهره جست. وی میگوید:
🔸 «نگاهِ نوعْ محور ، مبتنی بر این است که یک نمونه عالی از گونه موجود باشد که درون یکگونه، تمام افراد را با آن مقایسه کنیم. طبیعتاً بعضی از افراد بیشتر شبیه به نمونه ما و برخی شباهت کمتری دارند. در این نگاه افرادی که بیشتر شبیه به نمونه نوع هستند نمونههای بهتری از گونه را ارائه میدهند.
❇️برای مثال فرض میکنیم که اشیاء را به دو قسمت صندلی و غیر صندلی تقسیم میکنیم. هر آنچه چهارپایه داشته باشد و فضایی برای نشستن فراهم کند صندلی خوب، محسوب میشود. وقتی چیزی را بهعنوان صندلی خوب یا نمونهی بهتر نام میگذاریم، منظور آن است که آن را بهراحتی میتوان بهعنوان صندلی شناخت نه اینکه نسبت به سایر اشیاء که کمتر بهعنوان صندلی شناخته میشوند برتری داشته باشد. خلقت باوری شرحی از گونهی زیستشناختی ارائه میدهد که بیشتر شبیه به نگاه نوع محورانه است. »
❇️ در نگاه تفکر جمعیتی که امروزه به آن معتقد میباشند، همه اعضای گونه برابر هستند و به یک اندازه نمایندهی فردِ خوبِ آنگونه میباشند.
❇️برای مثال اندازه گنجشکها در مناطق سردسیر، بزرگتر از مناطق گرم سیر است. این بدین معنی نیست که جثه بزرگتر نمونه بهتر نوع است؛ بلکه همه گنجشکها به یک اندازه گنجشک خوباند .
#چارلز_داروین در اینکه مرز مشخصی بین نوع و اصناف آن، آنگونه که تفکر خلقت محور باور دارد، وجود ندارد میگوید:
🔹«به استناد اینکه انواع چیزی جز اصناف بسیار تحولیافته نیستند میتوان دریافت که چرا میان انواع که قاعدتاً آنها را محصول آفرینش مستقل میشمارند با اصناف که اینها را حاصل قوانین ثانوی میدانند، خط فاصل قاطعی وجود ندارد. باز میتوان فهمید چرا در هر ناحیه که انواع عدیده متعلق به جنس مفروضی زندگی میکنند، با اصناف وافری از این انواع مواجه میشویم- چون در آن ناحیه انواع بسیاری تکون یافته، طبق قاعده عمومی باید منتظر ادامه فعالیت، یعنی پیدایش انواع در شرف تکوین باشیم. بهعلاوه انواع متعلق به جنسهای بزرگ که به اصناف یا انواع در شرف تکوین بیشتری هستی میبخشند، تا حدودی خاصههای جنس مربوطه را حفظ خواهند کرد. چراکه فرق میان چنین انواعی کمتر از تفاوت موجود در میان انواع متعلق به جنسهای کوچک است. از سوی دیگر انواع مجاور متعلق به جنسهای بزرگ گسترش محدودی دارند و دستهدسته پیرامون گروههای دیگر گرد میآیند- بر اساس همین دو نکته شباهتشان با اصناف تأیید میشود. روابط مذکور که ابداً با نظریه آفرینش مستقل هر نوع قابل تفسیر نیست با پذیرفتن اینکه انواع در ابتدا همان اصناف بودهاند به سهولت قابلدرک میشود.»
✍🏼 حمید امامی فر
#تکامل 🌏
#بررسی
⊶@Evolve⊷
💡 توضیح ارنست مایر 🤔
#ارنست_مایر در توضیح همین قسمت از نگاه داروین در مورد تفکر جمعیتی و منحصربهفرد بودن افراد میگوید:
« ظاهراً برای بسیاری درک اهمیت بالای منحصربهفرد بودنِ افرادِ یک جمعیت ، دشوار به نظر میرسد. به آنها باید گفت که هیچیک از شش میلیارد و اندی از انسانها با دیگری کاملاً مشابه نیست- حتی اگر آن دو نفر دوقلو👬 باشند.- این شناخت که بین یک گروه از اشیاء با ماهیت مشابه و یک جمعیت جاندار متشکل از افراد منحصربهفرد یک تفاوت بنیادی وجود دارد، پایه و اساس تفکر جمعیتی را میسازد و یک مفهوم اساسی در زیستشناسی به شمار میآید.
👈🏼بر اساس این نگاه ، ما هیچ نوع خاصی نداریم❌، بلکه افرادی داریم که در حال رشد و تغییر هستند. نوع که در حقیقت همان تداعی 🔹ماهیت🔹 است در این نگاه جای خود را به گونه میدهد. »
✅ این نگاه جمعیت محور است و هرگز نگاهی به اینکه باید ماهیت خارجی ایشان بهعنوان نوع آنها در نظر گرفته شود، ندارد. از نگاه ایشان، گونه صرفاً تعدادی از افراد است که عمدتاً به خاطر شباهتهای ظاهری و بر اساس نگاههای اخیر تکاملی به خاطر شباهتهای ژنتیکی در کنار یکدیگر قرارگرفتهاند.
🔸دو عنصر اصلی در نگاه داروینی وجود دارد که از خصیصههای آن به شمار میرود و بهنوعی از دو نگاه قبلی، این نگاه را متمایزتر میکند:
1⃣ تغییرات تصادفی
2⃣ انتخاب طبیعی
✍🏼 حمید امامی فر
#تکامل 🌏
#بررسی
⊶@Evolve⊷