eitaa logo
تکامل
482 دنبال‌کننده
125 عکس
71 ویدیو
62 فایل
⇜این کانال به منظور ارائه مباحث مرتبط با فلسفه، کلام، نظریه تکامل، اخلاق، اندیشه اسلامی و اسلامی‌سازی علوم انساني می‌باشد.
مشاهده در ایتا
دانلود
شاهد دوم تکامل(دلیل دوم برای اثبات تکامل) ❇️۲. ایجاد تکامل به‌صورت تجربی مصنوعی 🔵زیست‌شناسان تکاملی، معتقدند که تکامل به‌صورت انتخاب مصنوعی را، می‌توان ایجاد کرد کما اینکه خود داروین انتخاب مصنوعی را بر روی کبوترها🕊 انجام داد به این شکل که نمونه‌هایی از کبوترهایی که بیشترین شباهت رنگی را در یک عضو خاص داشتند یا بیشترین شباهت را در اندازه و شکل یک اندام خاص داشتند، باهم دیگر جفت می‌کرد و بعد از چندین نسل، نسلی خالص‌تر و درنهایت کاملاً متفاوت‌تر ازلحاظ شکلی و رنگی به دست می‌آورد که در یک ناحیه خاص به‌صورت قابل‌ توجهی متفاوت از نسل‌های پیشین بود. از همین‌جا استنباط می‌کرد که این تفاوت بسیار عجیب در طرح و رنگ و شکل و اندازه کبوترها، به‌صورت تکاملی از کبوترهای اولیه چاهی به وجود آمده است که هنوز هم موجود هستند. 🔵 مثال دیگری که زیست‌شناس تکاملی معاصر در این زمینه نقل می‌کند، در مورد اندازه ماهی‌آزاد🐟 است. به گفته وی، زمانی که صید ماهی آزاد را با اندازه خاصی اجازه دادند، یعنی معین کردند که از اندازه خاصی، ماهی‎‌های شکار شده نباید کوچک‌تر باشند و تنها بزرگ‌تر‌ از این اندازه را صیادان اجازه دارند که صید کنند،این کار باعث شد که بزرگ‌ترها شکار شوند و کوچک‌ترها که به هر دلیلی حجم بدنی کوچک‌تری نسبت به بزرگ‌ترها داشتند، بمانند و نسل‌های بعدی ماهی‌های آزاد در آن منطقه کوچک شد. این همان روند انتخاب مصنوعی است که با دست‌کاری انسان اتفاق می‌افتد و باعث می‌شود بزرگ‌ترها حذف شوند و کوچک‌تر‌ها بمانند و فرصت تولیدمثل داشته باشند و بعد از مدتی همین جمعیت کوچک، تبدیل به جمعیت غالب شوند. 👈🏼به‌صورت کلی اگر قرار باشد که به‌وسیله انتخاب مصنوعی، مقدار یک صفت افزایش پیدا کند مجموعه‌ای از رژیم‌های خاص در نظر گرفته می‌شود که نتیجه آن بهتر شدن نسل بعدی، در یک صفت خاص است. 🔵برای مثال طولانی‌ترین مورد انتخاب مصنوعی کنترل‌شده‌ای را که می‌شناسیم، تحقیق و انتخاب مصنوعی بر روی دانه‌ذرت🌽 است که از سال ۱۸۹۶ بر اساس مقدار روغن دانه صورت گرفته است که این کار هنوز هم ادامه دارد. (Ridley, 2004, p. )& (Leconte, 2009 ) 🔴بررسی : همان‌طور که در بررسی شاهد اول بیان کردیم، مثال‌های ذکرشده در این نمونه‌های انتخاب مصنوعی هم با همان اشکالی که در بررسی شاهد اول بیان کردیم، مواجه هستند. در حقیقت ادعای تکامل این است که تکامل باعث تغییر یک گونه به گونه دیگر می شود، ولی آنچه که به عنوان مثال بیان می کنند در حقیقت تکامل درون یک گونه است که نهایتا شکل و رنگ و اندازه حیوانات تغییر پیدا می کند نه اینکه حقیقتا گونه جدیدی به وجود بیاید❗️ در واقع نهایت چیزی که از نمونه‌های یاد شده به دست می‌آید تفاوت در ویژگی‌ها و خصوصیات است که البته خلقت‌گرایان هرگز منکر چنین تغییراتی در سطح درون‌گونه‌ای نیستند. به همین دلیل نمی‌توان آن‌ها را دلیلی اختصاصی برای اثبات نظریه تکامل دانست. البته این بحث نیاز به توضیح تکمیلی دارد؛ اساسا معیار تفاوت در گونه‌ها چیست که در بحث‌های آینده به آن خواهیم پرداخت. ✍🏼 حمید امامی فر 🌏 @Evolve
شاهد سوم تکامل(دلیل سوم برای اثبات تکامل) ❇️۳. وجود مشابهت‌های هم‌ساخت در موجودات زنده برخی زیست‌شناسان تکاملی نیرومندترین و بهترین استدلال در تکامل را وجود برخی از مشابهت‌های هم‌ساختی بین گونه‌ها می‌دانند. در نگاه کلی از نگاه زیست‌شناسان تکاملی، دو نوع شباهت در موجودات، قابل فرض است: هم‌ساخت و همسان . 🔵منظور از شباهت همسان، شباهت‌هایی است که در اثر کارکردهای یکسان، در برخی موجودات که شرایط یکسان محیطی داشته‌اند به وجود آمده است. برای مثال؛ شباهت‌های وال🐋 کوسه🦈 و دلفین🐬 به خاطر این بوده است که همگی در آب زندگی کرده‌اند و در تلاش برای شنا کردن، باله‌های ایشان به شکل فعلی درآمده است. 🔴این نوع شباهت‌ها نمی‌توانند کاری برای تکامل انجام دهند و دلیلی برای جد مشترک داشتن موجودات محسوب نمی‌شوند. 🔵اما نوع دومی از مشابهت وجود دارد که به‌سادگی قابل توجیه نیست و به ادعای زیست‌شناسان تکاملی، به نحوی دلیلی برای اثبات نیای‌مشترک در موجودات است و هیچ توجیه قابل‌قبول دیگری نمی‌توان برای آن ارائه داد، و آن شباهت هم‌ساختی است. منظور از این نوع مشابهت، وجود نوعی ساختار مشترک در موجودات زنده است که به شکل عجیبی به ادعای تکامل‌گرایان رهنمون می‌شود به اینکه، تنها دلیلی که باعث شده است، چنین شباهت زیادی بین گونه‌های مختلف وجود داشته باشد، داشتن جد مشترک است و نه غیر آن. برای مثال با بررسی چهار پایان🐎🐂🐑🐘 می‌توان مشاهده کرد که چهارپایان امروزی همگی با کارکردها و محیط‌های مختلف زندگی، همگی پنج‌انگشت دارند و نه هفت یا دوازده انگشت. حتی چهارپایانی که در فرم بالغ خود مانند اسب و الاغ پنج‌انگشتی نیستند در دوره جنینی، پنج‌انگشتی هستند و در ادامه از آن پنج‌تا یکی باقی می‌ماند. حتی باله‌های بدون استخوان عقبی نهنگ🐳 نیز بقایای الگوی پنج‌انگشتی را نشان می‌دهد. 🔸خود داروین هم به این امر استناد کرده است: چه چیز ممکن است از این شگفت‌انگیزتر باشد که دست انسان برای گرفتن، شکل‌گرفته و دست حفار(یک نوع حیوان) برای کندن، پای اسب، باله دلفین و بال خفاش همگی از یک الگو ساخته‌شده باشند و ازجمله استخوان‌های مشابه و موقعیت‌های نسبی همانند داشته باشند؟ به نقل از (Ridley, 2004, p, 56) ✍🏼 حمید امامی‌فر 🌏 @Evolve
نشست علمی نقد الحاد عملگرایانه ریچارد داوکینز در کتاب توهم خدا حجت‌الاسلام حمید رمضانی سه‌شنبه، ۷ تیر ۱۴۰۱ ساعت ۲۱:۱۵ جهت حضور مجازی در جلسه لطفا از لینک زیر وارد شوید. ✅ https://b2n.ir/f.din کانال فلسفه دین اسلامی @Islamic_Philosophy_of_Religion
🔸 نشست علمی تخصصی متاورس و تجربه دینی 🔰 قطب علمی فلسفه دین اسلامی پژوهشگاه به صورت مجازی برگزار می‌کند: 🎙 با حضور: ⏰ یکشنبه ۱۲ تیرماه، ساعت ۱۷ 💠 ارتباط از طریق: 🌐 join.skype.com/IJbhW66gNCLX 🆔 @Islamic_Philosophy_of_Religion
─────⊰ ────⊰ 🔻شباهت هم‌ساخت بر اساس ادعای تکامل گرایان همه‌ی پاهای چارپایان امروزی اساسا ساختار دست‌وپای پنج‌انگشتی دارند. پاهای جلوی پرنده، نهنگ، دست انسان و خفاش همگی از همان استخوان‌ها ساخته شده، هرچند که کارکردهای متفاوتی دارند. (Ridley, 2004, p. 56) 🌏 @Evolve
📌شباهت‌های هم‌ساخت ایشان معتقدند که اگر گونه‌ها از نیای مشترکی سرچشمه گرفته باشند، هم‌ساختی معنی دارد و اگر نیای مشترک برای آن‌ها نباشد و گونه‌ها به‌صورت مجزا آفریده‌شده باشند دشوار بتوان مشابهت‌های هم‌ساختی را توجیه نمود. 🔹 می‌گوید: بدون تکامل، چیز دیگری نیست که همه چهارپایان را به داشتن پنج‌انگشت در دست‌وپا مجبور کند. اگر گونه‌ها مستقل از یکدیگر سرچشمه گرفته بودند دلیلی نداشت که تمام چهارپایان در داشتن پنج‌انگشت دست‌وپا، یا همه گونه‌ها در داشتن کدهای ژنتیکی مشترک باشند. 🔻وجود این ساختار مشترک فقط در بحث ریخت‌شناسی و آناتومی بدنی نیست، بلکه در سطح ژنتیک 🧬و دی ان ای موجودات، این مسئله مشخص است که تمام گونه‌های زنده از یک کد ژنتیکی واحد استفاده می‌کنند. (Ridley, 2004, p, 57-58) 🔻همچنین در بحث توالی آمینواسیدها در پروتئین‌ها هم همین مسئله مشاهده می‌شود که گونه‌های مختلف درست همان‌طور که ریخت‌شناسیِ کم‌وبیش مشابهی دارند، توالی آمینواسیدهای آن‌ها در پروتئین‌ها یکسان است. توضیح مطلب را ایشان این‌گونه ارائه می‌دهند؛👇🏼 ✳️وقتی ببینیم ساکنین دو منطقه خاص که باهم هیچ ارتباطی ندارند، به یک‌زبان صحبت می‌کنند🗣️ به این نتیجه می‌رسیم که ایشان این زبان را از نیای مشترک یاد گرفته‌اند. همین مسئله در مورد اشتراک پنج‌انگشتی بودن و کدهای ژنتیکی مشترک در موجودات صدق می‌کند. البته خود تکامل‌گرایان اعتراف می‌کنند که صرف وجود چنین شباهت‌هایی خیلی قانع‌کننده نیست مگر برای خود زیست‌شناسان. 🔸 می‌گوید: «این شباهت‌ها برای زیست‌شناسان تحصیل‌کرده قانع‌کننده‌تر است تا کسی که به دنبال شواهد قانع‌کننده فوری باشد.» ✍🏼حمید امامی‌فر 🌏 @Evolve
🔴نقد و بررسی شاهد سوم تکامل هنگامی‌که با محصولاتی مانند مداد✏️ و خودکار🖊️ و خودنویس🖋️ مواجه می‌شویم که علی‌رغم آنکه میان آن‌ها هیچ ارتباطی نیست، در شکل و ساختار و کارکرد مشابه هستند، یک احتمال خیلی عقلایی و نزدیک به ذهن این است که بگوییم 👇🏼 سازنده آن‌ها اهداف مشابهی از تولید آن‌ها داشته و بر همین اساس ساختار کلی مشترکی را در آن‌ها قرار داده است، نه اینکه نتیجه بگیریم که برخی مدادها وقتی دیدند رنگ و اثرشان به‌تدریج از بین می‌رود و پاک می‌شود، طبیعت برای ایشان جوهر داشتن را انتخاب کرد و کم‌کم به خودکار و خودنویس تبدیل شدند❗ همچنین طبعاً با مشاهده اینکه بعضی از نوک‌های مدادهای نازک در اثر برخورد شدید با صفحه کاغذ می‌شکند و آن‌ها که ضخیم‌ترند دوام بیشتری می‌یابند و باقی می‌مانند یا با مشاهده اینکه بدنه برخی مدادها در اثر قرار گرفتن در زیر تابش مستقیم خورشید🌞 خشک و شکننده شده و رنگشان تغییر می‌کند، ⭕این نوع تغییرات را تعمیم نداده و نتیجه نمی‌گیریم که همه تفاوت‌ها میان مداد و خودکار و خودنویس با همین نوع عوامل طبیعی رخ‌داده و هیچ‌کدام ساخته و طراحی نشده‌اند. 📗به‌بیان‌دیگر صرف وجود شباهت‌های هم‌ساخت دلیل بر وجود تکامل نیست، بلکه یک احتمال خیلی قوی در این زمینه وجود دارد و آن وجود طراح مشترک است. 🔻البته ازنظر ایشان در میان این شباهت‌های هم‌ساختی، برخی بسیار قانع‌کننده به نظر می‌رسند. 🔵برای مثال اندام‌های تحلیل رفته از این قسم می‌باشند. اندام‌هایی که هم‌اکنون به‌صورت تحلیل رفته وجود دارند و کارایی‌ای که باید داشته باشند و در اصل برای آن درست‌شده بودند را ندارند ولی هنوز این اندام‌ها در بدن موجودات زنده امروزی، وجود دارند. ✍🏼 حمید امامی‌فر 🌏 @Evolve
🔻اندام‌های زائد 👤 می‌گوید: «اگرچه قبل از داروین راجع به این اندام‌های زائد توضیحات متافیزیکی داده می‌شد، با تئوری داروین ، آن توضیحات کنار رفت و در راستای انتخاب طبیعی قرار گرفت» ✳️به تعبیر خود این‌ها اجزاء بی‌خاصیتی هستند که فایده اصلی خود را به خاطر تکامل و تبدیل کارکرد ازدست‌داده‌اند: «در این تردیدی نیست که 🦷دندان‌های تحلیل رفته فک تحتانی نشخوارکنندگان جوان و برخی از 🍖استخوان‌های ساق که ارزش عملی چندانی ندارند دلیلی بر خویشاوندی نزدیک نشخوارکنندگان با سخت‌پوستان به شمار می‌روند.» ✳️وی همچنین می‌گوید: اندام‌ها و حتی بخش‌هایی از پیکر که چنان حالت غریبی را داشته، و به‌طور وضوح غیرضروری بودنشان متجلی باشد نه‌تنها جنبه شایع بلکه در طبیعت جنبه عمومی دارد. ذکر نام جانوری متعالی که در آن هیچ بخشی تحلیل رفته نتوان یافت دشوار است. 🔸مثلاً پستان در پستانداران نر🦬 عضوی است تحلیل رفته 🔸یکی از قطعات شُش در مارها🐍 ‌چنین وضعی دارد. 🔸 بال تحلیل رفته در پرندگان🦩 همان انگشت تحلیل یافته است. در برخی از پرندگان اصلاً بال به درد پرواز نمی‌خورد و گاهی به‌قدری تحلیل می‌رود که فقط اثر مختصری از آن بر جای می‌ماند. 🔸از این جالب‌تر باآنکه نهنگ🐳 رشید فاقد دندان است جنین آن‌ها دندان بندی کاملی دارد اندام‌های بی‌مصرف، بستگی به حالت قدیمی چیزها و عامل توارث دارد. ✍🏼 حمید امامی‌فر 🌏 @Evolve
✳️ معتقد است که ؛ علت اساسی از بین رفتن اندام‌ها در موجودات زنده، استفاده نکردن از آن‌ها است که در نسل‌های متمادی به‌صورت تدریجی، اعضای غیرقابل استفاده، تقریباً از کار می‌افتند و گاهی اوقات از بین می‌روند و یا کوچک می‌شوند. 👀وی این مسئله را در مورد چشم جانورانی که در غارهای تاریک هستند 🦅 و جانورانی که در معرض تهدید نیستند و نیازی به پرواز ندارند و سرانجام خصلت پرواز خود را از دست می‌دهند بیان می‌کند. همچنین در مورد اندامی که ممکن است که در شرایطی مضر باشد که به مدد انتخاب طبیعی آن اندام کوچک می‌شود و یا از بین می‌رود. 🦗وی نوعی حشره را مثال می‌زند که ساکن در جزایری بادگیر است و به یاری انتخاب طبیعی اندازه بال وی کاهش‌یافته است و حیات وی ادامه پیداکرده است. به گفته ایشان اگر به تشریح بدن نهنگ🐳 بپردازیم در جای مناسب آن در ستون مهره‌ها مجموعه‌ای از استخوان‌ها وجود دارد که هم‌ساخت بااستخوان‌های لگن با دیگر چهارپایان است. این استخوان‌های لگن در اکثر گونه‌ها برای حرکت استفاده می‌شوند درحالی‌که در نهنگ نیاز به این استخوان برای حرکت نیست و در وصل پاهای عقبی به ستون مهره به کار نمی‌روند. ❇️ می‌گوید: «حفظ آن‌ها(استخوان لگن) گویای آن است که نهنگ‌ها خلقت مستقل ندارند بلکه محصول تکامل چهار پایان هستند.» 👈🏼همین مسئله در مارها🐍 هم وجود دارد، مارهای امروزی دست و پای زائد کوچکی دارند که نشان از باقی بودن این اعضاء از نسل‌های سابق است. 🔹نهنگ‌ها زوایدی از لگن دارند هرچند که فاقد پاهای عقبی استخوانی می‌باشند. استخوان‌های لگن در اینها همساخت با سایر چارپایان است. 🔹مارها نیز پاهای عقبی را به‌صورت زایده دارند که با پاهای سایر چارپایان همساخت است، اما از آن برای حرکت استفاده نمی‌کنند. ✍🏼 حمید امامی‌فر 🌏 @Evolve
🔰یکی از دوستان ما جناب دکتر کریم زاده از دوستان اهل مطالعه و بادقت ما، بعد از اینکه ادعای اشتراک کد ژنتیکی موجودات زنده را مشاهده کردند مطلبی برای بنده فرستادند که بعد از کسب اجازه ایشان به اشتراک می گذاریم. ✨🙏✨ ❇️اینکه تمام گونه ها از یک کد ژنتیکی مشترک استفاده میکنند ادعای تکامل گرایان❗️است🔻 🔺در یک میدان بدون رقیب اگر مخالفین تکامل از دانشمندان ژنتیک همین ادعا راداشته باشند باید راست آزمایی کنند📍 و الا صرف ادعای تکامل گرایان چقدر ارزش دارد ؟ این هم مثل ادعاهای ایشان در مورد جمجمه های کشف شده 🧠از انسانهایی است که مربوط به دوره های مختلف تاریخی🗓به همراه تغییرات ادعایی ایشان هست در حالی که اصل وجود این نوع جمجمه های شکیل و خوشگل محل تردید است تا چه برسد به تغییرات آنها مضافا بر اینکه امروزه با تکنولوژی پیشرفته وسایل و ابزارو اجزای حتی حیوانات درست میکنند و از موادی استفاده میکنند که حتی با مواد رادیو اکتیو راحت نمیشود تشخیص داد🔦 که قلابی هستند یا واقعی⁉️ بنابراین تکامل گرایان هر روز با ارائه چنین نمایش و شوهای ساختگی بر مدعاهای خود تاکید میکنند و حامیان انها دایم هورا میکشند.🔊 ✍️جناب دکتر سیفعلی کریم‌زاده 🌏 @Evolve
─────⊰ ────⊰ 🔻شباهت هم‌ساخت بر اساس نگاه تکامل باوران استخوان‌های لگن در نهنگ هم‌ساخت با سایر چارپایان است . 🌏 @Evolve
📌هم‌ساختی‌های زیان‌بار یکی دیگر از مواردی که در بحث اندام‌های زائد و تحلیل رفته، بسیار به آن استناد می‌شود؛ مواردی است که زیست‌شناسان تکاملی از آن، با عنوان هم‌ساختی‌های زیان‌بار یاد می‌کنند. توضیح اینکه در برخی گونه‌ها برخی از ارگان‌ها وجود دارد که به نظر طرفداران تکامل اگر طراحی‌ای در کار می‌بود، به‌احتمال‌ زیاد باید به گونه دیگری طراحی صورت می‌گرفت. 🔵برای نمونه یکی از اعصاب جمجمه در اتصال مغز به حنجره، از طریق لوله‌ای نزدیک به قلب و شش عبور و دوباره به حنجره بازمی‌گردد، یعنی از مغز به شش و دوباره به حنجره این مسیر را طی می‌کند. ➖ در مورد ماهی🐠 این مسیر کاملاً مستقیم و طبیعی است؛ یعنی مسیر عصب، ابتدا از سر ماهی شروع می‌شود و بعد از آن از آبشش عبور می‌کند و بعد به حنجره می‌رسد. در ماهی این سه به‌صورت متوالی پشت سر هم قرار دارند. ➖در پستانداران🐪 که قلب جایگاه متفاوتی در بدن آن‌ها دارد ، این عصب ابتدا مسیر از مغز🧠 به سمت قلب🫀 را طی می‌کند و سپس به سمت حنجره🗣 بازمی‌گردد. این عصب در تمام گونه‌ها همین مسیر را طی می‌کند. حال اگر مثال را در پستانداران گردن بلندی مثل زرافه🦒 دنبال کنیم، می‌یابیم که این مسئله، موجب پیدایش یک مسیر طولانی و به تعبیر ایشان بی‌ربط می‌گردد به‌گونه‌ای که، عصب در یک دوربرگردان، بایستی فرازوفرود گردن را طی کند و سه تا چهار و نیم متر عصب اضافه بر آنچه در یک ارتباط مستقیم نیاز بود تولید کند و چنین کاری قطعاً لغو و در برخی موارد باعث مشکلاتی می‌گردد و همین دلیل بر این است که ؛ 👈🏼 هرگز طراحی‌ای برای این سیستم وجود نداشته است، چراکه اگر طراحی‌ای در کار بود نیازی به چنین اسراف‌کاری‌ای نبود. 🔹 درنتیجه، از نگاه ایشان، نظریه تکامل صحیح به نظر می‌رسد، چراکه اجداد زرافه ماهی بوده‌اند و این روند به‌صورت تکاملی به زرافه رسیده است. ❇️ از این بیان چنین نتیجه می‌گیرد: چنانچه زرافه در طی مراحل کوتاه پی‌درپی از اجداد ماهی تکامل‌یافته باشد توجیه این ناکارآمدی دشوار نیست؛ اما مشکل بتوان تصور کرد که اگر زرافه به‌طور مستقل سرچشمه گرفته بود چرا بایستی چنین عصبی می‌داشت؟ ⬅️نتیجه بحث را می‌توان این‌گونه مطرح ساخت که وقتی گونه‌های متخلف در هم‌ساختی با همدیگر شریک هستند، نشان از این است که از نیای مشترکی نسب گرفته‌اند. 🔻جالب است که با تمام اصراری که زیست‌شناسان تکاملی بر زائد بودن این اندام دارند، اعتراف می‌کنند که این‌ها بدون کارکرد نیستند و برای نمونه؛ استخوان لگن وال 🐋 اندامی است که برای تقویت اندام‌های تناسلی مورد نیاز است؛ ✳️ می‌گوید: اندامی که به‌عنوان زائده تعریف‌شده ممکن است بدون کارکرد نباشد. نهنگ Basilisaraus که ۴۰ میلیون سال پیش می‌زیسته و اکنون فسیلش موجود است، استخوان‌های لگن فعال داشته که به هنگام جفت‌گیری از آن‌ها استفاده می‌کرده است و نهنگ‌های امروزی نیز بقایای لگن را دارند که بدون شک هنوز هم برای تقویت اندام‌های تناسلی آن‌ها موردنیاز است. 🔸ریدلی با اعتراف به وجود چنین کارکردی، باز بحث خود را از سر می‌گیرد و این کارکرد را مانع از تطبیق نظریه تکامل بر چنین مواردی و استفاده از آن‌ها به‌عنوان شاهد تکاملی نمی‌داند. ❇️ وی می‌گوید: اگر نهنگ‌ها مستقل از سایر چهارپایان سرچشمه گرفته بودند چه دلیلی داشت که می‌باید استخوان‌هایی را که برای مفصل‌بندی پاهای عقبی ساخته‌شده، در تقویت اندام‌های تولیدمثلی به کار بگیرند؟ اگر این‌ها واقعاً مستقل می‌بودند بایستی برای برپاداشتن و تقویت اندام‌های تناسلی پشتیبانی‌های دیگری می‌داشتند. ✍🏼 حمید امامی‌فر 🌏 @Evolve