علوم انسانی رایج، گرچه تفاوتهای بزرگی با علوم طبیعی دارند، لیکن از نظر جهان بینی حاکم بر آنها، هر دو تابع جهان بینی تکاملی میباشند. به بیان دیگر علوم انسانی نیز همانند علوم طبیعی تحت سیطره و نفوذ کامل جهان بینی مادی، تکامل انسان را محصول طبیعی محیط زیست تصور میکند. رنه دوبوس میگوید:
«مفاهیم تکاملی همچنین در مورد سازمانهای اجتماعی و هنر نیز اعمال شده است. در حقیقت اغلب احزاب سیاسی، دین شناسی، جامعهشناسی، تاریخ یا هنر مفاهیم تکاملی را به عنوان مبانی دکترین خود آموزش می دهند؛ برهمین اساس، بیولوژی تئوریک (مدلهای تکاملی در بیولوژی) تمام فرهنگ غرب را بهطور غیر مستقیم و از طریق مفهوم تغییر تکاملی تاریخی تسخیر نموده است: مقاله آمریکن اسکالر
مریل وین دیویس در کتاب «داروین و بنیادگرایی مسیحی» سلطه و اهمیت نگاه تکاملی را چنین توضیح می دهد:
تئوری تکامل، یعنی دگرگونی و سازگاری در طول زمان، نقطه عطفی در تاریخ روشنفکری جهان به حساب آمده و پایه و اساس درک عمومی ما شده است
بهصورت کلی میتوان گفت که نظریه تکامل بااینکه نظریهای زیستشناختی در مورد انسان است؛ ولی بهنوعی تمام عرصههای مربوط به انسان را تحت تأثیر قرار داده است. حوزههای پزشکی، اعتقادی، درمان، روانشناسی، اخلاق، جامعهشناسی، سیاست، حقوق .... . رد پای نظریه تکامل را در همین عصر فعلی بهصورت کاملاً پررنگ در همه این عرصهها میتوان مشاهده کرد.
حال اگر بخواهیم گامی در عرصه فرهنگ و اسلامی سازی و احیای علوم انسانی اسلامی برداریم چاره ای جز این ندرایم که نسبت به این نگاه به انسان فکری کنیم
مقام معظم رهبری می فرمایند:
پایه و مبنای علوم انسانی ای که امروز در غرب مطرح است، از اقتصاد و جامعهشناسی و مدیریت و انواع و اقسام رشتههای علوم انسانی، بر مبنای یک معرفت ضد دینی و غیر دینی و نامعتبر از نظر کسانی است که به معرفت والا و توحیدی اسلامی رسیده باشند. [بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه ها. 26/9/1383].
علوم انسانی بر مبادی و مبانی متعارض با مبانی قرآنی و اسلامی بنا شده است. علوم انسانی غرب مبتنی بر جهان بینی دیگری است، مبتنی بر نگاه دیگری از عالم افرینش است و غالبا مبتنی بر نگاه مادی است. باید در زمینه های گوناگون به نکات و دقائق قرآن توجه کرد و مبانی علوم انسانی را در قرآن کریم جستجو و پیدا کرد. [بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از بانوان قرآن پژوه کشور. اول ذی القعده 1430]
طراحیهوشمندانه؛ برنامهای علمی با ابعاد خداباورانه و فرهنگی
گفتوگو با ویلیام دمبسکی/ ترجمه: حمیرا افشارویلیام آلبرت دمبسکی[۱] (متولد ۱۸ جولای ۱۹۶۰) در سال ۱۹۸۸ درجهی دکتری خود را در ریاضیات از دانشگاه شیکاگو دریافت کرد و سپس در سال ۱۹۹۶ از مدرسهی علوم الهی پرینستون[۲] مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشتهی الهیات اخذ کرد. دمبسکی در هر دو دورهی فوق لیسانس و فوق دکتری، بورس تحصیلی بنیاد ملی علوم[۳] را دریافت کرد و تاکنون در دانشگاههای نورث وسترن[۴]، نوتردام[۵] و دالاس[۶] تدریس کرده است. او دورههای فوق دکتری خود را در رشتهی ریاضیات در دانشگاه MIT، در رشتهی فیزیک در دانشگاه شیکاگو و در شاخهی علوم کامپیوتر در دانشگاه پرینستون گذرانده است.
دکتر دمبسکی، استاد موسسهی اکتشاف سیاتل، مقالات متعددی در مجلات مربوط به ریاضیات، فلسفه و الهیات داشته است و مولف بیش از ده کتاب است. مهمترین دیدگاه او این است که اگر منشأهای دیگری به جز طراحی احتمال کمتری برای پیدایش جهان داشته باشند، در این صورت با درجهی قطعیت معقولی میتوان طراحی را نتیجه گرفت. در کتاب استنتاج طراحی: حذف تصادف از طریق احتمالات وقوع کمتر (کمبریج، ۱۹۹۸)[۷]، او به بحث دربارهی برهان طراحی در زمینهی پسا-داروینیسم میپردازد و روابط میان تصادف، احتمال و علت هوشمند را تحلیل میکند. بارها در مقالات روزنامهها و مجلات به کار او اشاره شده است؛ از جمله در سه گزارش علمی که در صفحهی اول روزنامهی نیویورک تایمز به چاپ رسیده است. دمبسکی در چند برنامهی تلویزیونی نیز حضور داشته است.
thebestschools.org, January 2012, Updated in May 2016
آن چه در ادامه خواهید خواند، بخشی از مصاحبه مفصلی با ویلیام دمبسکی است که در سال ۲۰۱۲ صورت گرفته است. متن کامل این مصاحبه، به همراه مصاحبههای جذاب دیگر، به زودی توسط انتشارات پارسیک منتشر خواهد شد.