نمی خواهیم از حوادثی که الان در حال وقوع در آمریکا است به صورتی غیر واقعی علیه تکامل گرایی استفاده کنیم، چرا که این یک حقیقت است که ریشه نژاد پرستی اگر دنبال کنیم به یک بحث علمی می رسیم و آن این است که نژاد سیاه شباهت بیشتری به انسان نئاندرتال دارد و پست تر از نژاد سفید محسوب می شود و این دقیقا همان نگاه تکاملی به انسان ها و رنگ چهره آنها است. ادوین کونکلین، استاد جانور شناسی و زیست شناسی دانشگاه اوهایو می نویسد
مقایسه هر یک از نژادهای مدرن با انسان نئاندرتال نشان می دهد که نژادهای سیاه بیشتر از نژادهای سفید یا زرد با انسانهای اولیه قرابت دارند، برای کسانی که به برتری نژاد سفید معتقدند هر گونه توجهی باید معطوف به تلاش برای حفظ خلوص، استقرار و تامین جدایی بین نژادها باشد (Conklin 1921)
تفکر نژاد پرستانه و برتری نژاد سفید بر دیگر نژادها را در خود عبارات داروین ریشه دارد. وی زمانی که به تحلیل شکست ترکها در جنگ با حکومتهای اروپایی می پردازد دلیل آن را برتری نژادی اروپاییان می داند. وی در نامه ای که در سوم جولای 1881 برای یکی از دوستان خود نوشته است چنین میگوید:
می توانم نشان دهم که جنگ بر مبنای انتخاب طبیعی عامل توسعه تمدن بوده است... بر همین اساس، نژادهای سفید اروپایی متمدن تر در تنازع برای بقا، ترکها را مغلوب نموده اند. (C. Darwin, The Life and Letters of Charles Darwin 2008, 263)
https://eitaa.com/Evolve
توماس هاکسلی یکی از برجسته ترین متفکرین تکاملی در قرن بیستم جمله ای دارد که دیگر جای هیچ بحثی را در این زمینه باقی نمی گذارد و حقیقت نگاه تکاملی را به نمایش می گذارد وی می گوید:
ممکن است که برخی از سیاهان بهتر از برخی سفیدها باشند ولی هیچ انسان عاقل و آگاه بر حقایقی باور ندارد که انسانهای سیاه پوست برتر از سفید پوستان می باشند
It may be quite true that
some negroes are better than some white men; but no
rational man, cognizant of the facts, believes that the
average negro is the equal, still less the superior, of the
average white man (T. H. Huxley 2009, 23) .https://eitaa.com/Evolve
اگر بخواهیم به خوبی نگاه تکاملی در اخلاق را در جامعه پیاده سازی کنیم، جنگ و خشونت و قتل و کشتار یکی از ارکان آن است، یعنی نمی توان مدافع تکامل و اخلاق تکاملی باشیم و منطقا از صلح و دوستی سخن بگوییم چرا که اساس تکامل بر بقای اصلح است و اساسا جنگ و خونریزی و حذف نژادهای ضعیفتر باعث توسعه تکاملی می شود، آرتور کیث میگوید:
اغلب در سال 1914 گفته می شد که دکترین تکامل داروین جنگ را در اروپا، به ویژه در آلمان دمیده است. بیان چنین اعتقادی هنوز می تواند مورد توجه قرار گیرد. در سال 1935 کمیته ای از روانشناسان، به عنوان نمایندگان سی ملت، مانیفستی را تقریر کردند که در آن آمده است «جنگ محصول یا نتیجه ضروری تئوری داروین است». قانون تکامل آنچنان که توسط داروین فرموله شده است، تحلیل جنگ بین المللی را ارائه می کند. (Keith 1949, 149)
تأثیر تفکر تکاملی در علوم سیاسی را میتوان در نگاه افرادی که متأثر از کارل مارکس میباشند دنبال کرد. افرادی مانند کارل بکر که دهههای متمادی تفکر تکاملی را در علوم سیاسی بر اساس مبنای بقای برتر داروینی در جوامع مدرن ارائه کرد، تا زمانی که تبعات منطقی بحث خودش (قدرت حق میآورد) را مشاهده کرد. و آن زمانی بود که تجاوز وحشیانه وابستگان هیتلر را به اروپا دید. رک ( Brown, 1970)