لیدیمن در کتاب مشهور فلسفه علم خود می گوید: امروزه تئوری تکامل را نه بهعنوان یک تئوری که بهعنوان یک حقیقت علمی در جوامع علمی پذیرفته و آن را تدریس میکنند. قدرت و تأثیر نظریه تکامل داروین به حدی است که حتی دانشمندان بزرگی مانند فروید، تلاش دارند که کار خود را در بحث سرکوب جنسی به قدرت نظریه داروین و همتراز با او جلوه دهند و یا فردی مانند انگلس، نظریه مارکس را در توانایی و قدرت علمی به نظریه داروین تشبیه میکند
در دنیای امروز تکامل اجتماعی به عنوان یک حقیقت در مدارس و دانشگاههای دنیا تدریس میشود. در کلیه زمینه های مرتبط با علوم اجتماعی، فرضیات تکاملی به عنوان مبنای این علوم در قالب کتابهای درسی و در دوره های مختلف به دانش آموزان و دانشجویان عرضه میشود. جان دیویی یکی از پر نفوذترین فیلسوفان آمریکایی، فلسفه اش براساس داروینیسم بنا شده است.
علوم انسانی رایج، گرچه تفاوتهای بزرگی با علوم طبیعی دارند، لیکن از نظر جهان بینی حاکم بر آنها، هر دو تابع جهان بینی تکاملی میباشند. به بیان دیگر علوم انسانی نیز همانند علوم طبیعی تحت سیطره و نفوذ کامل جهان بینی مادی، تکامل انسان را محصول طبیعی محیط زیست تصور میکند. رنه دوبوس میگوید:
«مفاهیم تکاملی همچنین در مورد سازمانهای اجتماعی و هنر نیز اعمال شده است. در حقیقت اغلب احزاب سیاسی، دین شناسی، جامعهشناسی، تاریخ یا هنر مفاهیم تکاملی را به عنوان مبانی دکترین خود آموزش می دهند؛ برهمین اساس، بیولوژی تئوریک (مدلهای تکاملی در بیولوژی) تمام فرهنگ غرب را بهطور غیر مستقیم و از طریق مفهوم تغییر تکاملی تاریخی تسخیر نموده است: مقاله آمریکن اسکالر
مریل وین دیویس در کتاب «داروین و بنیادگرایی مسیحی» سلطه و اهمیت نگاه تکاملی را چنین توضیح می دهد:
تئوری تکامل، یعنی دگرگونی و سازگاری در طول زمان، نقطه عطفی در تاریخ روشنفکری جهان به حساب آمده و پایه و اساس درک عمومی ما شده است
بهصورت کلی میتوان گفت که نظریه تکامل بااینکه نظریهای زیستشناختی در مورد انسان است؛ ولی بهنوعی تمام عرصههای مربوط به انسان را تحت تأثیر قرار داده است. حوزههای پزشکی، اعتقادی، درمان، روانشناسی، اخلاق، جامعهشناسی، سیاست، حقوق .... . رد پای نظریه تکامل را در همین عصر فعلی بهصورت کاملاً پررنگ در همه این عرصهها میتوان مشاهده کرد.
حال اگر بخواهیم گامی در عرصه فرهنگ و اسلامی سازی و احیای علوم انسانی اسلامی برداریم چاره ای جز این ندرایم که نسبت به این نگاه به انسان فکری کنیم
مقام معظم رهبری می فرمایند:
پایه و مبنای علوم انسانی ای که امروز در غرب مطرح است، از اقتصاد و جامعهشناسی و مدیریت و انواع و اقسام رشتههای علوم انسانی، بر مبنای یک معرفت ضد دینی و غیر دینی و نامعتبر از نظر کسانی است که به معرفت والا و توحیدی اسلامی رسیده باشند. [بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه ها. 26/9/1383].
علوم انسانی بر مبادی و مبانی متعارض با مبانی قرآنی و اسلامی بنا شده است. علوم انسانی غرب مبتنی بر جهان بینی دیگری است، مبتنی بر نگاه دیگری از عالم افرینش است و غالبا مبتنی بر نگاه مادی است. باید در زمینه های گوناگون به نکات و دقائق قرآن توجه کرد و مبانی علوم انسانی را در قرآن کریم جستجو و پیدا کرد. [بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از بانوان قرآن پژوه کشور. اول ذی القعده 1430]