eitaa logo
اسرار پر ابهام فکت
23.8هزار دنبال‌کننده
42.6هزار عکس
7.1هزار ویدیو
0 فایل
واقعیت های عجیب و هراس انگیز 😱😨 جهت رزرو تبلیغ محدود و گسترده @sadateshonam )
مشاهده در ایتا
دانلود
نیمچه لبخندی برای آرامشش زدم و پلک‌هام رو به معنای باشه بهم زدم که خوشحال از اتاق بیرون رفت.از مهری خواسته بودم علی رو به اتاق راه نده،چون واقعا آمادگیِ رو به رو شدن باهاشُ نداشتم حالم اصلا خوب نبود خونریزی زیادی داشتم که حالا حالاها نیازمند به استراحت بودم، طفلی مهری عین پروانه دورم میگشت و ازم مراقبت میکرد شب نشده از خستگی خوابش برد.نورِ فانوس داخل اتاق افتاد و بعد قامت علی بود که داخل چارچوب نمایان شد چشمانمُ فوری بستم تا مجبور نشم کلامی حرف بزنم،علی شعله ی نورِ فانوسُ کمتر کرد و....کنارم نشست دیگه مثل قبل با هر نوازشش دلم براش ضعف نمیرفت،همچنان دستمُ گرفته بود که با خیس شدنِ دستم متوجه شدم داره اشک میریزه،با صدایی که از گریه دورگه شده بود گفت.... - من معذرت میخوام ماه صنم، میدونم که بیداری، ولی همون چشمات باز نکنی بهتره چون منم طاقتِ نگاه کردن بهشونُ ندارم، نمیدونم چی شد که کنترل خودم از دست دادم و این غلط اضافیُ کردم،بخدا وقتی میبینم سرکار عین ده نفر کار میکنم ولی بعدش صاحبکار با بی رحمی پولمُ کامل نمیده عصبی میشم.اشتباهی کردم که قابلِ جبران نیست اما تا جایی بتونم کمکت میکنم تا دوباره سر پا بشی هر پزشکی بخوایی میبرمت تا مشکلت حل بشه فقط بهم فرصتی دوباره بده آهسته گفتم :برو بیرون علی،چند روز از اینجا برو نمیدونم کجا ولی بروعلی دوباره نوازشم کردو بی صدا از در خارج شد. دلم خون بود من هنوز عاشق علی بودم و از این می‌ترسیدم هیچوقت دوباره باردار نشم و علی ترکم کنه،تا نزدیک صبح بیدار بودم و به آینده ی نه چندان خوشایندی که در انتظارم بود فکر میکردم.آذر کله سحر با شکم بزرگش به دیدنم آمده بود - سلام ننه تصدقت برم چطوری ؟لبخندی بهش زدم که چطور خسته شده بود از پیاده روی و به هن هن افتاده بود،خوبم دخترم، چرا آمدی مگه نگفتم خوبم نمیخواد بیایی؟مهری وسط حرفمون پرید و گفت: ننه نگاش کن چطور پره های دماغش باز و بسته میشن از بس خسته شده عین مرغ همسایه شده خپلی و تنبل آذر خم شد و بالشتی برداشت و به طرفِ مهری پرت کرد و گفت: مهری سَقط نشی میکشمت به آبجی بزرگت میگی مرغ ؟مهری هم با جیغ جیغِ خنده میگفت: خوب هستی دروغ نگفتم نفس عمیقی کشیدم و به دو دخترم نگاه کردم که چجوری داشتن به صورت نمایشی به جون هم میفتادن تا منو بخندونن بعد از یه هفته تونستم سر و پا بشم، تو این مدت علی طبق خواسته ایی که ازش داشتم رفته بود و به خونه نیومده بود درسته حماقته و شاید خنده دار!!!اما عجیب دلتنگش بودم. کارم شده بود از این مطب به مطب دیگه رفتن پیش پزشک های حاذقِ شهر تا شاید یکیشون کاری برام کنه، اما تنها جمله ای که ازشون میشندیم این بود - متاسفم خانم رحم شما دیگه تونایی باروری نداره شاید این جمله گفتنش برای اون پزشک ها راحت بود اما طوری برای من سخت بود که انگار با آسیاب دستی قلبمُ میکوبیدن و پودر میکردن خیلی سخته بخصوص برای من که تازه با خانواده شوهر خوب شده بودم اگه باخبربشن مطمئنا با اینکه پسر خودشون مقصر بود باز جنگ و جدل راه میانداختن که ما برای پسرمون وارث میخوایم بالاخره بعد از پانزده روز علی با رویی خجل به خونه آمد.مهری سلامی به علی کرد و رو به من گفت - ننه من میرم تا پیشِ بی بی اکرمُ برمیگردم سری تکون دادم دخترکم اونقدر با درک و شعور بود که به این بهانه ما رو تنها گذاشت علی دستی به موهای پرپشتش کشید و قدم زنان به کنارم آمد و دو زانو جلوم نشستم، بااینکه دلم براش پر میکشید و کاسه چشمام پر و خالی از اشک میشد اما خودمُ عادی نشون دادم و منتظرِ نمایشی که قراره علی بر پا کنه!علی بر خلاف اونچه تصور کرده بودم تا حالا! خم شد و گوشه چارقدمو بوسید و سرشُ روی پام گذاشت و با گریه گفت: شرمنده‌ام، شرمنده، خاک به سر من که دستی دستی زندگیِ خودمُ نابود کردم.من اونقدر خجل هستم که حتی نمیتونم درست تو چشمات نگاه کنم و حرف بزنم منو ببخش که قرار بود مرهمِ دردهات بشم نه دردی روی همه ی دردهایی که کشیدی دستمُ برداشت و روی صورتش گذاشت و گفت: جان عزیزت نوازشم کن نمیدونم چقدر بهم این چند روز سخت گذشته.جانِ عزیزمُ قسم میداد،نمیدانست عزیزتر از خودش نیست! من از عزیزترینم دلخور و رنجیده خاطر بودم اما چه میشه کرد راهی بود که خودم انتخاب کرده بودم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ضربان ساز قلب، دستگاهی که جان میلیون ها نفر در جهان را نجات داده توسط مهندس جان هاپس به طور تصادفی اختراع شد!!🙄 این دانشمند به دنبال یک راه برای گرم کردن بدن انسان بود و ناگهان کشف کرد دستگاهی که او طراحی کرده با تولید پالس های الکتریکی می تواند یک قلب یخ زده را وادار به حرکت کند و به این ترتیب نخستین ضربان ساز قلب ساخته شد!!🫀 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🔺 ماهی توهم زا این ماهی که میبینید اسمش ساربا سالپاست و با خوردنش ۳۶ ساعت توهم میزنید. +مفهوم توهم از نظر خودم : یک پرده از واقعیت برای شما برداشته میشه که با توجه به ظرفیتتون یا رنج میبرید یا لذت!؟ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🌎تصویری از یک دندان نهنگ..!🐋😯 فکرکن اگه گازت بگیره😶 ☠ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حاکم ایالت "کیپ" دستور داد که از جان گبهارد رفع اتهام شود و نام او از لیست جنایتکاران پاک شود. همچنین مقرر داشت که مبلغ ۱۰۰۰ لیره به مادر داغدار او که جان پسرش را بیگناه گرفته بودند بپردازند و سالی ۱۰۸ لیره مقرری برای او در نظر گیرند حاکم آنجا همچنین دستور داد که جسد " جان گبهارد را از گور بیرون آورده و مجددا به خرج دولت در محل مناسب دیگری بخاک .بسپارند هنگام انجام این دستور مادر جان گبهارد نیز به همراه مقامات دولتی برای بیرون آوردن جسد پسر بیگناهش که تنها دو ماه پیش دفن شده بود، به گورستان پارل مانتن رفت و هنگامی که مأمورین سنگ و خاک را از روی گور پسرش بر می داشتند تا تابوت را بیرون بکشند با دیدگانی غمزده به نظاره ایستاده بود. سرانجام تابوت را بیرون کشیدند ، ابتدا رئیس زندان تابوت را آزمایش کرد و لاک و مهر آنرا بازدید نمود بعد با احتیاط در آن را گشودند ، لیکن حاضران فریادی از وحشت برکشیدند و با تعجب فراوان مشاهده کردند که تابوت خالی است و جسدی در آن وجود ندارد!!! 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
✅فیلم: "نفرین چشم سیاه" Biaz Kara Iyenin Laneti [2025] ━━━༺📯༻━━━ 🔲👻₰ژانر:ترسناک,هیجان‌انگیز 🔲👻₰محصول:ترکیه''🇹🇷" 🔲👻₰امتیاز:8.8از10''⭐️'' ━━━༺📯༻━━━ 💬 خلاصه داستان: احضار روح را برای تفریح ترتیب می دهند. چهار دوست صمیمی که در رشته دندانپزشکی در دانشگاه تحصیل می کنند، پس از قبولی در امتحانات پایان ترم، تصمیم می گیرند استرس را از بین ببرند. جوانان مراسم احضار روح را ترتیب می دهند و فکر می کنند که سرگرم خواهند شد... ━━━༺📯༻━━━ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
دختر 12 ساله خواهر 8 ساله خود را به خاطر اختلاف آیفون خفه کرد😐 در شهر تنسی ابن دوخواهر تعطیلات تابستانی خود را می گذراند. اخیراً بین آنها بر سر گوشی آیفون دعوا به وجود آمد و دختر بزرگتر از کوچکتر کینه توزی داشت. او صبر کرد تا خواهرش به خواب رفت، بالشی برداشت و شروع به خفه کردن او کرد تا اینکه دختر دیگر علائم زندگی از خود نشان نداد. او سپس جسد را در موقعیت طبیعی خود قرار داد، به این امید که دخالت او در قتل فاش نشود. با این حال، این دختر در نظر نگرفت که دوربین نظارتی نصب شده در اتاق از تمام اقدامات او فیلمبرداری کرده است.😐 اکنون او به قتل متهم شده است و دادستانی قصد دارد او را به عنوان یک بزرگسال محاکمه کند. 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🌍 بد نیست بدونید غذا خوردن ملکه الیزابت یه تایم مسخره داره و ایشون که سر میز دست از غذا خوردن برداره یك نفر هم جرأت ندارد به غذا خوردن ادامه دهد متاسفانه اگر هنوز هم گرسنه باشه هرگز نمیتونه به غذا خوردن و نوشیدن ادامه بده و اگر این کار رو انجام بده به شدت مجازات میشه این یك قانون سختگیرانه در خاندان سلطنت است 💥📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🌏نخستین کبریت شیمیایی در سال ۱۸۲۷ میلادی بدست «جان واکر» برساخته شد. واکر در آزمایشگاهش هنگامی که ظرفی از مواد شیمیایی را هم می‌زد، از تکه چوبی برای هم زدن آمیخته‌ای از آنتیموان سولفیت، پتاسیم کلرات، صمغ و نشاسته استفاده کرد. 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱🎃 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
همنطور که میدونید خمیازه کشیدن واگیر داره! تئوری هست که میگه وقتی تو خونه تنهاییم و بی دلیل خمیازه میکشیم دلیلش اینه که مغزمون یه موجود نامرئی رو دیده که در حال خمیازه کشیدنه و بهش واکنش نشون میده! الان هم با خوندن این متن و دیدن عکس خمیازتون گرفته☠☠ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱🎃 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌