eitaa logo
اسرار پر ابهام فکت
23.9هزار دنبال‌کننده
42.5هزار عکس
7هزار ویدیو
0 فایل
واقعیت های عجیب و هراس انگیز 😱😨 جهت رزرو تبلیغ محدود و گسترده @sadateshonam )
مشاهده در ایتا
دانلود
دقایقی طول نکشید که علی به دنبالم آمدو هی صدام میزد - ماه صنم، ماه صنم، کجایی خانوم؟محکم زانو هامُ بغل کرده بود و نی نی وار خودمُ مثل گهواره تکون میدادم،علی فانوس روشن کرده بود و پشت در اتاق هی صدام میزد.صداش رو مخم بود، با صدای بلند که بخاطر گریه، شبیه صدای خروس شده بود بلند گفتم - دست از سرم بردار علی...نمیخوام ببینمت تا صدای جیرینگ جیرینگِ گیس های بافته شده ی ثریا دیدی من فراموش کردی ؟! آخه لعنتی دختره ده ساله بشه هووی من منتظر بودم علی بگه،نه من یه تار موتُ به صد تا ثریا عوض نمیکنم ولی زهی خیال باطل علی مشتی به در اتاق زد و گفت: - اخه لامروت منم دل دارم، دلم میخواد تو خونم صدای گریه بچه بپیچه،مگه جرم میکنم! همه سه تا سه تا زن میگیرن ولی من بخاطر هوا هوس که نمیخوام هوو سرت بیارم.اونقدر با شنیدن حرف هاش دلشکسته و عصبی شده بودم که حد نداشت از جا برخواستم و در باز کردم که علی فوری بلند شد و رو به روم ایستاد، نزدیکش رفتم طوری که هُرم نفساش به صورتم میخورد، تو صورتش فریاد زدم - میخوای زن بگیری آره ؟ باشه بگیر ولی نه ثریا، نه دخترِ جیران، فهمیدی!! همین صبح زود میری از زیر زمین هم که شده گاریچی پیدا میکنی، منو می‌بری خونه،وگرنه به خدا قسم تا خودِ شهر با پای پیاده میرم علی از فرط استیصال محکم آب دهانش قورت داد و دستی تو موهای پر پشت و مشکیش کشید، با تصور اینکه به زودی یکی دیگه به جای من این موهای قشنگُ قراره لمس کنه،قطره اشکی از چشمم چکید با حالی خراب دوباره به داخل اتاق رفتمُ در بستم.شب تا صبح نتونستم پلک روی هم بزارم، علی دو ساعتی میشد رفته بود بیرون، بقچه هامونُ جمع کردم که علی داخل حیاط شد و اسممُ صدا زد - ماه صنم بیا بریم گاریچی منتظره از خدا خواسته بقچه ها رو داخلِ ساکی گذاشتم و بیرون رفتم که علی فوری ساکُ از دستم گرفت و جلوتر از من حرکت کرد.هر چی گاریچی از روستا دورتر میشد،حالِ منم بهتر میشد و نفسم بالاتر می‌اومدولی بر عکس من علی به شدت گرفته بود و اخم هاش تو هم یکی از بقچه ها رو باز کردمُ نون و پنیری و سبزی که همراهم آورده بودم رو سه ساندویچ کردم، یکی رو به مرد گاریچی دادم و یکی رو هم به علی .علی بی‌میل به کناری گذاشتش، اما من اونقدر گرسنه بودم که تا ته ساندویچمُ خوردم،تو دلم شاد بودم که دیگه از دستِ جیران راحت شدم اما خبر نداشتم که از دست سرنوشت نمیشه فرار کرد و اونچه تو تقدیرم نوشته عوض بشو نیست.چند روز از آمدنمون به شهرگذشته بود، دست و دلم به کاری نمیرفت،بی‌حوصله و کسل بودم و اینو مهری و آذر خوب متوجه شده بودن، پسر ها راهم فقط سر سفره ناهار میدیم.اما علی دیر وقت به خونه می‌اومد و بعد شامش فوری میرفت میخوابید و با عالم و آدم سرسنگین بود، با این کاراش میخواست منُ تسلیم کنه عمرا!!شب شده بچه ها شامشون خوردن و رفتن خوابیدن ولی علی هنوز به خونه نیومده،دلنگرون و غمگین چشمم به در حیاطِ تا بیاد ولی سپیده صبح زدُ علی نیومد، مهری با چشمانِ پف کرده کنارم آمد و گفت..... - ننه بیا برو بخواب، آخر دق میکنی زبونم لال میمیری، چشمانت شدن کاسه خونه بیا برو دو دقیقه سرت بزار زمین دیدم مهری خیلی دلواپسه خودمم از زور خواب دارم هلاک میشم از جا پا شدم و متکایی برداشتم و کنار رختخوابِ مهری سرم روش گذاشتم.بیدار که شدم بویِ عطر غذایِ مهری تو اتاق پیچیده بود، صداش زدم - مهری....مهرییی مهری، کفگیر به دست تو چارچوب در نمایان شد و گفت- جانم ننه دستی به سر دردناکم گرفتمُ گفتم :بابات نیومده ؟! - نه ننه نیومده هنوز...سری تکون دادم و سردردم بیشتر شد،میترسیدم بلا ملایی سرش آمده باشه.یه روز دیگه هم با نگرانی های من گذشت و علی به خونه نیومد، روز سوم در حیاط باز شد و علی با ننه، باباش وارد حیاط شد.ننه سکینه منو که داخل حیاط با سری بسته دید به طرفم آمد و در بغل گرفتُ گفت: خوبی ننه چرا اینقدر بهم ریخته ای این دستمال چیه بستی به سرت ؟ - سلام ننه خوش اومدین، از شازده پسرت بپرس، دو روزه زده رفته یه خبری به من نداده کجا میره چکار میکنه!! دق کردم که!!! علی نگاهی بهم انداخت و سرش پایین انداخت و مظلوم گفت: آره یادم رفت ببخش ...عصبی گفتم: همین! یادم رفت ببخش!!میدونی تو این دور روز مُردمُ زنده شدم
🌍لک لک shoebill شبیه دایناسور بالدار با قیافه ای خنده دار است. برای خنک نگه داشتن تخم خود آب دهانش را روی آن میریزد و چشم هایش دنیا را به شکل سه بعدی میبیند ! 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
کشف گنج ۵۰۰ هزار یورویی از شکم نهنگ گاردین: پس از کشف لاشۀ یک نهنگ عنبر در ساحل جزیره لاپالمای اسپانیا، یک متخصص آسیب‌شناسی که فکر می‌کرده نهنگ به‌دلیل مشکلات گوارشی مُرده، روده آن را بررسی کرده و به جسم سختی برخورده که به روده چسبیده بود. این متخصص بعد از اینکه آن جسم سنگ‌مانند را به ساحل برده متوجه‌شده که در دستانش یک قطعه «عنبر» است و بعد مشخص شده آن تکه حدود ۵۰۰ هزار یورو ارزش دارد. عنبر، یک ماده کمیاب است که در دستگاه گوارش نهنگ عنبر ساخته می‌شود و به آن «طلای شناور» می‌گویند. از این ماده گران‌بها در صنعت عطرسازی استفاده می‌شود. 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🔺این عکس‌‌ها فتوشاپ نیست این یک پدیده‌ای نادر است! گاهی وقت‌ها سنگی روی سطح دریاچه یخ زده قرار می‌گیرد، روزها بعد از تابش خورشید بر روی سنگ، یخ‌های اطراف و کمی از یخهای زیر سنگ آب می‌شود! بعد از فرا رسیدن شب فرایند آب شدن متوقف می‌شود و تکرار این روند بعد از چند غروب و طلوع خورشید، این صحنه‌ی فوق‌العاده را خلق می‌کند . 🌐  「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🔺 یوزپلنگ‌ها در ۳ ثانیه می‌ توانند سرعت دویدن خود را به ۹۶ کیلومتر بر ساعت برسانند به همین علت باید حداکثر در ۱۵ ثانیه شکار را بگیرند وگرنه مجبور می‌شوند برای جلوگیری از سکته قلبی و مغزی بایستند. 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
میدونستید هویج تو تبریز مصرف خیلی بالایی داره در حدی که اونجا هویج فروشی دارن؟! :))))) فقط هویج میفروشه مغازه پر از هویجه مشتریا کیلو کیلو هویج میخرن 🤔 @Full_FaCt
این شاهکاری که می‌بينيد، در رودبار گیلان کشف شده و هم‌اکنون در موزه ملی تهران نگهداری می‌شه. این شاهکار متعلق به ٣٠٠٠ سال پیش است. یعنی پانصد سال قبل از پایه‌گذاری سلسله هخامنشیان. عمر همین یک اثر تاریخی، از ٩٩% کشورهای جهان، بیشتره! 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
. اشکال و اجسامى که توسط مریخ پيماها عکسبرداری شده و ناسا هيچ توضيح واضحى براى آن ها ارائه نكرده. بعضى اين تصاوير را حاصل خطاى نور، ديد و خطاى عكس ميدانند و برخى هم به بيگانگان ربط ميدهند! 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
. نقاشی درون غارى در استراليا مربوط 5000سال ق.م تصویر موجودى با سر و بدن بزرگ، لباس عجیب! تصویر یک فضانورد با کلاه و کپسول گاز در پشت و لوله رابط را در ذهن تداعی میکند!! 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
. صبح اولين روزی که کشور سوئد جهت رانندگی‌ را از سمت چپ به سمت راست تغيير داد "١٩٦٧" تغییر کردن هیچوقت راحت نیست ولی قشنگه! 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🔸 خارق‌العاده س اگه بدونین بدن ما در هر دقیقه 19 سلول سرطانی بالقوه رو میکشه. به عبارت دیگر، هر دقیقه 19 بار ما رو از سرطان نجات میده.‌‌ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🌏‌این پیراهن ۱۴۰۰سال پیش دردوره ساسانی تن یه ایرانی بوده جنس ابریشم،طرح پرنده اساطیری باانگشتر مروارید برمنقار نشان تمدن غنی ایران کهن 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱