eitaa logo
اسرار پر ابهام فکت
23.8هزار دنبال‌کننده
42.5هزار عکس
7.1هزار ویدیو
0 فایل
واقعیت های عجیب و هراس انگیز 😱😨 جهت رزرو تبلیغ محدود و گسترده @sadateshonam )
مشاهده در ایتا
دانلود
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاوهایی که از یک دامداری بزرگ نجات داده شدن و برای نخستین بار چمن رو میبینن😍 🦊☔[ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
- میخواید با اقتدارتر دیده شید؟! هیچ‌وقت وقتی وارد یک محیط جدید میشید، با موبایل توی دست وارد نشید، اینم از اون سبک پستهای مورد علاقه تون         👇🇯‌🇴‌🇮‌🇳👇 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
• زمین متعلق به جن هاست • تاحالا شده فکرکنید ما متعلق به کره زمین نیستیم؟!🌏 •• یکی از جالبترین نظریه های توطئه بیانگر همین موضوع هستش و دلایل زیر رو بیان کرده : •• تاثیر جاذبه ماه و زمین روی ما انسانها و درنهایت کاهش عمر  ! •• بلا ها و حوادث طبیعی مثل سونامی،فوران اتشفشان،زلزله و...] که جون انسانها باهاش در خطره و ممکنه بمیرن •• حیوونای زیادی روی سیاره زمین هستن و خیلیاشون خطر ناکن و میتونن به انسان اسیب برسونن یا اونو بکشن •• زمین به جن ها تعلق داره چون هیچ چیز نمیتونه بهشون اسیب بزنه نه زلزله نه اتیش نه اب نه باد هیچی،از بلاهای طبیعی دور میمونن حیوونا باهاشون خوبن و بهشون صدمه نمیزنن با اب و هوا کنار میان و براشون فرقی نداره و حتی انسان هارو اذیت میکنن🩸 پ.ن: این میتونه فقط یه تئوری و نظریه باشه! - 🎗📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حیوانات با سندرم دان 🦁 🦊☔[  📢 برای ارتقا نشر دهید کپی بدون لینگ ممنوع 🚫 👩‍🔬 @danestanihayetebi 👨‍🔬 ☘
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ سلام داداشم ۴ ساعت پیش از سر کار با حال بد به همراه داییم اومد. خونه و وقتی از داییم توضیح خواستیم گفت انگار داداشم. چیزی دیده داییم ۳۶سالشه و داداشم۲۳ و هردو نما کار ساختمانن داداشم  حدود  یک ساعت یا نیم ساعت قبل شروع کرد به حرف زدن از زبان داداشم: محل کارمون تو دشت بود و دورو برمون باغ و کوه صاحب کار رفته بود نون بگیره برا صبحونه و دایی مشغول درست کردن آتیش بود برای دیدن اطراف رفتن سمت باغ ها تا اکه الوچه یا چاقاله ای دید بچینم  یکی از باغ ها دورو برس با چوب پوشونده شده بود نه حالت حصار بلکه درختای خشک شده رو انداخته‌ بودن رو هم  از تو باغ صدا میومد   رفتم ببینم اگه خونواده ای یا صاحب باغ هست ازش اجازه بگیرم از بین چوب ها تونستم تو‌باغ و ببینم وسط باغ یک حالت مثل برکه یا چشمه بود که دورو برش گیاه رشد کرده بود و اطرافش پر گل بود از پشت درخت کنار چشمه صدای پا اومد درخت گردو بزرگی بود و نمیتونستم پشتشو ببینم برای همین جا به جا شدم‌تا از زاویه دیگه ای ببینم همین حین پیرمردی با موتور رد شد و مشغول احوال پرسی بودم و ازش پرسیدم‌صاحب این باغ کیه؟ و پیرمرد گفت صاحبش تهرانیه و کم میاد این اطراف و ابیاری باغ توسط همین پیرمرد انجام میشه از پیرمرد اجازه خواستم تا برم تو باغ ولی پیرمرد گفت اجازه نداره و میتونم از باغ اون الوچه بچینم ازش تشکر کردم و پیرمرد رفت  و بهم گفت مواظب سگ های نگهبان باشم در باغ و پیدا کردم  در چوبی که به سبک قدیمی قفلش با چوب بودو میشد بازش کرد رفتم داخل رو به روم همون درخت گردو‌ بود از گوشه درخت  داشتم‌باغو میدیدم‌ تا اگه سگی داره  برم بیرون ولی یک خانم لخت دیدم لخت مادرزاد قد بلند و به شدت سفید  پشت خانومه سمت من بودو همینجوری داشت رو‌به رو نگاه میکرد قفل شده بودم و نمیتونستم تکون‌بخورم  وناخاسته خانم رو نگاه میکردم که خانمه خم شد و داشت چیزی میشست  ترسیده بودم که الان صاحب باغ میاد و بابت ورود بی اجازه به باغش و دیدن خانمش دعوای بزرگی میشه اما نمیتونستم حرکت کنم  وقتی به دستای خانمه نگاه کردم دیدم جنین دستشه بچه ناقص خیلی کوچیک  شاید اندازه یه توله سگ  ناقص بود نمیتونم قطعا بگم بچه ادم بود ولی صدای گریه اش مثل بچه ها. بود  از پشت باغ صدا پارس سگ اومد و خانمه با سرعتی باور نکردنی رفت سمت درختای اونور باغ و لای درختا کم شد و تونستم تکون بخورم دیگه نمیدونم چجوری فقط خودمو رسوندم  سر ساختمون و لکنت گرفته بودم  بقیه داشتن باهام صحبت میکردن که ببینن چی شده که دیدم خانمه از جلوی در سریع دوید سمت باغا و تموم مدت داشت حرفای مارو میشنید  و اونجا نتونستم حرفی بزنم انگار خانمه  پیشم بود بابام  میگه  همچین چیزای و افرادی که تو روستا زندگی میکنن زیاد میبینن حقیقت داره! ☠️     ⤥ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داستان ترسناک     ‌ سلام میخوام داستان و اتفاقاتی که برای خودم خواهرم رخ داده رو تعریف کنم منو خواهر دوقلوم خیلی وقته که درگیر یه سری مسائل شدیم که تازگیا برامون تبدیل به کابوس شده و داره به خانوادم سرایت پیدا میکنه داستان از اونجایی شروع شده که منو خواهرم از هر روابطی چه عاشقانه و حتی اجتماعی و خانوادگی دوری میکنیم حتی هر خواستگاری که برامون میاد نمیتونیم اون آدم رو بپذیریم برای مادرم سخت بود که هر دوی دختراش با این وضعیت دارن سر میکنن تا اینکه خالم یه نفر و معرفی کرد که دعا مینویسه واسه همه چی گفت که من خودم انجام دادم برای روزی و اینطور چیزا خیلی خوب بوده توام بیا و بخاطر دخترا باهاش تماس بگیر شاید بهتر شدن و تونست کاری بکنه مامان منم قبول کرد و تماس گرفتیم وقتی که اول شروع کرد به فال گرفتن  به منو خواهرم گفت که قبلا توی یه خونه قدیمی زندگی میکردید گفتیم که بله گفت اونجا یه شخصی شما دوتارو طلسم کرده و نسبت به زندگی و آدما و حتی خانوادتون سرد شدید و خیلی چیزای دیگه که شک منو به این آدم تبدیل به یقین کرد و من مطمئن شدم که واقعا توانایی خاصی توی این زمینه داره بعد این صحبتا گفت که براتون یه دعا مینویسم میفرستم انجامش بدید انشالله که اوضاع خوب میشه بعد چند روز بسته به دستمون رسید و همه چیو مو به مو انجام دادیم بعداز چند وقت که همه چی داشت بهتر میشد دوباره تمام اون حسایی که قبلا داشتیم تکرار میشد تا اینکه یه روز صبح بیدار شدم و کل خونرو جارو کشیدم و بعدش رفتم جلوی بخاری دراز کشیدم که یهو دیدم یه سوزن به صورت عمودی جلوی بخاری بود و این خیلی شوکه کننده بود که من چند لحظه پیش همونجارو جارو برقی کشیده بودم و بدتر اینکه ما اصلا همچین سوزنی نداشتیم اونم سوزنی که انگار با حرارت سیاه شده بود چند روز بعدش یه سنجاق کنار فیوز برق خونمون پیدا شد جایی که خودم اکثر مواقع اون اطراف و دستمال میشکم چند وقت  گذشت و خبری نبود یه شب که میخواستیم بخوابیم یهو خواهرم گفت که انگار یه چیزی توی بالشتمه دست زد گفت انگار سنگی چیزیه مامانمم یه چاقو و قیچی برداشت و بالشت و شکافت دید که یه تیکه سنگ توی بالشت خواهرم بود دوباره زنگ زدیم به اون خانم و ماجرارو براش تعریف  کردیم گفت که اون سوزن طلسم سیاهه که هرکسی برای هر چیزی انجامش نمیده نمیدونم کیه که دست از سر شما بر نمیداره و هرکسی که هست متوجه میشه شما باطل سحر انجام میدید و دوباره طلسمتون میکنه من خودم فکر میکنم که یه شخصی یه موکل یا هر چیز دیگه ای که شاید یه اسم دیگه ای داشته باشه میاد توی خونمون و این طلسم هارو میزاره توی خونمون وگرنه مطمئنم که گذاشتن اونا توی خونمون کار انسان نیست الانم چند وقته که انگار یه چیزی داره اذیتمون میکنه آبجیم یه شب توی خواب و بیداری دونفر و دیده بود که بالای سرش حرف میزنن ،مامانم چند شب پیش شنیده بود که در یخچال باز شده و یه نفر آب خورده و لیوانشو گذاشته روی سینک وقتی نگاه انداخته دیده هیچکی نیست ،خودم یه شب از خواب پریدم و وقتی میخواستم دوباره بخوابم انگار یکی اومد کنارم دراز کشید و کنار گوشم زمزمه کرد و رفت ، حتی بعضی وقتا که میخوام آشپزی کنم میرم سراغ قابلمه انگار یه نفر توش آشپزی کرده نشسته و کثیف اونو گذاشته کنار بقیه ظرفا بعضی وقتا که دراز میکشم یه نفر از پشت موهامو میکشه دیگه واقعا نمیدونیم چیکار کنیم حتی همین امروز که داشتم صبحانه میخورم یهو قاشق مربا از توی ظرفش پرت شد اونور فقط امیدوارم که بفهمیم این اتفاقات کار کیه و اینکه اوضاع بهتر بشه باید بگم که تمام این چیزایی که گفتم حقیقته و اینکه کسی بگه دروغه و واقعیت نداره شاید براش اتفاق نیوفتاده الان که دارم این داستانو مینویسم واقعا ترس توی وجودمه ممنون که داستان من رو خوندید ☠️     ⤥ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باز سازی یه زن مومیایی 🦉 🦊☔[ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فهمیدی این چیه🥺🤏🏻 ‌‌ 🦊☔[ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان مردی که سگش نجات دادش🥶🥵 ‌‌ 🦊☔[ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا