داستان ترسناک #ارسالی
سلام میخوام داستان و اتفاقاتی که برای خودم خواهرم رخ داده رو تعریف کنم
منو خواهر دوقلوم خیلی وقته که درگیر یه سری مسائل شدیم که تازگیا برامون تبدیل به کابوس شده و داره به خانوادم سرایت پیدا میکنه
داستان از اونجایی شروع شده که منو خواهرم از هر روابطی چه عاشقانه و حتی اجتماعی و خانوادگی دوری میکنیم حتی هر خواستگاری که برامون میاد نمیتونیم اون آدم رو بپذیریم برای مادرم سخت بود که هر دوی دختراش با این وضعیت دارن سر میکنن تا اینکه خالم یه نفر و معرفی کرد که دعا مینویسه واسه همه چی گفت که من خودم انجام دادم برای روزی و اینطور چیزا خیلی خوب بوده توام بیا و بخاطر دخترا باهاش تماس بگیر شاید بهتر شدن و تونست کاری بکنه
مامان منم قبول کرد و تماس گرفتیم وقتی که اول شروع کرد به فال گرفتن به منو خواهرم گفت که قبلا توی یه خونه قدیمی زندگی میکردید گفتیم که بله گفت اونجا یه شخصی شما دوتارو طلسم کرده و نسبت به زندگی و آدما و حتی خانوادتون سرد شدید و خیلی چیزای دیگه که شک منو به این آدم تبدیل به یقین کرد و من مطمئن شدم که واقعا توانایی خاصی توی این زمینه داره بعد این صحبتا گفت که براتون یه دعا مینویسم میفرستم انجامش بدید انشالله که اوضاع خوب میشه
بعد چند روز بسته به دستمون رسید و همه چیو مو به مو انجام دادیم بعداز چند وقت که همه چی داشت بهتر میشد دوباره تمام اون حسایی که قبلا داشتیم تکرار میشد
تا اینکه یه روز صبح بیدار شدم و کل خونرو جارو کشیدم و بعدش رفتم جلوی بخاری دراز کشیدم که یهو دیدم یه سوزن به صورت عمودی جلوی بخاری بود و این خیلی شوکه کننده بود که من چند لحظه پیش همونجارو جارو برقی کشیده بودم و بدتر اینکه ما اصلا همچین سوزنی نداشتیم اونم سوزنی که انگار با حرارت سیاه شده بود
چند روز بعدش یه سنجاق کنار فیوز برق خونمون پیدا شد جایی که خودم اکثر مواقع اون اطراف و دستمال میشکم چند وقت گذشت و خبری نبود یه شب که میخواستیم بخوابیم یهو خواهرم گفت که انگار یه چیزی توی بالشتمه دست زد گفت انگار سنگی چیزیه مامانمم یه چاقو و قیچی برداشت و بالشت و شکافت دید که یه تیکه سنگ توی بالشت خواهرم بود
دوباره زنگ زدیم به اون خانم و ماجرارو براش تعریف کردیم گفت که اون سوزن طلسم سیاهه که هرکسی برای هر چیزی انجامش نمیده نمیدونم کیه که دست از سر شما بر نمیداره و هرکسی که هست متوجه میشه شما باطل سحر انجام میدید و دوباره طلسمتون میکنه
من خودم فکر میکنم که یه شخصی یه موکل یا هر چیز دیگه ای که شاید یه اسم دیگه ای داشته باشه میاد توی خونمون و این طلسم هارو میزاره توی خونمون وگرنه مطمئنم که گذاشتن اونا توی خونمون کار انسان نیست
الانم چند وقته که انگار یه چیزی داره اذیتمون میکنه آبجیم یه شب توی خواب و بیداری دونفر و دیده بود که بالای سرش حرف میزنن ،مامانم چند شب پیش شنیده بود که در یخچال باز شده و یه نفر آب خورده و لیوانشو گذاشته روی سینک وقتی نگاه انداخته دیده هیچکی نیست ،خودم یه شب از خواب پریدم و وقتی میخواستم دوباره بخوابم انگار یکی اومد کنارم دراز کشید و کنار گوشم زمزمه کرد و رفت ، حتی بعضی وقتا که میخوام آشپزی کنم میرم سراغ قابلمه انگار یه نفر توش آشپزی کرده نشسته و کثیف اونو گذاشته کنار بقیه ظرفا بعضی وقتا که دراز میکشم یه نفر از پشت موهامو میکشه دیگه واقعا نمیدونیم چیکار کنیم حتی همین امروز که داشتم صبحانه میخورم یهو قاشق مربا از توی ظرفش پرت شد اونور
فقط امیدوارم که بفهمیم این اتفاقات کار کیه و اینکه اوضاع بهتر بشه
باید بگم که تمام این چیزایی که گفتم حقیقته و اینکه کسی بگه دروغه و واقعیت نداره شاید براش اتفاق نیوفتاده الان که دارم این داستانو مینویسم واقعا ترس توی وجودمه
ممنون که داستان من رو خوندید
☠️
⤥ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا