eitaa logo
اسرار پر ابهام فکت
23.8هزار دنبال‌کننده
42.5هزار عکس
7.1هزار ویدیو
0 فایل
واقعیت های عجیب و هراس انگیز 😱😨 جهت رزرو تبلیغ محدود و گسترده @sadateshonam )
مشاهده در ایتا
دانلود
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توضیحات 👇🏼❌ یه خانواده یه خونه میخرن که این درخت تنومند قدیمی کنار خونشون بوده اونا نگران افتادن درخت توی روزهای طوفانی روی خونشون بودن با اینکه صاحب قبلی خونه بهشون گفته بوده این درخت هیچ مشکلی براتون نداره و سال ها اینجا هست ولی باز اونا به شهرداری اطلاع میدن و بقیه ماجرا رو که توی کلیپ می‌بینید 🦦 🛹☠️ [ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توضیحات 🥲❌👇🏼؛ این اتفاق ناگوار در روز سه شنبه ۱۰ مهرماه ۱۴۰۳ در شهرستان رومشکان از توابع استان لرستان رخ داد. خا..نواده او را تحت ف..شار قرار داده بود که با مر..دی ۴۰ساله و مت..أهل ازد..واج کند. فاطمه مرادپور پس از آن که بارها با این ازدواج مخا..لفت کرده بود، به زندگی خود پایان داد .. 🛹☠️ [ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
♡چند سالت بود فهمیدی؟ 💕🕊 🛹☠️ [ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
♡چند سالت بود فهمیدی؟ 💕🕊 🛹☠️ [ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♡چند سالت بود فهمیدی؟ 💕🕊 🛹☠️ [ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
884.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خطای دید عجیب 🕸 🛹☠️ [📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
مجسمه فرشته 👼 🪽 یک زوج جوان برای اینکه یکم به خودشون استراحت بدن تصمیم می‌میگیرن به مسافرت برن و به پرستار مورد اعتماد بچه هاشون زنگ میزنن و میگن که مراقبت خوبی از بچه ها داشته باشه. پرستار بچه به خونشون میره. وقتی پرستار ميرسه خونه هردوی بچه ها در  اتاق خوابیده بودن. پرستار هم تصمیم میگیره یکم پیش بچه‌ها بمونه و اگر چیزی خواستن براشون فراهم کنه. مدتی بعد پرستار حوصله ش سر میره و تصمیم میگیره بره پایین تلوزیون ببینه. پدرومادر بچه ها تلوزیون را در اتاق خواب گذاشته بودند تابچه هاشون فیلم های نا مناسب با سنشون رو نبینن. پس پرستار به پدر بچه ها زنگ میزنه و میگه : _ میتونم برم توی اتاق شما و تلوزیون ببینم؟ _ بله حتما! _ میشه روی این مجسمه فرشته ای که در حیاط شما قرار داره پارچه ای بپوشونم چون واقعا خیلی ترسناکه و من میترسم! لحظه ای سکوت برقرار می‌شود. _ زود باش بچه ها رو با خودت بردار و از خونه برو بیرون من به پلیس زنگ میزنم ، ما هیچ مجسمه فرشته ای نداریم!!! پنج دقیقه بعد که پلیس ها به خونه میرسن بچه ها و پرستار رو غرق خون میبینن و هیچ اثری از اون مجسمه فرشته نبود! وقتی زوج جوان به خونه میرسن پلیس ها همه چیز رو براشون توضیح میدن. مادر بچه ها که افسردگی شدیدی گرفته بود تا چند شب خواب عجیبی رو پی در پی میبینه: بچه ها و پرستار داشتن تو یه پارک بزرگ بازی می‌کردن و خیلی هم خوشحال بودن اما ناگهان طوفان شدیدی رخ می‌میده و فرشته ای از میان ابر های سیاه ظاهر میشه دود سیاهی عجیبی به وجود میاره و ناگهان پرستار و بچه ها از جلوی چشم هاش محو میشن. اون همش با احساس تشنگی شدیدی از خواب می‌پرید. تصمیم گرفت به یک جادوگر مراجعه کنه و همه چیز را براش تعریف میکنه. جادوگر چیز عجیبی میگه: احتمالا پرستار و بچه های شما جزو بدن های کمیاب بودن! مجسمه فرشته همیشه دنبال روح بدن های کمیاب هست تا بتونه ازشون تغذیه کنه! حالا اکثر آدم ها دوست دارن بدنشون جزو بدن های کمیاب باشه! پایان🪽🧛‍♀️ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توضیحات به زودی گذاشته میشه پیوستن بزن!🍼👇🏽😢 🦊☔[ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
اسرار پر ابهام فکت
توضیحات به زودی گذاشته میشه پیوستن بزن!🍼👇🏽😢 🦊☔[ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ #فکت #عجایب 「⃢҈
یک روز نارین به قصد رفتن به کلاس های آموزش قرآن خونه رو ترک کرد و بعد از این اتفاق هرگز برنگشت. خانواده نارین وقتی چندین ساعت منتظر موندن دلشون آروم نگرفت و به مقامات گزارش دادند که نارین گم شده. و بالاخره جستجو برای پیدا کردنش آغاز شد. در طول جستجو ، یک دمپایی در حدود 3 کیلومتری خانه نارین پیدا شد ، اما بعد از چند وقت تحقیق فهمیدن که این دمپایی متعلق به نارین نیست. ژاندارمری ، AFAD و سایر تیمهای جستجو و نجات ، همهی مکانهای اطراف مثل خونه های خالیه توی محله ، اصطبل ، مزارع اطراف ، و... را به دقت می گشتند آخرین تصاویرهای نارین که قبل از ناپ..دید شدن توی دوربینهای امنیتی منعکس شده. نشون میده که نارین به همراه چهار تا از دوستاش مشغول برگشتن به خونه بود و بعد از خداحافظی از اونا به خانه رفت. با این حال ، هیچ شوا..هدی وجود نداره که نشون بده نارین به خونه رفته باشه چیزی که با فیلمهای دوربین در تضاده‌ و نکته جالب این قضیه حرفهای نارین قبل از ناپدید شدنه که با مادرش در مورد آدمای عجیبی توی خونشون حرف میزد که سعی دارن باهاش دوست بشن و هر شب نمیذارن اون بخوابه آخه میخوان به جنگل ببرنش.. 🥲☠️ 🦊☔[📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داستان ترسناک     ‌ سلام میخوام داستان و اتفاقاتی که برای خودم خواهرم رخ داده رو تعریف کنم منو خواهر دوقلوم خیلی وقته که درگیر یه سری مسائل شدیم که تازگیا برامون تبدیل به کابوس شده و داره به خانوادم سرایت پیدا میکنه داستان از اونجایی شروع شده که منو خواهرم از هر روابطی چه عاشقانه و حتی اجتماعی و خانوادگی دوری میکنیم حتی هر خواستگاری که برامون میاد نمیتونیم اون آدم رو بپذیریم برای مادرم سخت بود که هر دوی دختراش با این وضعیت دارن سر میکنن تا اینکه خالم یه نفر و معرفی کرد که دعا مینویسه واسه همه چی گفت که من خودم انجام دادم برای روزی و اینطور چیزا خیلی خوب بوده توام بیا و بخاطر دخترا باهاش تماس بگیر شاید بهتر شدن و تونست کاری بکنه مامان منم قبول کرد و تماس گرفتیم وقتی که اول شروع کرد به فال گرفتن  به منو خواهرم گفت که قبلا توی یه خونه قدیمی زندگی میکردید گفتیم که بله گفت اونجا یه شخصی شما دوتارو طلسم کرده و نسبت به زندگی و آدما و حتی خانوادتون سرد شدید و خیلی چیزای دیگه که شک منو به این آدم تبدیل به یقین کرد و من مطمئن شدم که واقعا توانایی خاصی توی این زمینه داره بعد این صحبتا گفت که براتون یه دعا مینویسم میفرستم انجامش بدید انشالله که اوضاع خوب میشه بعد چند روز بسته به دستمون رسید و همه چیو مو به مو انجام دادیم بعداز چند وقت که همه چی داشت بهتر میشد دوباره تمام اون حسایی که قبلا داشتیم تکرار میشد تا اینکه یه روز صبح بیدار شدم و کل خونرو جارو کشیدم و بعدش رفتم جلوی بخاری دراز کشیدم که یهو دیدم یه سوزن به صورت عمودی جلوی بخاری بود و این خیلی شوکه کننده بود که من چند لحظه پیش همونجارو جارو برقی کشیده بودم و بدتر اینکه ما اصلا همچین سوزنی نداشتیم اونم سوزنی که انگار با حرارت سیاه شده بود چند روز بعدش یه سنجاق کنار فیوز برق خونمون پیدا شد جایی که خودم اکثر مواقع اون اطراف و دستمال میشکم چند وقت  گذشت و خبری نبود یه شب که میخواستیم بخوابیم یهو خواهرم گفت که انگار یه چیزی توی بالشتمه دست زد گفت انگار سنگی چیزیه مامانمم یه چاقو و قیچی برداشت و بالشت و شکافت دید که یه تیکه سنگ توی بالشت خواهرم بود دوباره زنگ زدیم به اون خانم و ماجرارو براش تعریف  کردیم گفت که اون سوزن طلسم سیاهه که هرکسی برای هر چیزی انجامش نمیده نمیدونم کیه که دست از سر شما بر نمیداره و هرکسی که هست متوجه میشه شما باطل سحر انجام میدید و دوباره طلسمتون میکنه من خودم فکر میکنم که یه شخصی یه موکل یا هر چیز دیگه ای که شاید یه اسم دیگه ای داشته باشه میاد توی خونمون و این طلسم هارو میزاره توی خونمون وگرنه مطمئنم که گذاشتن اونا توی خونمون کار انسان نیست الانم چند وقته که انگار یه چیزی داره اذیتمون میکنه آبجیم یه شب توی خواب و بیداری دونفر و دیده بود که بالای سرش حرف میزنن ،مامانم چند شب پیش شنیده بود که در یخچال باز شده و یه نفر آب خورده و لیوانشو گذاشته روی سینک وقتی نگاه انداخته دیده هیچکی نیست ،خودم یه شب از خواب پریدم و وقتی میخواستم دوباره بخوابم انگار یکی اومد کنارم دراز کشید و کنار گوشم زمزمه کرد و رفت ، حتی بعضی وقتا که میخوام آشپزی کنم میرم سراغ قابلمه انگار یه نفر توش آشپزی کرده نشسته و کثیف اونو گذاشته کنار بقیه ظرفا بعضی وقتا که دراز میکشم یه نفر از پشت موهامو میکشه دیگه واقعا نمیدونیم چیکار کنیم حتی همین امروز که داشتم صبحانه میخورم یهو قاشق مربا از توی ظرفش پرت شد اونور فقط امیدوارم که بفهمیم این اتفاقات کار کیه و اینکه اوضاع بهتر بشه باید بگم که تمام این چیزایی که گفتم حقیقته و اینکه کسی بگه دروغه و واقعیت نداره شاید براش اتفاق نیوفتاده الان که دارم این داستانو مینویسم واقعا ترس توی وجودمه ممنون که داستان من رو خوندید ☠️     ⤥ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱