هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
.
فقط بلدیم تا اسم #مرغ میاد ! چهار تیکه رون بندازیم کفِ ماهیتابه یه تَفتی بدیم آخرم رُب و پیاز !😐🤯
نه جووووونم! این که نشد مُرغ🤨😏
یه مرغی #مزه_دار کن و بپز که هرکی اومد خونت از #طعمش سیرمونی نگیره که هیچچچچچ ! آخرم دست بدامنت شه و ازت دستور بخاد😉
آموزش ۲۰ مدل پخت مرغ رستوران و هتلی👇
https://eitaa.com/joinchat/2871395140Cf2afb638a5
هدایت شده از تبلیغات جام جهان بین
اینم آموزش ۲۰ مدل پخت #مرغ که تکراری و سختم نیست😍 بزن رو شکلا👇
🍗 🍗 🍗 🍗 🍗 🍗 🍗
🍗 🍗 🍗 🍗 🍗
🍗 🍗 🍗 🍗 🍗 🍗
آموزش #مرینیت کردن(مزه دار کردن) مرغ با سس رستورانی😋 بزن رو شکلاش👇
🥓🥓🥓🥓🥓🥓🥓🥓
🫑🧄🧅🧄🧈🧈🧅🫑
🥓🥓🥓🥓🥓🥓🥓🥓
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#گلبهار
#قسمت_سی
از محبت عمه خجالت کشیدم چشمی گفتم و یک لیوان چای واسه خودم ریختم و کنار عمه با احترام رو ایوون نشستم ، عمه لیوان چاییش رودستش گرفت و گفت این زن برادرمن رو به من گفت زن ارباب رو میگم مادرسالار و ارسلان ، همیشه میخواد خودشو همه کاره نشون بده و بگه همه چیز به اختیار خودشه ، اون شب تولد سالار تو حالت خوب نبود تب کرده بودی نیومدی مهمونی و ازجشن باخبر نشدی.این بچه با چه دلخوشی ای تولد گرفته بود و دلش خوش بود اما مگه مادرش گذاشت چیزی بفهمه و لذت ببره،گفتم مگه چی شده بود؟ من اون شب تو کابوس بودم عمه نگاهی بهم انداخت و گفت راستی تو اون شب چت شده بود؟ یهو حالت خراب شد و اون همه به هم ریخته شدی، من ترسیدم والا گفتم نکنه بلایی سرت اومده ، رنگ به رو نداشتی گلبهار، منم وحشت کرده بودم.خدایا دختر مردم امانته دست ما ، بلایی سرش نیاد ما شرمنده ی مردم بشیم، تا حالا اونجوری ندیده بودمت گلبهار ، خدا رو شکر زود خوب شدی حکیم داروش روت اثر کرد حکیم میگفت ترس خوردی ، جنی چیزی دیده بودی ؟ با یادآوری اون شب تنم به لرزه در اومد یاداون مرد وحشی و کاری که باهام کرده بود چشمام رو اشکی کرد عمه گفت چیزی شده بود؟ کسی حرفی زده بود چی شده بود آخه ؟ گفتم هیچی من در اتاق رو یادم رفت ببندم بعد یه کابوس وحشتناک دیدم و ترسیدم فرداش هم که وقتم شد حالم بدتر شد ، عمه نگاهی بهم کرد و گفت هر وقت رفتیم عمارت یادت بمونه در اتاق رو از داخل قفل کنی ، دیگه آدمیه خب اونجا صد جور آدم رفت و آمد میکنه شبه همه خوابن، خدا نکرده اتفاقی نیفته. عمه نمیدونست که اون اتفاق افتاده و من اون شب گرفتار یکی از اون صد جور آدمها شده بودم البته از نوع بدترینش ، عمه لیوان چای رو سرکشید و گفت بخور چایی ت رو سرد میشه داشتم میگفتم این زن ارباب وسط جشن و پایکوبی بدون اینکه با این بچه، سالار حرفی زده باشه؛ هماهنگی کرده باشه،گفت امشب تولد سالار پسر ارشد ماست. ما هم به میمنت این شب فرخنده میخوایم لیلا رو برای سالارخواستگاری کنیم و امشب شب بله برون این دو تا رو هم جشن بگیریم ، لیلا که از خوشحالی و رضایتش تو پوست خودش نمیگنجید اما سالار یهو به هم ریخت و گفت مامان جان لطفاً عجله نکن ، برای خواستگاری وقت زیاد داریم امشب رو اجازه بده مال خودم باشه مال تولدم ، خانواده ی لیلا که ذوق زده بودن گفتن چه بهتر از این شب سالار جان امشب شب فرخنده ایه، جواب ما و دخترمون هم که مثبته ، کی بهتر از تو واسه دامادی .. سالار بچه م از خجالت سرخ شده بود با ناراحتی از باغ رفت بیرون ، دنبالش رفتم گفتم عمه جان زشته مهمونا واسه تو اومدن، سالار گفت من امشب دیگه تو جمع این مهمونی برنمیگردم به مادرم هم بگو همونجوری که مجلس منو خراب کردی و واسه خودت بریدی و دوختی حالا بدون من جمعش کن ، من از این دختره اصلا خوشم نمیاد این جواب منه، حالا خودش به خانواده ی لیلا بگه پسرم نمیخواد ، از اون شب سالار از عمارت رفته و برنگشته ، دلم واسه این بچه یه ذره شده ، هیچ خبری هم ازش نداریم ، گفتم خب عمه خانم شما به مادر سالار گفتین؟عمه گفت آره گفتم مگه کوتاه میاد این زن از بس خودخواه و خود رایه، مرغش یه پا داره این بچه رو خون به دل کرده ، منم دلم براش یه ذره شده ، چشمم مونده به راه، بلایی سر خودش نیاره ، حالم خوب نیست گلبهار ، دلم پیش این بچه است معلوم نیست کجا رفته ! این ارسلان هم پیداش نیست ببینم از برادرش خبر داره یا نه ؟ عمه طفلک غمگین بود و من غمگین تر از عمه ، سالار رو برای همیشه از دست داده بودم. با توجه به وضعیتی که پیش اومده بود و انتخاب لیلا به عنوان عروس خانواده توسط زن ارباب، حالا حتی اگرسالار عشقش به من رو به خانواده ش هم میگفت هیچ امیدی برای این وصلت نبود ، البته از طرف دیگه با توجه به بلایی که سرم اومده بود دیگه تنها کورسوی امیدم هم تاریک شده بود ، نمیدونم چی شد که با این فکرها و حرفهای عمه،نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و اشکام در اومد، عمه نگاهی بهم کرد و گفت چی شد گلبهار جان ؟ غصه دارت کردم ، حالا چایی ت رو بخور ، نکنه توهم دلت به حال این عمه ی چشم انتظارمیسوزه ؟ گفتم ببخشید عمه خانم دعا میکنم زودتر سالار خان و ارسلان خان بیان دیدنتون تا از چشم انتظاری در بیایین، عمه گفت فکر کنم سالار دلش پیش کسی دیگه است وگرنه رو حرف مادرش حرف نمیزد، آخه این پسر تودار هم هست نمیاد حرفی بزنه درددلی کنه شاید بتونیم کمکش کنیم اشک توی چشمام ول کن نبود سریع استکان ها رو برداشتم و رفتم سمت حوض کوچیک تو حیاط که مثلاً بشورمشون، بلکه عمه متوجه ی اشکهام نشه و خودمو لو ندم،اون روز هم گذشت و از سالار خبری نشد ، فردای اون روز عمه گفت میخوام برم عمارت اصلی یه خبری از این بچه ها بگیرم ، دلم شور میزنه.
ادامه دارد
هدایت شده از تبلیغات گسترده ماهان
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⛔️خانوما حراج آخر فصل شروع شد😳
فقط به مدت ۳ روز👆
کلی کارهای خوشکل سنگدوزی شده و مانتوهای ۵تیکه شیک و شومیزهای کارشده تخفیف خورده🤌
مجلسی با ۵۰ درصد تخفیف 🔥
شومیز ۲۰۰ تومن
برای دیدن مدلای بیشتر کلیک کن👇
https://eitaa.com/joinchat/973930763Cece0aa4b41
🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴
کانال مورد تایید اوردم براتون✅
هدایت شده از تبلیغات جام جهان بین
.
خیلی درخواست دادین کانال معتبر معرفی کنم زودعضو شید ☝️
قیمت ها از ۳۹۹ ت تا ۵۹۹ ت💸
جنس هامون بی نظیـــــــــــــــــرن 😍✌️
✅ضمانت مرجــــوعم دارن👌
https://eitaa.com/joinchat/973930763Cece0aa4b41
🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴
هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔥خَفَن تَرین ماسک بلوری کننده صورت☝️😳
🆘تو ۳ روز از شر #منافذ و #لک های چند سالت راحت میشی 🤚😱
https://eitaa.com/joinchat/1784283524Cade13cf0a9
انقدر پوستت رو تمیز میکنه که خودت شوکه میشی☝️🫀😱
هدایت شده از تبلیغات جام جهان بین
🤩چن وقتیه شوهرم چشم ازم برنمیداره حسمیکنم برگشتیم به دوران نامزدی و عشق و عاشقی😍
😬به طور اتفاقی با یه کانال آشنا شدم تازه فهمیدم زن نبودم براش که #سیب_زمینی بودم🥶😂
☹والا بعد میایم میگیم مگه منچیم از فلانی کمتره شوهرم بهم خیانت میکنه🥺
بیا این کانال بفهم زن بودن یعنی چی😍👇
https://eitaa.com/joinchat/1784283524Cade13cf0a9
هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
حرااااااااج آخر فصل🥳🥳🥳🥳
پالتو و بارانی در حراج آخر فصل با نصف قیمت بازار بگیر🤗🤗🤗🤗
تعداد محدودددددد♨️♨️♨️
اولویت با واریزی
🔴ارسال مستقیم از تولیدی🤗🥳🌸
❌تعداد قابل سفارش کاملا محدود❌
💯همراه با تضمین کیفیت💯
جهت ثبت سفارش فوری👇👇
🌸😇http://eitaa.com/joinchat/1843003392C00d895b80a
😇🌸http://eitaa.com/joinchat/1843003392C00d895b80a
✈️ارسال رایگان به سراسر ایران✈️
هدایت شده از تبلیغات جام جهان بین
🥀دلتنگ کدوم یک از عزیزانت هستی؟
🧔پدر
👩مادر
👱♀خواهر
👱♂برادر
🖤 ❤️ببینید | اجراے فوقالعاده
پسر جوانے که براے مادرش خواند و اشک همه رو را در آورد👌😭!👆👆👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1468530899C7180ad9d7a
عاشقمادرتباشیعضوڪانالمـادرنباشی☝️#استوری روز مادراز اینجا بردار
بذار ♥️😎☝️