eitaa logo
اسرار پر ابهام فکت
23.3هزار دنبال‌کننده
40.2هزار عکس
6.7هزار ویدیو
0 فایل
واقعیت های عجیب و هراس انگیز 😱😨 جهت رزرو تبلیغ محدود و گسترده @sadateshonam )
مشاهده در ایتا
دانلود
از محبت عمه خجالت کشیدم چشمی گفتم و یک لیوان چای واسه خودم ریختم و کنار عمه با احترام رو ایوون نشستم ، عمه لیوان چاییش رودستش گرفت و گفت این زن برادرمن رو به من گفت زن ارباب رو میگم مادرسالار و ارسلان ، همیشه میخواد خودشو همه کاره نشون بده و بگه همه چیز به اختیار خودشه ، اون شب تولد سالار تو‌ حالت خوب نبود تب کرده بودی نیومدی مهمونی و ازجشن باخبر نشدی.این بچه با چه دلخوشی ای تولد گرفته بود و دلش خوش بود اما مگه مادرش گذاشت چیزی بفهمه و لذت ببره،گفتم مگه چی شده بود؟ من اون شب تو کابوس بودم عمه نگاهی بهم انداخت و گفت راستی تو اون شب چت شده بود؟ یهو حالت خراب شد و اون همه به هم ریخته شدی، من ترسیدم والا گفتم نکنه بلایی سرت اومده ، رنگ به رو نداشتی گلبهار، منم وحشت کرده بودم.خدایا دختر مردم امانته دست ما ، بلایی سرش نیاد ما شرمنده ی مردم بشیم، تا حالا اونجوری ندیده بودمت گلبهار ، خدا رو شکر زود خوب شدی حکیم داروش روت اثر کرد حکیم می‌گفت ترس خوردی ، جنی چیزی دیده بودی ؟ با یادآوری اون شب تنم به لرزه در اومد یاداون مرد وحشی و کاری که باهام کرده بود چشمام رو اشکی کرد عمه گفت چیزی شده بود؟ کسی حرفی زده بود چی شده بود آخه ؟ گفتم هیچی من در اتاق رو یادم رفت ببندم بعد یه کابوس وحشتناک دیدم و ترسیدم فرداش هم که وقتم شد حالم بدتر شد ، عمه نگاهی بهم کرد و گفت هر وقت رفتیم عمارت یادت بمونه در اتاق رو از داخل قفل کنی ، دیگه آدمیه خب اونجا صد جور آدم رفت و آمد می‌کنه شبه همه خوابن، خدا نکرده اتفاقی نیفته. عمه نمیدونست که اون اتفاق افتاده و من اون شب گرفتار یکی از اون صد جور آدمها  شده بودم البته از نوع بدترینش ، عمه لیوان چای رو سرکشید و گفت بخور چایی ت رو سرد میشه داشتم میگفتم  این زن ارباب وسط جشن و پایکوبی بدون اینکه با این بچه، سالار حرفی زده باشه؛ هماهنگی کرده باشه،گفت امشب تولد سالار پسر ارشد ماست. ما هم به میمنت این  شب فرخنده می‌خوایم لیلا رو برای سالارخواستگاری کنیم و امشب شب بله برون این دو تا رو هم جشن بگیریم ، لیلا که از خوشحالی و رضایتش تو پوست خودش نمی‌گنجید اما سالار یهو به هم ریخت و گفت مامان جان لطفاً عجله نکن ، برای خواستگاری وقت زیاد داریم امشب رو اجازه بده مال خودم باشه مال تولدم ، خانواده ی لیلا که ذوق زده بودن گفتن چه بهتر از این شب سالار جان امشب شب فرخنده ایه، جواب ما و دخترمون هم که مثبته ، کی بهتر از تو واسه دامادی .. سالار بچه م از خجالت سرخ شده بود با ناراحتی از باغ رفت بیرون ، دنبالش رفتم گفتم عمه جان زشته مهمونا واسه تو اومدن، سالار گفت من امشب دیگه تو جمع این مهمونی برنمی‌گردم به مادرم هم بگو همون‌جوری که مجلس منو خراب کردی و واسه خودت بریدی و دوختی حالا بدون من جمعش کن ، من از این دختره اصلا خوشم نمیاد این جواب منه، حالا خودش به خانواده ی لیلا بگه پسرم نمی‌خواد ، از اون شب سالار از عمارت رفته و برنگشته ، دلم واسه این بچه یه ذره شده ، هیچ خبری هم ازش نداریم ، گفتم خب عمه  خانم شما به مادر سالار گفتین؟عمه گفت آره گفتم مگه کوتاه میاد این زن از بس خودخواه و خود رایه، مرغش یه پا داره این بچه رو خون به دل کرده ، منم دلم براش یه ذره شده ، چشمم مونده به راه، بلایی سر خودش نیاره ، حالم خوب نیست گلبهار ، دلم پیش این بچه است معلوم نیست کجا رفته ! این ارسلان هم پیداش نیست ببینم از برادرش خبر داره یا نه ؟ عمه طفلک غمگین بود و من غمگین تر از عمه ، سالار رو برای همیشه از دست داده بودم. با توجه به وضعیتی که پیش اومده بود و انتخاب لیلا به عنوان عروس خانواده توسط زن ارباب، حالا حتی اگرسالار عشقش به من رو به خانواده ش هم می‌گفت هیچ امیدی برای این وصلت نبود ، البته از طرف دیگه با توجه به بلایی که سرم اومده بود دیگه تنها کورسوی امیدم هم تاریک شده بود ، نمیدونم چی شد که با این فکرها و حرفهای عمه،نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و اشکام در اومد، عمه نگاهی بهم کرد و گفت چی شد گلبهار جان ؟ غصه دارت کردم ، حالا چایی ت رو بخور ، نکنه توهم دلت به حال این عمه ی چشم انتظارمیسوزه ؟ گفتم ببخشید عمه خانم دعا میکنم زودتر سالار خان و ارسلان خان بیان دیدنتون تا از چشم انتظاری در بیایین، عمه گفت فکر کنم سالار دلش پیش کسی دیگه است وگرنه رو حرف مادرش حرف نمی‌زد، آخه این پسر تودار هم هست نمیاد حرفی بزنه درددلی کنه شاید بتونیم کمکش کنیم اشک توی چشمام ول کن نبود سریع استکان ها رو برداشتم و رفتم سمت حوض کوچیک تو حیاط که مثلاً بشورمشون، بلکه عمه متوجه ی اشکهام نشه و خودمو لو ندم،اون روز هم گذشت و از سالار خبری نشد ، فردای اون روز عمه گفت می‌خوام برم عمارت اصلی یه خبری از این بچه ها بگیرم ، دلم شور میزنه. ادامه دارد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلیل انتخاب جنگجوی اژدها 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🔸️اولین عکس گرفته شده در زیر آب، 1893. لویی ماری آگوست بوتون با لباس غواصی سنگین تا عمق پنجاه متری در اعماق دریا فرو رفت و عکس تاریخی را گرفت.👌   ‹ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🌍 سازمانCIAیک بار در رشوه دادن به نخست وزیر تایلندشکست خورد و زمانی که او افشاگری کرد آنها تکذیب کردند و سپس اوتمام مدارک را رو کرد، این جزو بزرگترین ننگ های تاریخیCIAبشمار می رود 💥📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🌍 وحشیانه ترین ورزش دنیا یک نوع بازی فوتبال در کشور ایتالیا که در آن، بازیکنان به قصد کشت همدیگر را می‌زنند و از هر روشی برای تصاحب توپ استفاده می‌کنند. 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌍 َشَمَنیسم؛ کهن ترین رسم انسان برای درمان و طب است. روشهای شمنی از 25هزار سال پیش با رسیدن به خلسه از راه رقص و تمرکز بر یک آهنگ مکرر مرسوم بود. دراويش نيز امروزه از اين روش استفاده ميكنند! 💥📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🌍 سنگاپور جزو ۵مقصد اول توریستی جهانه، اما آدامس جویدن دراین کشور ممنوعه و حملش هزار دلار جریمه داره! تنها جایی هم که آدامس گیر میاد، داروخانه‌هاست که اونم فقط با نسخه پزشک میدن! 💥📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🌍 جعبه آرایش متعلق به دوران قاجار که در مجموعه موزه های نیاوران ، کاخ صاحبقرانیه ، تهران نگهداری میشود . 💥📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌍 اردوگاه آشوئیتس در کشور لهستان این اردوگاه کار اجباری در جنوب لهستان در Oswiecim قرار دارد در این اردوگاه بیش از یک ميليون زندانی کشته شده اند که 90 درصد آنها یهودی بودند شرایط زندگی در این کمپ کار اجباری بسیار غیرانسانی و سخت بوده است و تعداد بسيار از زندانی ها در سلول گاز کشته میشدند و بعضی هم در اثر عفونت ، اعدام یا در نتيجه آزمایشات غیر انسانی و پزشکی جان خود را از دست میدادند بعد از جنگ جهانی دوم این کمپ به عنوان نماد هولوکاست به موزه تبدیل گردید در یکی از اتاق های این موزه کوهی از عینک و کفش هایی آغشته به خون از کشته شدگان وجود دارد 💥📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱