#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#گلبهار
#قسمت_سیوهشتم
سالار گفت من تو رو همین جوری که هستی دوست دارم گلبهار، همینی که الان جلوی من وایستاده ، همین دخترساده ی روستاییه به قول خودت بلاکشیده ، همه چیز رو به من بسپارگلبهار، تو هر چی که باشی و هرجور که باشی من عاشقتم مطمئن باش دست ازت نمیکشم و تا به دستت نیارم کوتاه نمیام از حالا منتظر باش که چند روزدیگه با خدم و حشم بیان جلوی در خونتون خواستگاری. از امروز تو خوشبخت ترین دختر این آبادی هستی دیگه هم به چیزی فکر نکن و خودتو از حالا همسر پسر خان بدون، سالار اینقدر با ابهت و مطمئن حرف میزد که دلم قرص میشد و یادم میرفت کیم و چه اتفاقی برام افتاده. اون روز دلخوش و سرخوش از دیدار سالار و سرمست از عشقش برگشتم خونه ، پیش خودم فکر کردم حالا که سالار این همه ابراز عشق میکنه و گفته منو همین جوری میخواد بهتره خوش بین باشم و خودم رو به عشق سالار مطمئن و آراسته کنم ، از اون روز به بعد تقریبا سالار هرروز میومد آبادی و من تو همون مسیر مزرعه سر تایم مشخص میدیدمش،سرشار از عشق حقیقی و پاک سالار بودم و خودم هم همه ی جونم رو براش میدادم، سالار پسر خیلی مقید و مودبی بود و در تمام روزهای عاشقانه مون و دیدارهای یواشکی کاری با من نداشت. گاهی همه ی وجودم براش پر میکشید و دلم میخواست زودتر با هم ازدواج کنیم. سالار میگفت در حال مقدمه چینی برای خانواده م هستن که بیان خواستگاری اونا فکر میکنن من کسی رو در نظر دارم که مورد تاییدشونه البته مطمئنم تو از بس خوبی که همه عاشقت میشن اما اونا فعلا نمیدونن من تو رو میخوام ، شرط گذاشتم براشون که اگر میخوان من تو عمارت بمونم و کارهای پدرم رو پوشش بدم باید اونی که خودم انتخاب کردم رو برام بگیرن چون خودشون میدونن روی ارسلان نمیشه حساب کرد و اون تو روستا بمون نیست و بالاخره از عمارت میره شهر.در تمام طول دیدارهامون سالار بهم حساب کتاب یاد میداد و میگفت وقتی باهاش ازدواج کردم باید تو کار حسابرسی کمکش کنم بالاخره محصول چیده شد و طبق قرار بابا مالیات سال گذشته رو هم روی مالیات امسال تقدیم ارباب کرد و با اون کار عملا ما در طول سال باید با فقر زندگی میکردیم البته من کلی سکه پس اندازداشتم که از کار تو عمارت گیرم اومده بود و اونارو گذاشته بودم برای روز مبادا برای روزی که واقعا نیاز داشتیم به مادرم بدم که خوراک و غذا و پوشاک تهیه کنه ، تقریبا شش ماه از بیرون اومدن من از عمارت گذشته بود. اون روز مشغول جارو کردن حیاط خونه بودم که دیدم سوارهای ارباب همراه با یه گاری که روش رو با ترمه پوشونده بودن و همراه چند تا از ندیمه های نزدیک زن ارباب دارن میان سمت خونه ی ما ، با دیدنشون جارو رو یه گوشه پرت کردم و دویدم داخل خونه و به مامان گفتم مامان جان بیا ببین چه خبره ، مهمون داریم. مامان همراه بابا طبق رسم همیشه که از مهمان استقبال میکردن اومدن رو ایوون و با دیدن اون همه خدم و حشم و آدمای ارباب اول بنده خداها ترسیدن و کلی جا خوردن بعد که ندیمه با لبخند اومد جلو و گفت ماشاالله اسفند دود کن که شانس در خونتون رو زده ، نوکرها ترمه رو از رو گاری برداشتن و کلی گندم و برنج سفید شده که تو گونی بود رو به بابا نشون دادن و گفتن این تحفه ی اربابه برای شما ، ما به قصد امر خیر اومدیم و برای رسوندن پیغام ارباب و خانزاده.با کل خانواده فردا شب مهمان ارباب هستین، این لباسهای زیبا هم هدیه ی ارباب به شماست. اقبال بهتون رو کرده و ارباب زاده از دخترتون خوشش اومده و فردا مراسم خواستگاری از گلبهار تو عمارت صورت میگیره، تو اتاق نشسته بودم و همه ی وجودم گوش شده بود که بشنوم سفیرهای سالار چی میگن. بابا و مامان ماتشون برده بود و هیچی نمیگفتن فقط مامان تعارفشون میکرد که بیان داخل خونه و اونا هم قصد موندن نداشتن و میخواستن زودتر برگردن. نوکرا کیسه های هدیه شده رو روی ایوان گذاشتن و ندیمه ها مجمع های خلعتی که پر بود از پارچه و لباس و کله قند رو تا بالای ایوون آوردن و اومدن تو اتاق و نگاهی به من که لباسی ساده و کهنه تنم بود انداختن و مبارک بادی گفتن و رفتن.موقع رفتن یکی از نوکرها گفت فردا ساعت شش با گاری میام دنبالتون آماده باشید. مامان بابا از خوشحالی توپوستشون نمیگنجیدند. مامان تند تند اسپند دود میکرد و صلوات میفرستاد. بابا سرم رو بوسید و گفت الهی خوشبخت بشی دختر جان، تو از اول برای ما خیر و برکت بودی. الهی اقبالت بلند باشه و خوشبخت روی زمین بشی. باورم نمیشد که سالار تونسته بود مادرش رو راضی کنه برای قبول من.
هدایت شده از سابقه گسترده طلایی💛
نسخهی مخفی پیامبر برای حذف موی زائد😱👆
اگه از تیغ خستهای، این دقیقاً نسخهی نجاتته…
موهای زائد روکمرنگتر، نازکتر و کمکم نابود میکنه
🔴 برو دَم عطاری محلتون و این نسخه ارزون و توصیه شده از پیامبر (ص) رو تهیه کن 😍
🔥زیر ۴ دقیقــه موهای بدنتو محو میکنــه 😚👇
https://eitaa.com/joinchat/2022310208C35fc95ad57
⭕️سریع کلیک کن نسخه رو بــردار👀⭕️
هدایت شده از تبلیغات جام جهان بین
❌🔥 چرا پولتو میدی به لیزر و آرایشگاه؟
یه روش طبیـعی هست که:
✔️ موهای زائدتو حذف میکنه
✔️ پوستتو روشن و شفاف میکنه
✔️ فقط تو ۴ دقیقه! بدون درد، بدون هزینه سنگین!
متاسفانه دیر شناختم 😭👆👆
هدایت شده از تبلیغات جام جهان بین
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فوری 🚨لاغر کننده فوری به ایران رسید 🚨فوری
♻️با این محصول کمتر از یکماه 10 کیلو وزن کم کن ♻️
🔰7 الی 10 کیلو کاهش وزن در کمتر از یکماه، بدون نیاز به رژیم و ورزش
🔰دارای 70 درصد پروتئین خالص
🔰دارای تاییدیه وزارت بهداشت و نشان سیب سبز سلامت
دریافت اطلاعات بیشتر و سفارش با تخفیف استثنایی فقط تا پایان امشب فرصت باقیست، پس همین حالا لینک زیر کلیک کنید.📲
https://landing.saamim.com/yyk4y
https://landing.saamim.com/yyk4y
هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
ایییسست🤚 #دست_نگهدارید🙏
((#گران_خریدن_ممممممممنووووع))⛔️
📌📌📌براتون ی کانال اوردم پر از مبل های شیکبا قیمتهای باور نکردنی😱😱
✅#معتبر و خوشنام
✅#پاسخگویی و ارسال سریع
✅#حراج اخر فصل
زود باش تا جا نمونی عضو شو خودت ببین 👇👇👇
http://eitaa.com/joinchat/4177002507C2cf47525e6
💯💯💯💯ضمانت مرجوع کالا
هدایت شده از تبلیغات جام جهان بین
Saeid Poursaeid 6_144331795288617535.mp3
زمان:
حجم:
10.5M
🧡ببین اینجا یه آهنگ ها و کلیپ های احساسی می بینی که فیلت یاد هندوستان می افته 💚💧❤️
وقتی گوش میدی خاطرات مجردیت برات زنده میشه که شیرین بوده ولی موانع تو رو به عشقت نرساند بیا ⬅️ اینم لینکش 👇❤️
https://eitaa.com/joinchat/340067078C6e4e197b72
👆❤️🌷👆❤️🌷👆❤️🌷