617.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙️🤯 میشل دختر ۲۳ ساله ای که شیطان در بدنش زندگی می کرد
اوایل دهه ۷۰ میلادی، دختر ۲۳ سالهای در آلمان دچار حملات شدید شد.
پزشکان گفتند: صرع.
بعد گفتند: روانپریشی.
اما آنلیزه ادعا میکرد صداهایی میشنود 👂
چهرههای شیطانی میبیند 👁️
و از اشیای مذهبی وحشت دارد ✝️
خانواده مذهبیاش سرانجام به کلیسا پناه بردند.
در ۱۰ ماه، ۶۷ جلسه جنگیری انجام شد 😶🌫️
نوارها هنوز هم ترسناکاند؛
فریادها، صداهای خشن، جملات عجیب… 🎧
اما پایان ماجرا تلخ بود:
۱۹۷۶، او بر اثر سوءتغذیه جان باخت ⚖️
کشیشها به قتل غیرعمد محکوم شدند.
❓اما یک سؤال هنوز باقی است:
یک بیماری درماننشده؟
یا چیزی فراتر از علم؟
پروندهای که هنوز میان باور و واقعیت معلق مانده است… 👁️🗨️🤯
📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
داستان ترسناک واقعی
#ارسالی
مادر بزرگم توی روستا زندگی میکرده و خونشون تقریبا نزدیک به قبرستون بوده مادربزرگم هر شب موقع خواب به پسرش سر میزده ببینه خوابیده یا نه هر شب هم اون خوابیده بوده ولی یه شب که شوهر مادربزرگم خونه نبوده و رفته بوده فکر کنم کار کنه یا چطور بوده که شبایی که شوهرشون خونه نبوده با هم میشستن خانوما نون میپختن
مادربزرگم میره خونه ی همسایشون و داشتن نون میپختن که صدای داد پسرش به گوشش میرسه ( داییم اون زمان ۸ ساله بود) وقتی مادربزرگم صدای جیغ رو میشنوه سریع میره به خونه که ببینه چه خبره
مادربزگم رو به داییم میگه که چرا جیغ کشیدی و داییم هم در پاسخ بهش به سمت قبرستون که از پنجره ی اون اتاق دیده میشده اشاره میکنه و میگه یه زنی دست بهش تکون میداده ولی مادربزگم باور نمیکرده
چند شب بوده که داییم شبا داد میزده
بعد چند هفته داییم رفتار هاش تغییر کرده بوده و همیشه و هر جا که مینشسته به پنجره زل میزده و لبخند میزده
مادربزرگم به اوضاع شک میکنه داییمو میبره پیش دعانویس فکر کنم
بعد دعا نویس به مادربزگم میگه شما فقط باید خونتون رو عوض کنید و خونتون جایی باشه که جمعیت اطراف اونجا زیاد باشه و از طرف قبرستان برید چون یه موجود میخواسته با داییم ارطباط بگیره
بعد از اون اتفاق وقتی داییم ۲۵ ساله بود اومدن شهر ولی اونجا هم مادربزگم شبا همیشه ازرده خاطر بوده حس میکرده یه نفر حرل و حوش ساعت ۱۲ شب تو خونه رفت و امد میکرده و دوباره به دعا نویس مراجعه میکنه دعانویس سه تا دعا میده به مادربزگم و بهشون دونه دونه اشاره میکنه و میگه اینها هر کدوم برای یه نفر جداگونه هستن حواست باشه اولیش برای داییم بوده وسطی پدربزگم و اخری هم مادربزرگم که میاره می زاره توی بالشت هاشون و از اون زمان به بعد هست که اونا دیگه مادربزرگم اینا رو اذیت نمیکنن یعنی به کمترین حد ممکن رسیده ولی کاملا رفع نشده
☠️
⤥📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱