eitaa logo
اسرار پر ابهام فکت
24.1هزار دنبال‌کننده
40.5هزار عکس
6.8هزار ویدیو
0 فایل
واقعیت های عجیب و هراس انگیز 😱😨 جهت رزرو تبلیغ محدود و گسترده @sadateshonam )
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام عباس ۱۷ سالمه این داستان برای ۳ سال پیشه یه شب با فامیل های پدرم تصمیم گرفتیم که توی کردان یه ویلا اجاره کنیم و یه شب بمونیم و خوش بگذرونیم دور هم اینا کارهاشو کردن ماهم وسایل جمع کردیم راه افتادیم وقتی رسیدیم دیدیم همه داخل استخر هستن پدرمم برای مسخره بازی و از گرمای زیاد فقط کفش دراورد پرید داخل استخر منم رفتم داخل اتاق طبقه پایین که لباس عوض کنم برم (ویلا دوبلکس بود یه اتاق پایین و یه دستشویی بالا هم سه تا اتاق با ۲ تا حموم و ۲ تا دسشویی ) پنجره باز بود یه چیز سیاه دیدم با سرعت نور رد شد خیلی ترسیدم ولی گفتم حتما از فامیلا بودن رد شدن بازی کردیم و نهار خوردیم من از استخر اومدم بیرون و رفتم طبقه بالا که برم حموم رفتم حموم اومدم نشستم رو تخت قشنگ دیدم که مامانم اومد داشت رژ میزدبرگشتم دبدم مامانم نیست لباس پوشیدم رفتم پایین به مامانم گفتم گفت من نیومدم بالا اصلا گوشیه یکی از فامیلامون روی دسته مبل بودیلحظه رفت دستشویی اومد گوشیش و پیدا نمیکرد هممون کل خونه رو زیر و رو کردیم نبود که نبود اخر بیخیال گشتن شدن همون لحظه برقا قطع شد زنگ زدیم برق کار اومد درستش کرد جالبیش اینه کسی وارد دستشویی میشد برق قطع میشد زنعموم خاست بره دستشویی هرچقد در رو هل میداد انگار یکی پشتش بود ولی کسی تو دستشویی نبود بعد من داشتم از بغل استخر رد میشدم یچیزی قشنگ حس کردم ک منو هل داد افتادم داخل استخر خیلی ترسیدع بودم و میگن حیوانات حس میکنن وجود جن رو سگ عموم کلا درحال پارس کردن ب اون سمت حیاط بود ک کسی اونجا نبود در همون حال پدرم حالش خوب نبود رفت که بخابه وقتی بیدار شد تعریف کرد ک یچیز پشمالو رو بغل کرده بوده خوابیده بود(حالت طبیعی نبوده اون لحظه متوجه نشده) همون شب همه خواب بودیم همون کسی که گوشیش گم شد خیلی ترسیده بود میخاست برع دستشویی میترسید خواهرشو بیدار کرد با اون بره داشت تعریف میکرد که صدای بالا اومدن از پله رو میشنیده و همون لحظه یچیز سیاه جلوش ظاهر میشه و غیب میشه با صدای جیغش هممون بلند شدیم هیچکس باور نمیکرد ولی من خیلی ترسیده بودم و فهمیدم چیزایی ک دیدم خیالات نبوده اون شب گذشت صبح شد همه چی اوکی تا اینکه ابمون هم به علاوه برق قطع شد با صاحب خونه هم دعوامون شد و از سر لج ظرف های نهار رو داخل استخر شستیم و استخر پر از پوست و تیغ و چربیه ماهی شده بود ولی از اونطرف کله خونه رو مرتب کرده بودیم وقتی برگشتیم صاحب خونه زنگ زد معذرت خواهی کرد بابت خونه و گفت مرسی که استخر رو تمیز تحویل دادید و میگفت چرا فقط زیر لحاف های تخت ها پر از دستمال کاغذیه با وجود اینکه ما همه جارو تمیز کرده بودیم وقتی داشتیم میرفتیم منو داداشم داخل خود خونه یه در اهنی زنگ زدع پشت کمد پیدا کردیم(بخدا دوروغ نمیگم) با بابام و عموم در و وا کردیم یه انباری بود که خیلی بوی بدی میومد از توش همون لحظه صدای جیغ همون کسی که گوشیش گم شد اومد رفتیم تو حیاط دیدیم غش کرده از ترس وقتی بلند شد میگفت همون چیز سیاه جلوی منو گرفته بود میگفت از اینجا برید خلاصه ما وقتی برگشتیم یه لنگ کفش بابام گم شدع بود وقتی رسیدیم تهران کفش بابام روی صندوق ماشین بود چجوری میشه اخه نیوفتاده باشه/: یه هفته گذشت بابام خواب بود بلند شد اومد بیرون  از اتاق رنگش سفید شده بود تعریف کرد که یه پسر بچه با یع سینی که نمیدونم بهش چی میگن جلوش نشسته بوده بهش گفته بود وقتشه بعد اون دیگه خداروشکر اتفاقی نیوفتاد ببخشید طولانی بود ☠️ ⤥📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
سلام من هلینا هستم ۱۷ سالمه.من به داستان ترسناک احضار روح  و ...علاقه شدیدی دارم. چند وقت پیش من احضار روح اتاق خالی رو انجام دادم قوانین بازی: ما باید یک اتاق خالی داخل خونه داشته باشیم و وسایل لازم:دو عدد ماژیک کاغذ ۵شمع ذغال و اینه. ما با ذغال وسط اتاق یه دایره میکشیم و داخل دایره یک ستاره روی ضلع های ستاره شمع میزاریم و اینه را بقل آن میزاریم مثلا اسم من هلینا است کنار اینه اول اسمم تاریخ و ساعت رو مینویسم بعد اینکه در رو بستیم تهت هیچ شرایطی باز نمی‌کنیم خودمون از اتاق خارج میشیم و هر یک ساعت یه با ر در میزنیم جوری که اخرین در ساعت سه شب باشه بعد اینکه سومین درو زدیم راستی باید یه ماژیک تو اتاق باشه ما هر سوالی داریم می‌نویسیم و زیر در رد میکنیم و جوابمون رو میده ساعت شش صبح باید روبه رو اتاق وایسیم و بگیم در ارامش بخواب و۱۲ ظهر در رو باز کنیم. من این کار هارو کردم بعدش با عموم احضار روح سه شاه رو انجام دادم وقتی داخل اینه نگاه کردم چشم راستم تکون نخورد! بعدش که ما هر سوالی می‌پرسیدیم بعد حدود ۲۰ دقیقه جواب میداد من طاقت نداشتم و در رو باز کردم😭 وقتی در رو باز کردم درجا شیشه جهیزیه زن عموم شکست سمت اون رفتم آروم آروم و یکی از شیشه ها به سمتم پرت شد سرم رو برگردوندم و یه نور سفید محکم از جلو چشمم رد شد😭😢 بعد داخل اتاق رفتم به شدتی موهام کشیده شد در حدی اشکم در اومد. عموم خونشون رو عوض کرد بعد چهار ماه فهمیدیم صاحب خونه قبلی تو این خونه اونم این چالش انجام داده عموم ۳ خونه عوض کرد تا تونستیم شبا بدون کابوس بخوابیم. فقط اگر انجام دادید خواهش میکنم لطفا در دو باز نکنید چون اون انرژی منفی تو خونت پخش میشه و از حبس در میاد :) ☠️ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
دورود به همگی اسم من نورال هست و آذربایجان زندگی میکنم این قضیه ای کِ میخوام بگم تقریبا مالِ 10 سال پیش اون موقع ما تازه اسباب کشی کرده بودیم محله جدیدمون و بِ خاطر جَو محل و .... نمیتونستیم خیلی با همسایه‌ها صمیمی بشیم گذشت تا چند هفته بعد کِ بیشتر با محیط آشنا شدم یِ شب مهمون داشتیم و تقریبا تا آخر شب موندن و وقتی کِ رفتیم پیشوازشون کِ دیگه داشتن میرفتن طرف اومد‌ بِ بابام گفت محیط خونتون سنگین ، حس بد میده و این حرفا ولی بابام کِ کلا اعتقاد نداشت توجه نکرد خیلی نگذشت کِ از توی سالن پشتی صدای جیغ اومد طوری که هممون رفتیم اونجا ولی خب واقعا چیزی نبود ولی مطمئن بودیم صدا دقیقاً از همونجا بود اینقدر ترسیده بودین تا صبح نخوابیدیم‌ و طوری این قضیه ادامه داشت کِ دیگه واقعا باورمون شده بود خبریه چون هرشب این فرآیند ادامه داشت صدای ناله میومد ، در و پنجره ها باز و بسته میشدن و. .... مامانم دلو زد بِ دریا از صاحب خونه پرسید اونم زیر بار نرفت و چیزی نگفت اما بعد یِ مدت کِ با همسایه ها صمیمی تر شدیم گفتن کِ این خونه قبلا محل نگهداری ایتام و بچه های بیمار بوده و چون اتفاقات عجیب اینجا زیاد افتاده بِ کسی نگفتن کِ این جا چرا واقعا نزدیک بِ 30 سال خالی بوده ما دیگه قضیه رو کامل فهمیدیم و سریع قراردادمونُ‌ کنسل کردیم الان دیگه اطلاعه‌ زیادی درمورد اونجا نمیدونم‌ ولی اگه بخوام توصیفش کنم واقعا شبیه آسایشگاه و بیمارستان بود با وجود اینکه تیغه کشیده بودن و بِ چند بخش تقسیمش‌ کرده بودن خیلی بزرگ و همیشه یِ بویی تو خونه میومد خلاصه کِ ما دیگه کلا پیگیر نیستیم اما چند وقت پیش شنیدم وقتی میخواستن‌ خونه رو بکوبن یِ سری چیزا پیدا کردن حالا معلوم نیست چی! ☠️ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
چند وقت یک‌بار سیارک‌های بزرگ به زمین برخورد می‌کنند؟ بیشتر سیارک‌های بزرگ در کمربند سیارکی میان مریخ و مشتری باقی می‌مانند. اما برخی از آن‌ها گاهی مدار پایدار خود را ترک کرده و وارد سیارات داخلی منظومه‌ی می‌شوند و مسیرشان از مدار زمین عبور می‌کند. اگر سیارکی با قطر بیش از ۱ کیلومتر به زمین برخورد کند، خسارت فاجعه‌باری نه تنها برای انسان‌ها بلکه برای بیشتر گونه‌های زنده به همراه خواهد داشت. برخوردهای بزرگ‌تر حتی می‌توانند موجب انقراض‌های گسترده شوند، همان‌طور که ۶۶ میلیون سال پیش یک سیارک ۱۴ کیلومتری باعث نابودی دایناسورها شد. 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
اوکتاویا هاتچر زنی بود که در ایالات کنتاکی زندگی میکرد. او پس از از دست دادن پسر نوزادش افسردگی گرفت و در نهایت بیماری گرفت که منجر شد او به حالت کما برود چند روز پس از به خاک سپردن او مشاهده شد که مردم روستا بیماری‌هایی میگرفتند که علائم آن‌ها مشابه علائم اوکتاویا بود اما در نهایتپس از چند روز خوب میشدند و سرانجامیکی از افراد گفت که شاید بیماری اوکتاویا نیز مشابه آنان امکان بهبودی پس از چند روز راداشته است اما پیشنهاد او بسیار دیر بود و بعد نبش قبر متوجه شدند که زنده به گورش کرده‌اند و آثار تلاش او برایه بیرون آمدن از تابوت از ناخن‌هایه شکسته و خون ریزی دست‌هایش به خوبی قابل مشاهده بود و سر آخر به دلیل کمبود اکسیژن جان داده بود 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نژاد جالبی از گربه به نام مانچکین وجود دارد که با پاهای کوتاهش که درتصاویر فتوشاپ بنظر میاید در بیشتر کشورها محبوب هستش ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ..↯..ʲᵒᶤᶰ..↯.. 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
ساخت کلبه با هواپیمای سقوط کرده در آمازون ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ..↯..ʲᵒᶤᶰ..↯.. 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در سال 1903، یک "دروازه ستاره ای" مرموز در سمرقند (ازبکستان) کشف شد! از آن زمان، این مصنوع دیده نشده است... چه کسی آن را پنهان کرده و چرا؟ ..↯..ʲᵒᶤᶰ..↯.. 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مزرعه پدرم تو آتیش سوخت، تمام محصول اون سال از بین رفت و ما علاوه بر خورد و خوراک دیگه چیزی برای مالیات دادن به هم ارباب نداشتیم، شبانه پدرم منو از ده دور کرد چون ارباب هر خانواده ای را که مالیات نمی داد، بزرگ ترین دختر خانواده اش را به کلفتی می برد اما....