eitaa logo
اسرار پر ابهام فکت
24.8هزار دنبال‌کننده
44.7هزار عکس
7.6هزار ویدیو
0 فایل
واقعیت های عجیب و هراس انگیز 😱😨 جهت رزرو تبلیغ محدود و گسترده @sadateshonam )
مشاهده در ایتا
دانلود
مهناز خوشحال دستهاش رو بهم زد و گفت وای کاش از خدا چیز دیگه ای خواسته بودم !جهان و محمد با تعجب مهناز رو نگاه کردن و جهان گفت چطور ؟! _الان داشتم به نیره میگفتم کاش می اومدن تهران، اونجا بیشتر همدیگه رو میدیدم ،الان یهو گفتی نتونستم خودم رو کنترل کنم، ببخشید !!گفتم عذر خواهی نداره جانم!!! محمد خان بری تهران چه کنی؟! جهان نگذاشت محمد حرف بزنه وگفت همین کاری که الان میکنه !!! _آهان، اونوقت چطور به حاج بابا کمک کنه ؟! _والا موندم عمو چرا دل نمیکنه از اون ده!!! الان دیگه کسی ده نمیمونه مگه اینکه مجبور باشه، زمین‌ها رو بفروشه و بیاد تهران، راحت زندگی کنه !!! _به این راحتی ها نیست، اون دلبستگی داره خاطراتش اونجاس، زندگیش اونجاس !!!محمد به حرف اومد و گفت ولی پیشنهاد خوبیه !!!انگار جهان خوب مخ محمد رو زده بود، ولی من هیچ دلم نمی‌خواست این اتفاق بیفته... الان لااقل هر چند سالی یه بار روبرو می‌شدیم ولی اگه توی یه شهر بودیم معلوم نبود چی میشد، و من این رو نمیخواستم ....محمد باز گفت کارم و شماها رو میبرم تهران ، به فکر حاج بابا هم هستم نهایت میام آخر هفته ها برمیگردم، فقط چند ماه این ور سال کار داریم زمستون و پاییز بیکاریم !!!جهان دنباله حرفش رو گرفت و گفت پیشرفت توی تهران زیاده ،مخصوصا برا کسی که پول داره ،چرا پولش رو اینجا هدر بده... باید به فکر سه تا بچه هم باشید اینا بزرگ میشن آینده میخوان،توی ده میتونید براشون آینده بسازید ؟!گفتم الان ده هستیم ما ؟! _اینجا هم فرقی نداره با ده که!!! محمد بی توجه به حرفهای من گفت روش فکر میکنم جهان خیالت راحت !!! _باشه هر کمکی هم از دست من بر میاد دریغ نمیکنم !!!جای حرف زدن نبود، چون هر چی میگفتم روی زمین میموند، ولی اصلا از اون وضع خوشم نمی اومد.... روز بعد صبح زود جهان و مهناز راهی تهران شدن و مهناز موقع خداحافظی گفت ایشالا زودتر تصمیم میگیرید و می‌آید تهران ،خیلی خوب میشه.به اون گفتم انشالله !!!ولی توی دلم گفتم خدا نکنه !!! اونها که رفتن داشتم کمک حلیمه سفره صبحانه رو جمع میکردم که محمد گفت یه چایی دیگه بده! استکان چایی رو براش پر کردم و جلوش گذاشتم، کنارش نشستم گفتم واقعا حرفای دیشب رو میخوای انجام بدیم ؟! _کدوم ؟! _همین تهران و اینا _اگه جور بشه خیلی خوبه _محمد ما چطور بریم تهران؟! حاج بابا اینجاست دست تنها، یه پیرزن و پیرمرد تنها ،مریم و بچه هات هم هستن، فکر کردی به اینا ؟!چایش رو سر کشید و گفت دارم فکر می‌کنم و بعد پاشد و رفت ،اونکه رفت رو به حلیمه گفتم خدا بخیر کنه جهان کک انداخته به تنبون محمد !!!حلیمه گفت بعیده محمد خان هاجر خانم و حاج مظفر رو رها کنه! _خدا کنه اینجوری که تو میگی بشه.ولی هیچی اونجوری که من میخواستم نشد، کی توی زندگیم یه چیزی درست پیش رفته بود که اون بار دوم باشه!!! محمد از همون روزا شروع کرد به گفتن اینکه باید بریم تهران !!!هر بار من همون حرفهای تکراری رو میزدم و اون جوابهای قبل رو میداد و میگفت باید حاج بابا رو راضی کنم بیاد باهامون !!! _چی ؟!حاج بابا اون راضی نشد تا شهر بیاد، حالا میاد تهران ؟! _باید راضیش کنم دیگه _اونم بیاد تهران، کارهای ده چی میشه ؟! _زمین‌ها رو می‌فروشیم، نشد کارش رو میکنیم نمردم که ،به رعیت پول بدی کارت رو انجام میده!!! _بعیده _باید راضیش کنم.محمد از همون روزا شروع کرد به راضی کردن حاج بابا ولی پیرمرد میگفت نه، نمیام من از این خاک نمیرم!!! بهش حق میدادم، عمری رو اونجا سر کرده بود و نمیتونست یهو ازش دست بکشه، این وسط تنها فرد خوشحال مریم بود ، میگفت خوبه یهو میریم تهران.محمد هر چی زد و کوبید، نتونست حاجی رو راضی کنه، برای همین بعد از یه مدت خودشم دلسرد شد و گفت نمیتونم که اینهمه ازشون دور باشم پس منتفی !!! خوشحال بودم که بالاخره سر جاش اروم گرفته ،پیدا بود مدام با جهان در ارتباط هست، چون هرازگاهی حرفی از دهنش در می‌رفت، یه شب موقع خواب گفت والا حاج بابا زد زیر کاسه و کوزه امون وگرنه کار به اون خوبی رو از دست دادم _کارتم آماده بود ؟! _اره جهان بچه زرنگیه ! _قرار بود باهم کار کنید ؟! _اره _همون بهتر که نشد ،جهان رو نمیشناسی؟! ندیدی اومد کلی پول خرج کرد یه ساختمون نیمه کاره ول کرد و رفت ،انگار پولش رو دم قیچی میبرن!!! _اون رو که گذاشته برای فروش _چرا باید اینقدر دم دمی مزاج باشه؟! با آدم اینجوری نمیشه کار کرد _ول کن نیره حالا که نشد میدونستم جهان همچین آدمی نیست و نیمه کاره رها کردن اون کار و اون ساختمون به خاطر چی بود، ولی خب باید محمد رو هم دلسرد میکردم ...خوشحال بودم که دیگه بحث تهران رفتن منتفی شده و سرگرم بزرگ کردن بچه ها شدم ادامه دارد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
568.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی وارد یک اتاق تاریک میشی و..... 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
خون دماغ میشی اگه بدونی... 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
خون دماغ میشی اگه بدونی... 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
اینها رو هرگز نباید بدونی 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
اینها رو هرگز نباید بدونی 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
اینها رو هرگز نباید بدونی 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
اینها رو هرگز نباید بدونی 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیا می‌دانستید یکی از گران‌ترین پنیرهای دنیا، محصول یک اشتباه انسانی است؟ افسانه‌ها می‌گویند پنیر گورگونزولا زمانی پدید آمد که یک پنیرساز ایتالیایی فراموش کرد دلمه‌های پنیر را به موقع پردازش کند و آن‌ها را در محیطی مرطوب رها کرد. از نظر علمی، این اشتباه باعث شد حباب‌های اکسیژن در بافت پنیر باقی بماند. از آنجایی که قارچ‌های خانواده Penicillium هوازی هستند، وجود این فضاهای خالی اجازه داد تا قارچ‌ها به جای فاسد کردن پنیر، در داخل آن رشد کرده و فرآیند تخمیر را آغاز کنند. این قارچ‌ها با آزادسازی آنزیم‌های خاص، بافت و طعم پنیر را کاملاً تغییر دادند و چیزی را خلق کردند که امروز به عنوان یک شاهکار در بیوتکنولوژی غذایی شناخته می‌شود. در واقع، این اشتباه به جای تولید یک محصول فاسد، منجر به کشف روشی جدید برای فرآوری لبنیات شد. 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
ترفند های فوق خفن روانشناسی🍓📒 ৎ ━━━━━━━━━━━━━━━━━━ ✦ اگه شخصی موقع صحبت کردن مدام به لب هاتون نگاه میکنه احتمالا علاقه شدیدی به شما داره 🌸🚍 ✦ اگه میخوای کسی رو معذب کنی موقعی که حرف میزنه به پیشونی و خط موهاش خیره شو🖤🐕‍🦺 ✦ اگه دچار استرس خیلی شدیدی هستی کافیه لاله گوشت رو به سمت پایین بکشی ☁️🌻 ✦ موزیک های غمگین قاتل آرزوهاتون هستن ، گوش دادن به موزیک های غمگین انگیزه شمارو برای رسیدن به اهدافتون از بین میبرن 🌿🩹 ✦ اگه کسی موقع صحبت دستش رو روی بازوش میزاره احتمالا احساس ناراحتی میکنه اما نمیخواد به شما حس منفی منتقل کنه 🪡🥽 ✦ اگه ناراحت یا عصبانی هستی برای فراموش کردن اون حس نخواب چون موارد ناراحت کننده توی مغز منتشر میشن و فراموش کردنش غیر ممکن میشه ⏰🎟 ✦ اگه میخوای به کسی حس بدی بدی کافیه به کفش هاش خیره بشی 🎲🕷 ✦ اگه میخوای طرف مقابلت احساس امنیت بیشتری باهات داشته باشه موقعی که باهاش حرف میزنی با موهات بازی کن ❤️ 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱