eitaa logo
' ܢܚܦ̈وط '
18.2هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
670 ویدیو
0 فایل
▪︎شروع‌کردم‌ازهیچ▪︎ آدما همیشه از جایی سقوط میکنن که بهش تکیه کردن. . - شروعمون ؛ ²¹'⁴'¹⁴⁰³ . . - محتوا؟ شرح احوالاتمون . . .‌‌‎ ‌‌‌کپی‌؟ راحت باش - . - درخدمتم : @Mohamaadreza135 . . تبلیغاتمون ؛ @tabligat09 #تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی_ایران
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش میشد قبل آشنا شدن با آدما، اول تیزرشو ببینیم! ¹⁰ پ.ن:چقدرقشنگ..
ناخودآگاه هم واقعا چیز عجیبیه. کاملا مطمئنی که دیگه واست مهم نیست و یهو وسط تعریف کردنش از خودت میپرسی این اشکا چیه؟! ¹¹
کسی که تو را رنجانده، خواهد رنجید، در حین شادی، در حین امید. ¹² پ.ن:دقیقا
اگه کسی بهتون حس ناکافی بودن داد بهش حس نبودن بدید. ¹²
من که نشد باد بشم برم لای موهات ولی تو اشک شدی رفتی تو چشمام،درد شدی رفتی تو قلبم...💔 ¹³
و در نهایت کسی قلبت را میشکند که به او گفته بودی از شکسته شدن، خسته شده‌ای..🙂 ¹⁴
ما آدمها روزی آدمهایی رو از زندگی‌مان حذف میکنیم که برای بدست آوردنشان خودمان را از دست دادیم . ¹⁵
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر ز لیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی خسته ام زین عشق، دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو … من نیستم گفت: ای دیوانه لیلایت منم در رگ پنهان و پیدایت منم سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یک جا باختم کردمت آوارهء صحرا نشد گفتم عاقل می شوی اما نشد سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا بر نیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی مطمئن بودم به من سر میزنی در حریم خانه ام در میزنی حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بیقرارت کرده بود مرد راهم باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم - نظامی ¹⁶
گاه نمی‌دانی از دست داده ای یا از دست رفته ای.❤️‍🩹 ¹⁷
+ چقدر خسته به نظر میای، کوه کندی؟ - دل کندم. ¹⁸
بعضی‌ها برای لذت بردن از توهمات به دنیا می‌آیند، بعضی دیگر نفرین شده‌اند تا حقیقت را ببینند. ¹⁹
کیستم من؟ چه میدانم! نپرس از من نشان مُرده ای لرزان میان اجتماع زندگان. ²⁰