eitaa logo
حقوق خانواده
762 دنبال‌کننده
131 عکس
1 ویدیو
31 فایل
ارائه مقالات ،مطالب و آرای قضایی خانواده ایدی کانال http://eitaa.com/joinchat/1003094026C22cf878b1e
مشاهده در ایتا
دانلود
✅چکیده: دختری که از طریق فضای مجازی آمادگی خود را جهت صیغه شدن در قبال دریافت مبلغی پول اعلام می¬کرده و بعد از واریز پول به حسابش، از انجام تعهد و یا استرداد پول امتناع می¬کرده، کلاهبردار محسوب نشده بلکه به استناد مادۀ 2 قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس،ارتشاء و کلاهبرداری 1367، به تحصیل مال از طریق نامشروع محکوم گردیده است. 🔹شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1391/04/05 ✅رأی دادگاه بدوی به موجب کیفرخواست شماره 501048 -10/11/1390 صادر شده از دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 31 تهران م. فرزند ن. 29 ساله و دانشجو و با نام مستعار م. متهم است به 1- کلاهبرداری از طریق معرفی خود به¬عنوان روسپی و تحصیل وجه از این طریق 2- جعل داده 3- نشر اکاذیب در اینترنت موضوع شکایت م. فرزند الف. 26 ساله و ن. فرزند ع. متولد 1365 با این توضیح که م. در تاریخ 3/4/1388 با طرح شکایتی اظهار می¬دارد در فضای سایبری و در سایت یاهو با خانمی به نام م. ....... آشنا می¬گردد که آمادگی خود را برای صیغه شدن! با دریافت وجه اعلام می-کند. سپس به حساب شماره ... متهم در بانک تجارت مبلغ چهارصد هزار ریال واریز می¬کند اما پس از آن متهم پاسخ تلفن وی را نمی¬دهد و شاکی در مراحل بعدی از وی می¬خواهد مبلغ مذکور را مسترد نماید که با امتناع متهم مواجه می¬گردد و النهایه اقدام به شکایت  می¬کند. در تحقیقات جامع و بررسی های فنی و اطلاعاتی از شماره تلفن همراه و حساب های بانکی و نیز ID متهم مشخص می¬شود وی با ساخت پروفایلی در فضای مجازی اینترنت با درج عکس شاکیه ن.د. و درج شماره تلفن همراه خود، خود را دختری 23 ساله به نام م. از تهران معرفی و با ذکر مشخصات فردیِ تحریک کننده از قبیل قد، وزن و زیبایی، به گونه¬ای منطبق با عکس منتشره، خود را در قبال دریافت هشتصد هزار ریال وجه نقد آماده¬ی خود فروشی اعلام می¬کند اما زمانی که افراد با شماره تلفن اعلامی تماس می¬گرفتند اظهار می¬داشت: اول مبلغ یاد شده را به حسابش واریز نمایند ولی بعد از واریز وجه به تماس¬های آنان پاسخ نمی¬داد و هرگز تن به عمل شنیع نداده است و از این طریق وجوه واریزی را تصاحب می¬کرد و مبالغ کثیری به حساب¬های متعدد متهم در بانک¬های ملی- ملت - کشاورزی- سامان و پاسارگاد واریز گردید که صورت¬حساب¬های مربوطه اخذ و ضم پرونده است. شاکیه ن. نیز در تاریخ 28/10/1388 شکایت خود را علیه متهم به جهت انتشار عکس وی با تبلیغات منفی در اینترنت تقدیم دادسرای ناحیه 31 می¬کند. متهم پس از شناسایی و دستگیری در تحقیقات مقدماتی و نیز در جلسه دادگاه صراحتاً به عمل ارتکابی اقرار داشته و اظهار می¬دارد در سال¬های گذشته با فردی رابطه دوستی برقرار کرده بود که به خاطر شکستِ عشقی در صدد انتقام از مردان برآمده است و از این طریق در طول 4 سال هفتصد میلیون ریال (هفتاد میلیون تومان) کسب درآمد داشته است و شدیداً از عمل خویش اظهار ندامت می¬کند. متهم در خصوص درج عکس شاکیه نیز اظهار می¬دارد با شاکیه در اینترنت آشنا گردید و برای این که مطمئن شود وی زن می¬باشد از وی تقاضای ارسال عکس می کند و شاکیه به منظور جلب اطمینان متهم، عکس خود را برای وی ارسال می کند که متهم این عکس را در پروفایل مذکور قرار می¬دهد که کاربران با دیدن عکس شاکیه جلب توجه می¬شدند و با شماره تلفن همراه اعلامی که متعلق به متهم بود تماس می-گرفتند و قربانی طعمه های شیطانی متهم می¬شدند. دادگاه با عنایت به مراتب فوق و برخلاف کیفرخواست اولاً: صِرف اظهارِ مطالبِ کذب در خصوصِ اخذ وجه را کلاهبرداری ندانسته و عمل ارتکابی متهم در این رابطه را منطبق با ماده 2 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام و تحصیل وجه فاقد مشروعیت قانونی تشخیص و ثانیاً: درج عکس شاکیه در پروفایل مذکور توسط متهم را جعل داده ندانسته بلکه هتک حیثیت شاکیه از طریق درج عکس بدون رضایت وی در اینترنت و منطبق با ماده 745 قانون مجازات اسلامی (17 قانون جرائم رایانه ای) تشخیص و به استناد مواد یاد شده متهم را بابت تحصیل وجه فاقد مشروعیت قانونی به تحمل یک سال حبس تعزیری و رد چهارصد هزار ریال در حق شاکی م.ص. و بابت هتک حیثیت شاکیه ن. از طریق درج و انتظار عکس شاکیه بدون رضایتش در اینترنت با مطالب کذب به پرداخت چهل میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت محکوم می¬کند. این رأی حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می¬باشد . 🔹رئیس شعبه 1089 دادگاه عمومی جزایی تهران - غفاری ✅رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم م. 👆 ادامه متن👇
✅ چکیده: چنانچه زوجه و زوج، مشاعاً مالک آپارتمان باشند و هر دو از آن استیفا منفعت نمایند؛ زوجه نمی تواند به استناد اینکه تهیه مسکن از وظایف زوج است؛ مطالبه اجرت المثل سهم خود را بنماید بدین دلیل که زوج در تصرفات مأذون بوده است. 🔹شماره دادنامه قطعی : 9409970269500280 🔹تاریخ دادنامه قطعی : 1394/03/27 ✅رأی دادگاه بدوی در خصوص دادخواست آقای م. الف.چ. به وکالت از خانم ف. ق. به طرفیت آقای پ. ط.ز. به خواسته مطالبه اجرت‌المثل ایام تصرف یک دستگاه آپارتمان از تاریخ 1379/5/2 لغایت اجرای کامل حکم با احتساب خسارات قانونی مقوم به 51،000،000 ریال از پلاک ثبتی... فرعی از ...، دادگاه با بررسی اوراق پرونده و مجموع دادخواست و لایحه تقدیمی وکیل خواهان بر آن تعلق دارد که زوجه و زوج در آپارتمان مشترک متصرف بوده اند و هر دو نفر از آن استیفا منفعت نموده‌اند اما خواهان ادعا دارد که چون تکیلف مسکن از وظایف زوج بوده در نتیجه مطالبه اجرت‌المثل سهمی خود را دارد در حالیکه در صورت انتفاع، دیگر نمی‌تواند دعوی مطالبه اجرت‌المثل طرح نماید بلکه چنانچه نفقه ایام گذشته طلبی داشته باشد اقامه دعوی وفق مقررات بابت نفقه ایام گذشته نماید نه اینکه اجرت‌المثل آپارتمان مشاع از شریک مشاع دیگر با وصف انتفاع از منافع آن به نحو اشتراک بنماید بنابراین دادگاه دعوی خواهان را بر مطالبه اجرت‌المثل غیر وارد تشخیص و به استناد ماده 197 از قانون آئین دادرسی مدنی حکم به رد دعوی خواهان صادر و اعلام می‌نماید. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد. 🔹دادرس شعبه اول دادگاه عمومی (حقوقی) تهران/احمد همتی کلوانی ✅رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظرخواهی ف. ق. با وکالت م. الف. چ. به طرفیت پ. ط.ز. نسبت به دادنامه شماره 402 – 14/8/93 شعبه 1 دادگاه عمومی حقوقی تهران موضوع کلاسه 682/1/92 که به موجب آن حکم به رد دعوی نامبرده مبنی بر مطالبه اجرت‌المثل ایام تصرف سه دانگ مشاع از شش‌ دانگ آپارتمان پلاک ثبتی ... فرعی از ... بخش 3 تهران صادر و اعلام گردیده، مورد بررسی قرار گرفت از توجه به مستندات دعوی و اظهارات مکتوب در پرونده ایراد و اعتراض تجدیدنظرخواه وارد و موجه نیست و جهات درخواست تجدیدنظر با شقوق ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی مطابقت ندارد و دادنامه طی رسیدگی‌های لازم برابر اصول و موازین قانونی صادر شده و خدشه و خللی بر آن وارد نیست زیرا مطالبه اجرت‌المثل ناظر به مواردی است که تصرفات متصرف غاصبانه باشد در ما ما نحن فیه تصرفات تجدیدنظر خوانده مأذون بوده مراتب منصرف از ماده 318 و 311 و 320 قانونی مدنی است لذا دادگاه به استناد قسمت اخیر ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با رد اعتراض دادنامه تجدیدنظر خواسته تأیید و استوار می‌گردداین رأی قطعی است. 🔹شعبه 52 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رییس و مستشار/محمدباقر قربان وند - سیدوجیح الله فهیمی گیلانی/پژوهشگاه قوه قضاییه
👆 ادامه متن👇 نسبت به دادنامه شماره 350 مورخ 5/4/91 صادره از شعبه 1089 دادگاه عمومی تهران که به موجب آن تجدیدنظرخواه به اتهام تحصیل وجه فاقد مشروعیت قانونی به تحمل یک¬سال حبس و رد مبلغ چهل هزار تومان به شاکی و به اتهام هتک حیثیت شاکیه ن. از طریق درج و انتشار عکس شاکیه بدون رضایت وی در اینترنت با مطالب کذب به پرداخت مبلغ چهل میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده است نظر به اینکه تجدیدنظرخواه در این مرحله از رسیدگی دلیل خاص وجهات موجهی که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم نماید ارائه ننموده و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی و مبانی استدلال و استنباط و انطباق با قانون ایراد و اشکالی وارد نمی باشد فلذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده مستنداً به بند الف از ماده 257 از قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه معترض عـنه تائید و اسـتوار مـی¬گـرداند . رأی صـادره قطعی می باشد. 🔹رئیس شعبه 5 دادگاه تجدیدنظر استان تهران- مستشار دادگاه/علوی فر- طهماسبی/پژوهشگاه قوه قضاییه
زن به عنوان همسر متوفی مستحق یک چهارم یا یک هشتم از اموال مرد است. حال این که چه مالی را می‌تواند به ارث ببرد بسیار مهم است، زیرا که در مقدار سهم زن موثر است. زوجه در صورت فرزند دار بودن زوج، یک هشتم از عین اموال منقول (مثل ماشین، موتور و غیره) و یک هشتم از قیمت اموال غیرمنقول (مثل خانه، باغ، مغازه و غیره) اعم از عرصه (زمین) و اعیان (ساختمان) ارث می‌برد. در صورتی که زوج هیچ فرزندی نداشته باشد سهم زن یک چهارم از تمامی اموال است. پس لازم است بعد از مرگ شوهر، علاوه بر اموال منقول که تقسیم می‌شود، اموال غیر منقول قیمت گذاری شده و یک چهارم یا یک هشتم از این قیمت به زن داده شود. در مواقعی امکان دارد که ورثه دیگر متوفی از قیمت گذاری مال غیر منقول امتناع بکنند. ماده ۹۴۸ قانون مدنی این امکان را به زن داده است که حق خود را از عین اموال استیفا کند، پس وی می‌تواند در مرحله اول، ورثه را از طریق دادگاه اجبار به قیمت گذاری و دریافت سهم خود کرده، در غیر این صورت و ادامه امتناع ورثه، براساس رویه قضایی موجود، زن می‌تواند سهم مشاع خود را از عین یعنی خود زمین و خانه تملک کند.
🔺«زوجه‌ای که در دادگاه؛ متقبل حضانت و نگهداری فرزند خود شده است حق سلب تکلیف از خود را ندارد.» ✍سؤال زوجه‌ای با بذل مهر، به طلاق خلع مطلقه شده و در سند رسمی طلاق نیز ذکر گردیده است که طبق توافق حضانت و نگهداری تنها فرزند مشترک به عهده مادر و با هزینه شخصی مشارالیها تا سن 18 سالگی نگهداری شود. اکنون مادر طفل طی دادخواستی، خواستار تحویل فرزند مذکور به پدر گردیده و پدر نیز مدعی است به لحاظ مجرد بودن و نداشتن بستگان نزدیک از پذیرش فرزند معذور است، تکلیف دادگاه چیست؟ 🔸نظریه شماره 2795/7 مورخ 7/4/1371 با توجه به اینکه زوج ضمن سند رسمی طلاق متقبل حضانت و نگهداری فرزند مشترک با هزینه شخصی خود شده است، لذا نامبرده نمی‌تواند به موجب دادخواست بعدی از خود سلب تکلیف نماید چنین درخواستی قابلیت پذیرش ندارد. ✅
✅چکیده: چنانچه زوجه از حق حبس استفاده کرده باشد و همین امر موجب عدم تشکیل زندگی ولو به مدت طولانی شود، ازآنجاکه عدم تشکیل زندگی منتسب به زوجه است بنابراین وی نمی تواند مدعی عسر و حرج جهت درخواست طلاق شود. 🔹شماره دادنامه قطعی : 9309970909900329 🔹تاریخ دادنامه قطعی : 1393/08/05 ✅خلاصه جریان پرونده در تاریخ 22/12/90 آقای ع الف. ولایتاً از سوی خانم ز.الف. با وکالت خانم س.ع. دادخواستی مبنی بر تقاضای صدور حکم طلاق به طرفیت آقای ی.ج. تسلیم دادگستری پاکدشت نموده است که به شعبه دوم دادگاه عمومی آن شهرستان ارجاع شده است. خلاصه توضیح وکیل خواهان این است: آقای ع.الف .پدرخانم ز.الف. به ولایت از دخترش به علت اینکه همسر دختر ایشان آقای ی.ج. تاکنون به زوجه نفقه نداده، خواستار طلاق شده است. دادگاه طرفین را دعوت نموده است. جلسه دادگاه در تاریخ 5/2/91 با حضور وکیل خواهان تشکیل شد و خوانده حاضر نگردید. وکیل خواهان گفت طرفین در تاریخ 27/2/90 ازدواج کردند و زوجه غیر مدخوله می باشد و زوج از همان بدو ازدواج، زوجه را رها نموده است و زوجه از نصف 300 سکه مهریه یک صد سکه را بذل می کند فقط 50 سکه را مطالبه دارد و تقاضای طلاق دارد و برای اثبات ادعای عدم پرداخت نفقه شهود دارد که حاضر هستند ادای شهادت نمایند. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر کرده است. داوران معرفی و تعیین شده توفیق در سازش بین زوجین نداشته اند و دادگاه طرفین را جهت استماع شهادت دعوت نموده است. جلسه دادگاه در تاریخ 15/8/91 تشکیل شد، خواهان و وکیل وی حاضر شدند ولی خوانده حاضر نشده است وکیل خواهان گفت: شهود حاضرند تا استماع شهادت شود. از شهود در اوراق جداگانه تحقیق شد. دو نفر شاهد مرد 34و 45 ساله همسایه خواهان بودند که متفقاً شهادت داده که زوج حدود یک سال است زوجه را رها کرده است و رفت وآمد ندارد. دادگاه پس از وصول نظر پزشکی قانونی مبنی بر نفی بارداری زوجه، طی دادنامه غیابی به شماره 1786-24/8/91 رأی به طلاق زوجه به علت عدم پرداخت نفقه و رها نمودن زوجه بدون نفقه صادر نموده است. از این رأی توسط وکیل زوج واخواهی شد و پرونده در همان شعبه مطرح گردیده است. خلاصه ایراد وکیل واخواه این است: الف- موکل از بیم حکم جلب بابت مهریه و رفتن به زندان خود را نشان نداده است. ب- موکل من شهادت شهود را عاری از حقیقت می داند و آن ها را نمی شناسد. ج- موکل نفقه زوجه را بااطلاع از نشانی فعلی آن ها پرداخت نموده است. د-موکل در همسایگی واخوانده بود همواره به واخوانده سر می زده است. وکیل دیگر واخواه ضمن بیان مطالبی همانند وکیل اول یک نسخه فیش پرداخت نفقه به مبلغ 000/400/18 ریال بابت نفقه را ضمیمه کرده است. دادگاه طرفین را دعوت نموده است. در تاریخ 4/2/92 وکلای طرفین حاضر شدند. یکی از وکلای زوج گفت: علی رغم عدم دسترسی به زوجه طبق فیش شماره 920205-4/2/92 بنام زوجه و نام ع.الف. واریز شد و در مورد تشکیل زندگی مشترک نیز خود زوجه با استفاده از حبس نخواسته زندگی مشترک تشکیل شود. اگر از حق حبس صرف نظر کند موکل آماده تهیه امکانات زندگی مشترک می باشد و در حال حاضر هم نفقه را طبق مقررات موکل پرداخت کرده و پرداخت می کند. مضافاً موکل مهریه را هم طبق اقساط تعیین شده می پردازد.وکیل دیگر زوج گفت: مطالب من همان است که همکارم بیان داشته است. وکیل زوجه گفت با توجه به اظهارات وکلای واخواه باید به عرض برسانم که پرداخت نفقه نهایتاً با گذشت......(بقیه صورت جلسه مورخ 4/4/92 که باید در صفحه دوم می آمد حسب گزارش دفتر دادگاه در پرونده موجود نمی باشد ص 59) زوجین و وکلای طرفین در مورخ 10/2/92 در دادگاه حاضر شدند و همان مطلب گذشته را بیان کردند و وکیل واخوانده گفت: به لحاظ اینکه موکله از حق حبس خود استفاده کرده حاضر به زندگی مشترک نشده است. دفاع وکلای واخواه را قبول دارم و در این قسمت (ترک منزل) منصرف می شوم لکن در مورد پرداخت نفقه ملاحظه کنید پس از صدور حکم به پرداخت نفقه و صدور اجرائیه و الزام و اجرای حکم، بالاخره زوج مجبور شد به پرداخت نفقه و این خود موجب عسروحرج در زندگی موکله شده است و تقاضای تأیید رأی واخواسته را دارم. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 230-11/2/92 دفاعیات واخواه را موجه تشخیص و ضمن نقض رأی غیابی دعوی واخوانده را مبنی بر تقاضای طلاق موجه تشخیص نداده و حکم به رد دعوی وی صادر و اعلام نموده است و از این رأی توسط وکیل زوجه تجدیدنظرخواهی شد و پرونده به شعبه دادگاه تجدیدنظر خوزستان ارجاع شده است. خلاصه ایراد وکیل زوجه این است که عدم پرداخت نفقه و فشار اقتصادی برای زوجه موجب عسروحرج وی شده است. 👆 ادامه متن👇 ✅
چکیده: صرف قرار دادن تصویر بدون حجاب در شبکه‌ اجتماعی مجازی (از جمله فیس‌بوک) به معنای انتشار تصاویر مبتذل نیست. تاریخ رای نهایی:1392/08/19 شماره رای نهایی: 9209970220401108 رای بدوی به موجب کیفرخواست شماره 8000461-28/5/1392 صادر شده از دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 31 تهران ف.ف. فرزند ح. 30 ساله، متأهل و مسلمان و فاقد سابقه کیفری و با وکالت الف.م. متهم است به انتشار تصاویر خلاف اخلاق و عفت عمومی (در فضای مجازی) موضوع شکایت ع.ع. (همسر متهمه) با وکالت ق.ر. و بـا وکالت در توکیلـی الف.غ.؛ دادگـاه با عنایـت بـه محتویات پرونده و صرف‌نظر از اختلافات فیمابین زوجین (شاکی و متهم) و دفاعیات متهم و وکیل وی مبنی بر اینکه صفحه فیس‌بوک متهم توسط شاکی ساخته شده است و عکس وی را نیز شاکی در فیس‌بوک قرار داده است اما پس از به وجود آمدن اختلافات اقدام به شکایت کرده است که با توجه به انکار شاکی این امر محرز نیست. اما نظر به مفهوم ماده 14 قانون جرایم رایانه‌ای و 640 قانون مجازات اسلامی 1375 و معنای انتشار، صِرف قرار دادن تصویر بدون حجاب در صفحه فیس‌بوک جهت معرفی خود اگرچه نفس عمل مذموم و مورد تقبیح است اما فاقد وصف انتشار است و لذا به جهت عدم احراز عنصر مادی به استناد ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری رأی بر برائت نامبرده از بزه مذکور صادر و اعلام می‌گردد. این رأی حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ، قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد. رئیس شعبه 1089 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ غفاری رای دادگاه تجدید نظر تجدیدنظرخواهی ع.ع. نسبت به دادنامه 400780 مورخ 1/7/92 صادره از شعبه 1089 دادگاه عمومی جزایی تهران در خصوص برائت خانم ف.ف. از اتهام انتشار تصاویر خلاف اخلاق، توجهاً به لایحه تقدیم شده از سوی تجدیدنظرخواهان و دادنامه معترض‌عنه و سایر محتویات پرونده مطروحه حاوی ادله لازمه کافیه بر قابلیت نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته از نظر شکلی و ماهوی نمی‌باشد، فلذا با رد آن دادنامه تجدیدنظرخواسته به استناد بند الف از ماده 257 از قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری تأیید مینماید. رأی صادره قطعی است. رئیس شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه جوادی ـ سعادت‌زاده ✅
✅ چکیده: تخریب جهیزیه ی زوجه توسط زوج 🔹شماره دادنامه قطعی : 9309970269701188 🔹تاریخ دادنامه قطعی : 1393/07/23 ✅رأی دادگاه بدوی در خصوص اتهام آقای الف. ع. فرزند الف. متولد 1359 فعلاً آزاد به قید کفالت دایر بر تخریب اموال شاکی خانم م. ک. فرزند الف. دادگاه با ملاحظه محتویات پرونده ازجمله شکایت شاکی خصوصی ، گزارش مرجع انتظامی و اظهارات مطلعین در مرحله تحقیقات و کیفرخواست اصداری از دادسرای عمومی و انقلاب پیشوا وعدم حضور و دفاع مؤثر متهم علی رغم ابلاغ اخطاریه به وی اتهام وارده به ایشان محرز بوده لذا مستنداً به ماده 677 ق.م.اسلامی مصوب 1375 و مواد 217و218 قانون آیین دادرسی کیفری حکم به محکومیت متهم یادشده به تحمل شش ماه حبس تعزیری صادر و اعلام می گردد.و در خصوص اتهام دیگر نامبرده مبنی بر توهین نسبت به خانم م.ک. با توجه به انکار متهم در مرحله تحقیقات و اظهارات شاهد منفرد که بستگان شاکی می باشد به لحاظ عدم کفایت ادله اثباتی مستنداً به بند الف ماده 177قانون آیین دادرسی کیفری حکم به برائت متهم از بزه انتسابی مزبور صادر و اعلام می گردد.رأی اصداری غیابی ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه سپس ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است. 🔹رئیس شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی پیشوا- شاهبداغی ✅رأی دادگاه در خصوص واخواهی واخواه آقای الف. ع. فرزندالف. نسبت به دادنامه شماره930517 ، اصداری از این دادگاه که به موجب آن واخواه به اتهام تخریب اموال خانم م. ک. به تحمل حبس محکومیت حاصل نموده ، دادگاه باملاحظه محتویات پرونده و مفاد لایحه واخواهی وی و همچنین دلایل اثبات اتهامی واخواه مذکور در دادنامه واخواسته از آنجائی که دلیلی که حکایت از بی اعتباری و مالاً نقض دادنامه واخواسته را ایجاب نماید ارائه نگردیده و رأی واخواسته نیز با رعایت تشریفات قانونی اصدار گردیده لذا دادگاه مستنداً به مفاد ماده 218 قانون آیین دادرسی ضمن رد واخواهی واخواه دادنامه واخواسته را عیناً تأیید می نماید. رأی اصداری حضوری ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.  🔹رئیس شعبه101 دادگاه عمومی جزایی پیشوا – شاهبداغی     ✅رأی دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی محکوم علیه بدوی آقای الف. ع. فرزند الف. از دادنامه شماره 600560 مورخ 8/6/1393 و دادنامه غیابی مربوط صادره از دادگاه عمومی جزایی شعبه محترم 101 پیشوا که به موجب آن مشارالیه به دلیل تخریب به تحمل حبس محکوم شده است وارد تشخیص داده می شود. زیرا محتویات پرونده حاکی از این است که در اثر عصبانیت آقای ع. که براثر اختلاف با همسرش ایجاد شده است برخی از لوازم مورداستفاده در زندگی مشترک تخریب شده است که این امر به منزله تخریب اموال دیگری نیست . به عبارت دیگر تا حدی که به تشخیص این دادگاه برمی گردد اگر در اثر عصبانیت زن برخی از لوازم زندگی مشترک که توسط مرد خریده شده است تخریب شود و یا چنانچه مشابه پرونده حاضر وقوع یابد یعنی در اثر عصبانیت مرد برخی از لوازم زندگی آن ها که اتفاقاً" جهیزیه زن بوده است ، تخریب شود ، خصوص مورد از مصادیق ماده 677 قانون مجازات اسلامی نخواهد بود زیرا در وضعیت به وجود آمده عنصر روانی وجود ندارد لذا به استناد تبصره 1 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب با نقض دادنامه معترض عنه رأی برائت آقای الف. ع. صادر می گردد این رأی قطعی است. 🔹رئیس شعبه 63دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه/محمد علی زاده اشکلک - صادقی/پژوهشگاه قوه قضاییه
✅چکیده: اگر سلامت زوجین به هنگام ازدواج، عرفاً شرط بنایی طرفین محسوب گردد مقصود سلامت نسبی آن‌ها است نه سلامت مطلق. به‌علاوه چنین شرطی مربوط به عیوب و بیماری‌های درونی صعب‌العلاج یا غیرقابل علاج بوده نه عیوب ظاهری که از ناحیه زوجین و اطرافیان آنان در ملاقات‌ها و معاشرت‌ها قابل رؤیت و تشخیص است بنابراین وجود چنین عیوب ظاهری در هر یک از زوجین نمی‌تواند دلیل بر فقدان سلامت نسبی در آنان باشد. 🔹تاریخ رای نهایی: 1392/10/07 🔹شماره رای نهایی: 9209970906801369 ✅رای دیوان فرجام‌خواهی آقای م.ر.با وکالت خانم پ.ن. نسبت به دادنامه شماره 2321ـ 92 مورخ 15/12/91 شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان که در جهت تأیید رأی بدوی متضمن حکم بر بطلان دعوی فرجام‌خواه به خواسته فسخ نکاح انشاء گردیده است وارد و موجّه نیست زیرا وکیل زوج فرجام‌خواه به شرح دادخواست تقدیمی و توضیحات بعدی در جلسه دادرسی با ادعای‌ اینکه زوجه فرجام‌خوانده دارای قوز شدید کمر بوده و در موقع خواستگاری و عقد راجع به این عیب خود صحبتی با موکل نداشته و از کمربند مخصوص استفاده نموده مستنداً به ماده 1128 قانون مدنی تقاضای فسخ نکاح را نموده است گرچه در نظریه پزشکی قانونی به شرح برگ 28 پرونده بدوی اعلام گردیده که زوجه دارای انحراف (در حد متوسط) ستون فقرات در ناحیه خلف سینه از خط وسط به‌ طرفین و افزایش انحنای آن به سمت جلو (در حد متوسط) در ناحیه کمر می‌باشد ولی ازآنجایی‌که عیب مذکور در نظریه پزشکی قانونی از عیوب ظاهری محسوب بوده که معمولاً در موقع خواستگاری و عقد از طرف زوج و اطرافیانش قابل رؤیت و تشخیص بوده و اقدام زوج به ازدواج با زوجه محمول بر آن است که نامبرده با علم و اطلاع از‌ این عیب زوجه اقدام به ازدواج با ایشان نموده است و نظر به اینکه عدم وجود عیب مذکور در زوجه فرجام‌خوانده نه‌تنها شرط تصریحی زوج برای ازدواج با ایشان محسوب نبوده و زوج دلیلی بر این امر اقامه ننموده بلکه عرفاً هم عدم وجود چنین عیبی در زوجه شرط بنایی زوج برای ازدواج با زوجه محسوب نمی‌گردد و حتی سلامت زوجین به هنگام ازدواج با یکدیگر به فرض‌ اینکه عرفاً شرط بنایی طرفین برای ازدواج محسوب گردد سلامت نسبی زوجین بوده نه سلامت مطلق آنان و به‌علاوه مربوط به عیوب و بیماری‌های درونی صعب‌العلاج یا غیرقابل علاج بوده نه عیوب ظاهری که از ناحیه زوجین و اطرافیان آنان در ملاقات‌ها و معاشرت‌ها قابل رؤیت و تشخیص بوده که وجود چنین عیوب ظاهری در هر یک از زوجین نمی‌تواند دلیل بر فقدان سلامت نسبی موردنظر عرف در آنان باشد بنابراین و با توجه به‌مراتب اشعاری و اظهارات و مدافعات طرفین آراء بدوی و فرجام‌خواسته با عنایت به استدلال منعکس در آن موجّهاً و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و از حیث ماهوی و از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد و اشکالی بر آراء صادره مترتب نبوده و اعتراضات وکیل فرجام‌خواه هم در حدی نیست که به مبانی استدلال و استنباط و تشخیص دادگاه و اساس دادنامه فرجام‌خواسته خلل و خدشه‌ای وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد فلذا ضمن ردّ فرجام‌خواهی فرجام‌خواه مستنداً به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام‌خواسته ابرام ‌می‌گردد. 🔹رئیس شعبه 8 دیوان‌عالی کشور ـ مستشار ـ عضو معاون/پژوهشگاه قوه قضاييه
✅چکیده: درج شغل زوجه در سند ازدواج قرینه پذیرش اشتغال توسط زوج است. همچنین در صورتی‌که شغل زوجه منافاتی با شئونات و انجام وظایف خانوادگی نداشته باشد، تقاضای منع اشتغال از سوی زوج رد می گردد. 🔹تاریخ رای نهایی: 1391/12/12 🔹شماره رای نهایی: 9109970220202336 ✅رای بدوی در خصوص دادخواست آقای ع.ر. فرزند ه. به طرفیت خانم ه.الف. فرزند م. با وکالت پ.چ. به خواسته با بررسی پرونده ملاحظه می‌شود که در سند ازدواج طرفین مورخ 24/2/1371 پرسنلی زوجه به‌عنوان کارمند قید گردیده که این امر مؤید موافقت ضمنی زوج با امر اشتغال زوجه بوده و از طرفی شغل زوجه پرستاری در بیمارستان است که اینگونه مشاغل منافاتی با مصالح خانوادگی ندارد و همچنین عدم طرح هرگونه ادعا و یا اعتراضی از طرف زوج نسبت به اشتغال زوجه در مدت زندگی مشترک و ایضاً استدلال زوج یعنی اینکه اشتغال زوجه موجب عدم تمکین خاص گردیده، فاقد وجاهت قانونی می‌باشد. علی‌هذا دادگاه مستنداً به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 1257 قانون مدنی رأی به رد دادخواست خواهان صادر و اعلام می‌نماید. رأی صادره حضوری است و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد. 🔹رییس شعبه 266 دادگاه عمومی خانواده تهران ✅رای دادگاه تجدید نظر تجــدیدنظـرخواهی آقـای ع.ر. از دادنامه 9109970216601549 مورخه 26/10/91 شعبه محترم 266 دادگاه خانواده تهران که به موجب آن در خصوص دعوی مطروحه مشارالیه به طرفیت خانم ه.الف. به خواسته منع اشتغال زوجه در پرونده کلاسه 9109980216601138 رأی به رد دعوی زوج تصدیرگردیده، وارد نمی‌باشد؛ زیرا رأی بر اساس قواعد جاری و تشریفات ساری اصدار یافته و ایرادی از حیث ماهوی یا شکلی به آن وارد نیست و استدلال محکمه محترم بدوی و نیز استناد آن صحیح است و تجدیدنظرخواه دلیل یا دلایلی که موجبات نقض یا بی‌اعتباری دادنامه را فراهم نماید ارائه ننموده است بنا به مراتب دادگاه در استناد به قسمت اخیر ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب 21/1/79 در امور مدنی ضمن رد اعتراض معترض دادنامه معترضٌ‌عنه را عیناً تأیید می‌نماید. رأی دادگاه به موجب ماده 365 همین قانون قطعی است. 🔹رییس شعبه 2 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشاران دادگاه/پژوهشگاه قوه قضائیه
✅ چکیده: حق تعیین مسکن به عنوان شروط ضمن عقد، هیچ تعارض یا تزاحمی با تمکین نداشته و مانع از صدور حکم الزام به تمکین برای زوجه نمی باشد. 🔹شماره دادنامه قطعی : 9309970220201513 🔹تاریخ دادنامه قطعی : 1393/09/04 ✅رأی دادگاه بدوی در خصوص دعوی خانم س.د. به طرفیت آقای م.خ. به خواسته الزام خوانده به پرداخت نفقه معوقه و هزینه های دادرسی، بدین توضیح که خواهان اعلام کرده از 13191/7/15 که به عقد دائم خوانده درآمده است، نامبرده نفقه‌ای به وی پرداخت نکرده و تقاضای تعیین کارشناس و تعیین نفقه را نموده‌است. خوانده با حضور در دادگاه اعلام کرده تا 1392/11/30 با همسرش در یک منزل مشترک سکونت داشته و از آن پس زوجه منزل مشترک را ترک کرده است و مدعی شده که کلیه مخارج و نفقه زوجه را پرداخت کرده است. زوجه با اذعان به این مطلب که تا 1392/11/30 با همسرش در یک منزل مشترک زندگی می‌کرده، مدعی عدم پرداخت نفقه شده است. دادگاه با ملاحظه مجموع محتویات پرونده، نظر به احراز رابطه زوجیت بین زوجین و توجهاً به اینکه زوجین تا 1392/11/30 با یکدیگر در یک منزل زندگی کرده‌اند و اصل بر این است که زوج نسبت به پرداخت نفقه اقدام کرده باشد، فلذا دعوی خواهان را در خصوص مطالبه نفقه تا 1392/11/30 وارد ندانسته حکم به رد دعوی خواهان صادر و اعلام می‌نماید. در خصوص مطالبه نفقه از 1392/11/30 به بعد، نظر به اینکه به فرض تعلق نفقه به زوجه، مبلغی که تعیین خواهد شد کمتر از نصاب صلاحیت دادگاه عمومی حقوقی، در صلاحیت شورای حل اختلاف می‌باشد؛ فلذا خواهان به تقدیم دادخواست در آن مرجع راهنمایی و ارشاد می‌گردد. در خصوص خواسته تقابل آقای م.خ. به طرفیت خانم س.د. به خواسته الزام خوانده به تمکین، دادگاه با ملاحظه مجموع محتویات پرونده، نظر به اینکه حسب گزارش واحد مددکاری، منزلی که توسط زوج تهیه شده است، فاقد امکانات لازم جهت زندگی مشترک زوجین می‌باشد، دعوی خواهان را وارد ندانسته، حکم به رد دعوی خواهان دعوی تمکین صادر و اعلام می‌نماید. بدیهی است در صورت تهیه امکانات لازم توسط زوج و تأیید این موضوع توسط واحد مددکاری، زوجه ملزم به تمکین از زوج خواهد‌بود. رأی صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ، قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد. 🔹رئیس شعبه 273 دادگاه عمومی خانواده تهران - سمیعی   ✅رأی دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی آقای م.خ. از دادنامه شماره 9309970217300362 مورخ 1392/3/17 شعبه محترم 273 دادگاه خانواده تهران که به موجب آن دعوی تقابل مطروحه از ناحیه تجدیدنظرخواه به طرفیت همسرش تجدیدنظرخوانده خانم س.د. به‌خواسته الزام به تمکین در پرونده کلاسه 9309980217300028 حکم به رد دعوی تصدیر گردیده است، وارد است؛ چراکه مستند دادگاه، گزارش واحد مددکاری بوده که اعلام شده منزلی که تدارک گردیده فاقد امکانات لازم است. در صورتیکه گزارش شماره 77/21/93 واحد مددکاری در پاسخ به نامه شماره 28/273/93 مورخ 1393/3/3 دادگاه، مؤید آماده بودن اثاث‌البیت و مستقل بودن منزل تهیه شده توسط زوج می‌باشد. کما اینکه در قسمت اخیر دادنامه نیز دادگاه محترم اعلام نموده بدیهی است در صورت تهیه امکانات لازم توسط زوج و تأیید این موضوع توسط واحد مددکاری، زوجه ملزم به تمکین از زوج خواهد بود. صرف نظر از اینکه در امور ترافعی وظیفه دادگاه تعیین تکلیف قطعی نسبت به موضوع ترافع است و قید فوق از استحکام حکم صادره کاسته و به نوعی رأی دادگاه با عبارات فوق از تنجیز خارج شده، لذا با وارد دانستن اعتراض معترض، با توجه به گزارش منجز واحد مددکاری بر داشتن مسکن مستقل و اثاث‌البیت، به استناد صدر ماده 358 از قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379/1/21 ضمن نقض دادنامه معترضٌ‌عنه، مستنداً به ماده 1114 قانون مدنی، حکم به الزام به تمکین تجدیدنظرخوانده(زوجه) صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره مطابق ماده 365 از همان قانون قطعی است. 🔹رئیس و مستشار شعبه 2 دادگاه تجدیدنظر استان تهران سیفی – ارژنگی - موسوی    ✅رأی دادگاه تجدیدنظرخواهی در خصوص تقاضای اعاده‌دادرسی خانم س.د. با وکالت آقای الف.س. نسبت به دادنامه شماره 9309970220200763 مورخ 1393/5/4 شعبه محترم دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران که به موجب تجدیدنظرخواهی آقای م.خ. از دادنامه شماره 9309970217300362 مورخ 1392/3/17 شعبه محترم 273 دادگاه خانواده تهران به طرفیت همسرش خانم س.د. 👆 ادامه متن👇
👆 ادامه متن👇 حکم به رد دعوی راجع به تمکین از زوجیت تصدیر گردیده، با نقض دادنامه صادره از شعبه محترم بدوی حکم به الزام به تمکین از زوجیت صادر و حالیه متقاضی اعاده‌دادرسی، مدعی است بر اساس سند شماره 355 مورخ 1391/7/13 دفترخانه ... تهران که امضاء زوج ذیل آن گواهی شده است، مشارٌالیه ضمن اعلام مراتب رضایت خویش با ادامه تحصیل زوجه، حق انتخاب مسکن را نیز بر‌عهده وی قرار داده است. با توجه به اینکه سند مورد ادعای زوجه صرفنظر از صحت و سقم آن مباینتی با دادنامه صادره نداشته و حتی به حکایت خلاصه پرونده مضبوط در پرونده اجرائیه صادر و به زوجه ابلاغ شده است، پرواضح است که تعیین حق مسکن بعنوان شروط ضمن عقد هیچ تعارض یا تزاحمی نسبت به موضوع تمکین نداشته و ادعای زوجه با هیچیک از شقوق و بندهای 7گانه ماده 426 قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379/1/21 منطبق نبوده، به استناد تبصره ذیل ماده 435 از همان قانون، قرار رد داخواست اعاده دادرسی متقاضی صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره مطابق ماده 365 از همان قانون قطعی است. 🔹رییس و مستشار شعبه 2 دادگاه تجدیدنظر استان تهران