در دهکده فلوریا، زندگی به شکلی عاشقانه و رویایی جریان دارد. آنه و دایانا همیشه در جستجوی ماجراجوییهای جدید و خیالی هستند. آنه، دختری خلاق و خیال پرداز است که همیشه داستانهای خیالی و جادویی را در ذهن خود میسازد. بانو گلیا، با دستان مهربان و لبخندی روی لب، همیشه آماده است تا آنه و دایانا را در این سفر خیالی همراهی کند.💛
یک روز آفتابی، آنه و دایانا و بانو گلیا تصمیم میگیرند به یک گردش جذاب در اطراف دهکده بروند. آنه با خیال پردازیهایش، داستانهای خیالی و شگفتانگیزی را برای دوستانش تعریف میکند. او تصور میکند که در جنگل سرسبز پشت قصر، موجودات جادویی و گوگولیهایی زندگی میکنند که باعث شگفتی و هیجان میشوند.💚
با همراهی بانو گلیا، آنه و دایانا وارد جنگل سرسبز میشوند. در این جنگل، درختان بلند و سبز وجود دارند و هوا پر از عطر گلها و گیاهان است. آنه و دایانا با هم در این جنگل آزادانه میدوند و به دنیای خیالی و رویایی خود سفر میکنند. آنه تصور میکند که در این دنیای خیالی، موجودات جادویی و گوگولیها با هم زندگی میکنند و هر روز با هم سرگرمیهای جالب و شگفتانگیزی دارند.💜
بازگشت به دهکده، آنه و دایانا و بانو گلیا با اهالی دهکده دیدار میکنند. همه با هم سرودی زیبا میخوانند و خوراکیهای خوشمزه میخورند. اهالی دهکده با لبخند و شادی به آنه و دایانا و بانو گلیا خوش میگذرانند و با هم عکاسی میکنند. این روز برای همه یک روز خاطرهانگیز و شاد است و همه با هم به لحظات خوبی پایان میدهند.💙
در دهکده فلوریا، زندگی عاشقانه و رویایی و پر از شگفتی و هیجان است. آنه و دایانا و بانو گلیا همیشه در جستجوی ماجراجوییهای جدید و خیالی هستند و با اهالی دهکده به لحظات خوبی پایان میدهند.♥️