بعد از گذراندن چند روز شاد و پر از ماجراجویی در دهکده فلوریا، آنه و دایانا به تدریج به این فکر میافتند که باید به خانه برگردند. آنه با اشتیاق به خانهاش در اونلی فکر میکند و دایانا نیز به دوستانش در دهکده فلوریا و بانو گلیا افتخار میکند.💚
روزی که آنه و دایانا قرار است برگردند، بانو گلیا و اهالی دهکده یک مراسم خداحافظی برای آنه و دایانا ترتیب میدهند. در این مراسم، همه اهالی دهکده به همراه بانو گلیا جمع میشوند و سرودهای زیبا میخوانند. آنه و دایانا با لبخندی روی لب، از این سرودهای زیبا لذت میبرند و به خاطرات خوشی که در دهکده فلوریا ساختهاند، احساس خوشحالی میکنند.💛
بانو گلیا نیز با حس مهربانی و دوستی، یادگاریهایی برای آنه و دایانا آماده کرده است. او به آنه یک جعبه کوچکی که درون آن یک سنگ قیمتی قرار دارد، میدهد. این سنگ نشانهای از دوستی و عشق است.💜