eitaa logo
حـامـیمـ 𝙷𝙰𝙼𝙼𝙸𝙼🫀
70 دنبال‌کننده
990 عکس
577 ویدیو
8 فایل
بهـ نام خداییـ که هواشو دارهــ🪄 برای تویی که قلبـ مایی..!🤍 هر یهـ خط مــن یه رازهـــ...✨ ¹⁴⁰³/¹²/¹⁰ آیدی مالک🫂 @Ipowgekd بمونین برامـــون🥲 لف ؟نه گناه دارم☹️بزارروبیصدا کد فن ایتا? ¹¹²🎟
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ∣𝗡𝗈𝗏︎𝗲𝗅︎.𝖮︎𝘀𝗍𝖺𝗱𝖾.𝗆︎𝗮𝗇︎࿔∣
34.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فصل دوم رمآن نفرت از عشق 🙂❤️‍🩹>> معلق در فضای غبار آلود ذهن🖤 <<Roman Hate from Love❤️‍🩹🙃>> این فصل رمان متفاوت ترین فصله این رمان معلوم می‌کنه تا وقتی داری قدرشو بدون عاشقش باش نه وقتی میره اون میره ولی خاطراتش نه... باشی پیشم میره دردام از یاد❤️‍🩹🫂 کپی از فیلم !پیگیری قانونی داره 🖐🏻 https://eitaa.com/Haamimmmmmmmmmi منتظرتم ❤️‍🩹
هدایت شده از ∣𝗡𝗈𝗏︎𝗲𝗅︎.𝖮︎𝘀𝗍𝖺𝗱𝖾.𝗆︎𝗮𝗇︎࿔∣
https://eitaa.com/Haamimmzzz سلام بچه ها این کانال زدم زاپاس تا کانال مون باز بشه دیگه رمان نفرت از عشق ❤️‍🩹
<<𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧 𝐇𝐚𝐭𝐞 𝐟𝐫𝐨𝐦 𝐋𝐨𝐯𝐞:2💙🌊>> #𝒑𝒂𝒓𝒕32💙 حامیم :چرا داشتی به اون پسره نگاه میکردی ؟ کمند :م من ک کدوم یهو دیدم یه طرف صورتم داره میسوزه حامیم :اینو زدم تا بفهمی باید راست بگی بگو منتظرم لکنت گرفته بودم زبونم کار نمی‌کرد کمند؛م من من حامیم : بگووووووووووو زر تو بزن کمند :م من دیدم حامی موهامو گرفته تو دستاش داره میکشه کمند:موهام ولم کن حامیم :بگو تا همینجا نکشتمت کمند :ولم کن موهام به به خدا هیچی نیست حامیم :نه بابا هیچی نیست انقدر بهش با عشق نگاه میکردی دوباره حامی زد تو گوشم کمند :ب به خدا هیچکس نبود حامیم :عصابم خورد شد انقدر زدمش که دیگه جون حرف زدن نداشت حامیم :پس بگو چرا نمیومدی خونه میرفتی پیش آقا نه ؟من یه بلایی سر خودمو خودت میارم حالا ببین رفتم بیرون درم روش قفل کردم کمند :جون بلند شدنو نداشتم همینجوری بدنمو میکشوندم تا برسم به در ضربه های آرومی به در میزدم کمند :ب باز کن د در حا حامی حامیم :اسم منو دیگه نیار به زبونت من برای تو تموم شدم نفس کشیدن برام سخت بود نفس نفس میزدم نمیتونستم بلند شم همینجوری رو زمین سرد دراز کشیدم اِدامه در پارت بعدے💙👀 نویسنده:شادے🪄 کپی ؟فکرشم نکن
همسایه ها تو این چنل عضو شید تا اد اون کنم
هدایت شده از ∣𝗡𝗈𝗏︎𝗲𝗅︎.𝖮︎𝘀𝗍𝖺𝗱𝖾.𝗆︎𝗮𝗇︎࿔∣
<<𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧 𝐇𝐚𝐭𝐞 𝐟𝐫𝐨𝐦 𝐋𝐨𝐯𝐞:2💙🌊>> #𝒑𝒂𝒓𝒕34💙 حامیم :صدای زنگ در اومد گوشی مو برداشتم نگاهی به ساعت کردم ساعت چهاره رفتم در باز کردم درسا علیرضا بودن : علیرضا:خواب بودی ؟ درسا :سلام خوبی کمند کو‌؟ کلید دادم دستش حامیم :تو اتاق درسا :زندانیش کردی ؟ حامیم :بیخیال درسا :دیوونه ست درو باز کردم دیدم رو زمین افتادم درسا :ک کمند حالت خوبه آروم گرفتمش تو بغلم درسا :بدنش یخه حامییییی(داد) حامی اومد تو اتاق علیرضا پشت سرش حامیم :چیشدع ؟ درسا:حالش بده زنگ بزن به اورژانس حامیم :بیخیال درسا :دیوونه شدی نه ؟(داد) علیرضا:بزار من زنگ میزنم درسا : بدو علیرضا زنگ زد کمند بردن ما هم پشت سرش و حامی که اصلا نیومد وای خدا رسیدم بردنش تو یه اتاق نشستم رو صندلی خدایا هیچیش نشده باشه بعد چند دقیقه دکتر اومد دکتر :ببخشید مریض شما بیماری قلبی داشته و معلومه که یکی زدتش و باردار هستن! مبارکه با شنیدن این جمله با تعجب به علیرضا نگاه کردم درسا :میشه برم تو ؟ دکتر:بفرماید درسا :ک کمند کمند :درسا ترو خدا به حامی نگو این بچه از اون نیست (گریه شدید ) درسا :چی داری میگی ؟ کمند :درسا 😭 درسا :کمند حالت خوبه چی داری میگی ها ؟ کمند :بهت توضیح میدم باشه فقط بریم یهو دیدم در باز شد حامی بود : حامیم :یک ساعت دیگه مرخص میشی کمند :ب باشه حامی رفت بیرون کمند :حالم داشت به هم میخورد درسا :توضیح بده سری کمند :ب باشه اِدامه در پارت بعدے💙👀 نویسنده:شادے🪄 کپی ؟فکرشم نکن
هدایت شده از ∣𝗡𝗈𝗏︎𝗲𝗅︎.𝖮︎𝘀𝗍𝖺𝗱𝖾.𝗆︎𝗮𝗇︎࿔∣
تب:12 ساعت همسایه:امارت بالای 60 تا باشه بیاد پی @Haamim_28
هدایت شده از ∣𝗡𝗈𝗏︎𝗲𝗅︎.𝖮︎𝘀𝗍𝖺𝗱𝖾.𝗆︎𝗮𝗇︎࿔∣
𝗡𝗈𝗏︎𝗲𝗅︎.𝖮︎𝘀𝗍𝖺𝗱𝖾.𝗆︎𝗮𝗇︎࿔∣ رمآن اُستــاد منــ کمیـ از رمــان: پناه: دوست ندارم چرا حالیت نی؟ هردوتامون‌کامل‌خیس‌شده‌بودیم.. به‌پناه نگاه‌کردم..همزمان‌اونم‌به‌من‌نگاه‌کرد.. زل‌زدم‌به‌چشماش؛انگار..انگار‌تمام‌زیبایی‌هایِ دنیا‌جمع‌شده‌بودتوچشماش‌‌.. _ وای‌وای‌نفسم‌کجاس؟! رفتم‌اون‌سمت‌سالن‌نبود.. رفتم‌آشپزخونه‌نبود.. رفتم‌سرویس‌بهداشتی‌نبود.. دادکشیدم... پناه :<نفس،نفسم‌کجایییییییی..> رفتم‌پشت‌ساختمون‌ِپارتی‌که‌دیدم... __ حامیم :<چی‌چیشده؟!خوبه؟!> دکتر:<ازدیروزکه‌هوشیاری‌بیمارتون‌کم‌شد‌یه‌دلیل داره‌و‌حدس‌میزنیم‌خونریزی‌مغزی‌پیدا کرده..متاسفم‌بیمارتون‌رفته‌تویِ‌کما‌؛امیدوارم هرچه‌سریعتر‌بهبود‌پیدا‌کنه..> ____ ادامشو‌از‌چنل‌زیر‌میتونید‌بخونید.. امیدوارم‌خوشتون‌بیاد..✨ https://eitaa.com/Haamimmmmmmmmmi