eitaa logo
حـامـیمـ 𝙷𝙰𝙼𝙼𝙸𝙼🫀
70 دنبال‌کننده
990 عکس
577 ویدیو
8 فایل
بهـ نام خداییـ که هواشو دارهــ🪄 برای تویی که قلبـ مایی..!🤍 هر یهـ خط مــن یه رازهـــ...✨ ¹⁴⁰³/¹²/¹⁰ آیدی مالک🫂 @Ipowgekd بمونین برامـــون🥲 لف ؟نه گناه دارم☹️بزارروبیصدا کد فن ایتا? ¹¹²🎟
مشاهده در ایتا
دانلود
همسایه ها تو این چنل عضو شید تا اد اون کنم
هدایت شده از ∣𝗡𝗈𝗏︎𝗲𝗅︎.𝖮︎𝘀𝗍𝖺𝗱𝖾.𝗆︎𝗮𝗇︎࿔∣
<<𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧 𝐇𝐚𝐭𝐞 𝐟𝐫𝐨𝐦 𝐋𝐨𝐯𝐞:2💙🌊>> #𝒑𝒂𝒓𝒕34💙 حامیم :صدای زنگ در اومد گوشی مو برداشتم نگاهی به ساعت کردم ساعت چهاره رفتم در باز کردم درسا علیرضا بودن : علیرضا:خواب بودی ؟ درسا :سلام خوبی کمند کو‌؟ کلید دادم دستش حامیم :تو اتاق درسا :زندانیش کردی ؟ حامیم :بیخیال درسا :دیوونه ست درو باز کردم دیدم رو زمین افتادم درسا :ک کمند حالت خوبه آروم گرفتمش تو بغلم درسا :بدنش یخه حامییییی(داد) حامی اومد تو اتاق علیرضا پشت سرش حامیم :چیشدع ؟ درسا:حالش بده زنگ بزن به اورژانس حامیم :بیخیال درسا :دیوونه شدی نه ؟(داد) علیرضا:بزار من زنگ میزنم درسا : بدو علیرضا زنگ زد کمند بردن ما هم پشت سرش و حامی که اصلا نیومد وای خدا رسیدم بردنش تو یه اتاق نشستم رو صندلی خدایا هیچیش نشده باشه بعد چند دقیقه دکتر اومد دکتر :ببخشید مریض شما بیماری قلبی داشته و معلومه که یکی زدتش و باردار هستن! مبارکه با شنیدن این جمله با تعجب به علیرضا نگاه کردم درسا :میشه برم تو ؟ دکتر:بفرماید درسا :ک کمند کمند :درسا ترو خدا به حامی نگو این بچه از اون نیست (گریه شدید ) درسا :چی داری میگی ؟ کمند :درسا 😭 درسا :کمند حالت خوبه چی داری میگی ها ؟ کمند :بهت توضیح میدم باشه فقط بریم یهو دیدم در باز شد حامی بود : حامیم :یک ساعت دیگه مرخص میشی کمند :ب باشه حامی رفت بیرون کمند :حالم داشت به هم میخورد درسا :توضیح بده سری کمند :ب باشه اِدامه در پارت بعدے💙👀 نویسنده:شادے🪄 کپی ؟فکرشم نکن
هدایت شده از ∣𝗡𝗈𝗏︎𝗲𝗅︎.𝖮︎𝘀𝗍𝖺𝗱𝖾.𝗆︎𝗮𝗇︎࿔∣
تب:12 ساعت همسایه:امارت بالای 60 تا باشه بیاد پی @Haamim_28
هدایت شده از ∣𝗡𝗈𝗏︎𝗲𝗅︎.𝖮︎𝘀𝗍𝖺𝗱𝖾.𝗆︎𝗮𝗇︎࿔∣
𝗡𝗈𝗏︎𝗲𝗅︎.𝖮︎𝘀𝗍𝖺𝗱𝖾.𝗆︎𝗮𝗇︎࿔∣ رمآن اُستــاد منــ کمیـ از رمــان: پناه: دوست ندارم چرا حالیت نی؟ هردوتامون‌کامل‌خیس‌شده‌بودیم.. به‌پناه نگاه‌کردم..همزمان‌اونم‌به‌من‌نگاه‌کرد.. زل‌زدم‌به‌چشماش؛انگار..انگار‌تمام‌زیبایی‌هایِ دنیا‌جمع‌شده‌بودتوچشماش‌‌.. _ وای‌وای‌نفسم‌کجاس؟! رفتم‌اون‌سمت‌سالن‌نبود.. رفتم‌آشپزخونه‌نبود.. رفتم‌سرویس‌بهداشتی‌نبود.. دادکشیدم... پناه :<نفس،نفسم‌کجایییییییی..> رفتم‌پشت‌ساختمون‌ِپارتی‌که‌دیدم... __ حامیم :<چی‌چیشده؟!خوبه؟!> دکتر:<ازدیروزکه‌هوشیاری‌بیمارتون‌کم‌شد‌یه‌دلیل داره‌و‌حدس‌میزنیم‌خونریزی‌مغزی‌پیدا کرده..متاسفم‌بیمارتون‌رفته‌تویِ‌کما‌؛امیدوارم هرچه‌سریعتر‌بهبود‌پیدا‌کنه..> ____ ادامشو‌از‌چنل‌زیر‌میتونید‌بخونید.. امیدوارم‌خوشتون‌بیاد..✨ https://eitaa.com/Haamimmmmmmmmmi