📍
📚نان رسان بود°
اینکه بتواند واسطه رزق دیگران باشد برایش مهم بود، حتی اگر خودش گاهی ضرر میکرد. برنج فروشی که زد، دو سه نفر آنجا کار میکردند.
گفتم:《مامان مگه مغازه چقدر درآمد داره که بخوای چند نفر رو هم مشغول کنی؟》
گفت:《بذار اینا هم یه نونی بخورن.》گفتم:《باید نونی در بیاد که تو و دیگران نون بخورید.》
گفت:《انشاءالله درمیاد و ائمه (ع)هم کمک میکنن.》
📌
#شهید_مصطفی_صدرزاده
⇨@FZ1389
📌
📚الکی نخواب°
گفت:《بچهها برای مغازه حبوبات بیارم؟》گفتیم:《آقا مصطفی بذار برنجمونو بفروشیم. حبوبات میخوای چیکار؟》گفت:《بذارید ببینیم چی میشه.》سطل حبوبات خرید و توی مغازه چیدیم . به مرور نخود، لپه، عدس، سویا آورد. حبوبات ما که کامل شد، گفت:《بچهها خوبه که چایی هم بیاریم.》
گفتم:《آقا مصطفی میخوای برنج فروشی رو تبدیل به سوپر مارکت کنی؟》
گفت:《ما که تو مغازه واستادیم، بزار اجناس دیگه هم بفروشیم.》
از پونک نیسان را پُر از چای میکردم و به مغازه میآوردم.
به این هم راضی نشد بعد از مدتی گفت:《علی، نیسان الکی جلوی مغازه خوابیده. فامیل ما توی اشتهارد، تزریق پلاستیک داره و مشمای نون و میوه و زباله میزنه، من هماهنگ میکنم به اشتهارد برو و بار بزن بیار.》کم کم اوضاع فروش بهتر شد و فروش پلاستیک سود خوبی نصیب مغازه کرد.
با این فکر، مغازه از کسادی تک فروشی درآمد.
📌
#شهید_مصطفی_صدرزاده
⇨@FZ1389
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
✍🏼نصیحت امشب: دل کسی رو نشکونید؛ خُرده هاش تو چشم خودتونم میره..!
✍🏼نصیحت امشب:
جنس بعضی حرف ها از پلاستیکه ممکنه سال ها تو دل آدم بمونه
مراقب حرفاتون باشین.
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
↻آنچہامروز گذشت . .
ݪفندهرفیقبمونۍقشنگتره!
وضـویـٰادِتوننَـرھ••
شَبِـتونمنـوَربھنـورخُـدا••¡ッ
اِلتمـٰاسدُعـٰا!••
یـٰاعَـلۍمَـدد..••!ッ
أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ:)🫀
#پایانفـعالیـتامـروز
#وضوفراموشنشھ
یهنیمنگاهیبهپستها
شبتوندرپناهاللّٰه .❤️