معرفی امروز، تقدیم به مادر بیمزار و مزارهای بیمادر …
کتاب «یادت باشد» پنجرهای عاشقانه بود رو به از خود گذشتن،
و کتاب «کاش برگردی» پنجرهای مادرانه است رو به از کجا آمدن…
شهید مدافع حرم عزیزمان، زکریا شیری، مردی بود شوخطبع و مهربان، اما در دل این شوخطبعی، غیرتی آسمانی داشت. کتاب «کاش برگردی» روایت زندگی او از زبان مادریست که پنج سال چشم به راه ماند. نام کتاب نیز از همین انتظار گرفته شده؛ چراکه پیکر شهید، پنج سال مفقود بود و سرانجام پس از سالها چشمانتظاری، شناسایی شد و به آغوش خانواده بازگشت.
زکریا، با وجود داشتن فرزندانی کوچک، دل از خانه کند و برای دفاع از حریم اهلبیت(ع) عازم شد؛ و مظلومانه به شهادت رسید.
او از دوستان صمیمی شهید حمید سیاهکالی مرادی بود و هر دو، در یک روز و در یک منطقه، به کاروان شهدا پیوستند.
#معرفی_شهدا
#شهید_زکریا_شیری
#شهیدانه
⇨@FZ1389
قسمتی از کتاب کاش برگردی زمانی که تازه به مادر و خانواده شهید خبر شهادت را داده بودند و دختر شهید بیقراری میکرد:
دستش را که گرفتم یخ کرده بود، پاهایش می لرزید، گفت : عزیز نمیتوانم راه برم، منو بغل میکنی؟
یک دستی فاطمه را بغل کردم و با دست دیگرم دوچرخه اش را گرفتم و راه افتادم، فاصله زیادی تا خانه نبود ولی آن چند دقیقه خیلی سخت گذشت، فاطمه محکم دستانش را دور گردن من انداخته بود و آرام اشک میریخت.
می دانستم آغوش پدرش را می خواهد ، حال خودم هم تعریفی نداشت، غربت خودم و دختر شهید را حس می کردم و روزهای سختی که قرار است بعد از این داشته باشیم ...💔
#معرفی_شهدا
#شهید_زکریا_شیری
#شهیدانه
⇨@FZ1389
زکریا جان!
کاش ما برگردیم تا تورا ببینیم.
کاش آن روزی که مهدی فاطمه با سپاهی از شهیدان می آید، چشمان ما لیاقت دیدن تو را داشته باشد...
حالا می گویم تو که هستی؛ کاش ما برگردیم!!💔
#معرفی_شهدا
#شهید_زکریا_شیری
#شهیدانه
⇨@FZ1389
کتاب سرک فلافل فروش 📚
زندگینامه و خاطرات شهید مدافع حرم [محمد هادی ذوالفقاری]
محمد هادی شب جمعه ۱۳ بهمن سال ۱۳۶۷ مصادف با شهادت امام هادی علیه السلام به دنیا آمد،بر همین اساس نام او را محمد هادی گذاشتند.
عجیب است که او عاشق و دلداده امام هادی علیه السلام شد و در این راه و در شهر امام هادی علیه السلام یعنی سامرا در ۲۶ بهمن سال ۱۳۹۳ به شهادت رسید 🥀.
ارادت زیاد محمد هادی به شهید ابراهیم هادی باعث شده بود در خلق و خو شبیه به او باشد و او را در زندگی الگوی خود قرار دهد.
محمدهادی پسرک فلافل فروشی بود که خدا برایش شهادت خواست ، به قول عرفا او ره صد ساله را یک شبه رفت،
پیکرش اکنون در وادی السلام عراق قرار دارد و محل زیارت زوار امام حسین علیه السلام است.
#معرفی_کتاب
⇨@FZ1389
کتاب ( موقِعیّت نَنِه ) 📚
کتاب "موقِعیّت نَنِه" شامل ۶۲ خاطره طنز هست..
روایت هایی که خنده بر لبانتان می آورد و باعث می شود از دریچه لبخند و طنازیِ رزمندگان به جنگ بنگرید.
این خاطره ها که توسط
رمضانعلی کاوسی (جانباز اصفهانی)،
گردآوری شده در حالت های مختلف مخاطب را با شوخ طبعی در جبهه ها، بیمارستان ها و آسایشگاه ها روبه رو می کند و نقش طنز به عنوان یک تقویت کننده روحیه را نمایش می دهد.
#معرفی_کتاب
⇨@FZ1389
23.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▶️ مادربزرگ همدانی در پیادهروی اربعین
🔹دلش حرم میخواهد ثانیهشماری میکند برای قدم زدن در بینالحرمین، با همین چروکهای پیشانی و قد خمیده رهسپار مسیر عاشقی شده است
⇨@FZ1389
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر کس که زندس بی حسین،الهی الهی به این عاشقی دچار شه♥️
#امام_حسین
⇨@FZ1389
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
بـہ وقت عـاشقے #قسمت_چهارم برق از کلم پرید... نشستم دیدم ساعت ۸:۰۰ گوشیو قطع کردم، لباس پوشیدم به
بـہ وقت عـاشقے
#قسمت_پنجم
خانوم شما الکی دارید توضیح میدید ما گوشمون از این حرفا پره!
_چیزی توضیح ندادم،فقط سوال پرسیدم، میخوام بدونم نظر شما چیه؟ نظرتون درباره اسلام چیه؟اصلاً چه کسایی رو قبول دارین؟
خانم ما فقط خدا رو قبول داریم و تمام، هیچکس جز خدا قبول نداریم!
از اسلام و اسلامی هم خوشمون نمیاد اسلام و اینا همه چیزهایی هستند که خانوادهها و بقیه بهمون تحمیل کردن!
از همه چیزهایی هم که زوریه بدمون میاد، والسلام نامه تمام!
همه حرف منو تایید کردن...
_خب بیاید راجع بهش صحبت کنیم!
اصلاً سوالتونو بپرسید! مثلاً چرا این دین؟ چرا اون حرف؟ چرا باید؟
دوباره شروع کردم...
بزارید من بگم!خانوم ما که عرب نیستیم! چرا باید عربی یاد بگیریم؟ چرا کتاب عربی داریم؟
ریحانه بلند شد و گفت:
_خب چرا کتاب انگلیسی داریم؟
پوزخند صدادار زدم و گفتم:
بابا تو اصلاً بالا خونه رو دادی اجاره!
_بچهها آروم ما که دعوا نداریم!چرا کتاب عربی داریم؟چون عربی هم مثل انگلیسی یه زبان بین المللیه.
عجب نمیدونستم ولی اینطوری نمیشه باید یه چیز دیگه پیش بکشم!
اصلاً چرا باید توی کشور ما حجاب باشه؟ چرا باید حجاب داشته باشیم؟
_خب اول بگو نظر خودت چیه؟
به نظر من حجاب هر کس به خودش مربوطه!طرز لباس پوشیدنش هر جوری که میگرده به خودش مربوطه!
بـہ وقت عـاشقے
#قسمت_ششم
_درسته خدا انسانها رو مختار آفریده! یعنی میتونن آزادانه تصمیم بگیرن،اما یه مسئولیتی هم نسبت به بقیه دارن!
بزار اول بگیم حجاب چیه؟
چیزی که شما از حجاب میدونید اینه که باید چادر! باید!باید! باید!
خب مگه همین نیست!؟
_ نه در واقع این افکار اشتباهه !
در واقع معنی حجاب یعنی پوشش و پوشیدن! اما به هر پوششی حجاب نمیگن!
حجاب اسلامی و توضیح میدم اما قبلش بگم که... اسلام اجبار نیست! خب خدا گفته که خانمها به یه صورتی پوشیده باشند!
یه شالی پارچه ای، بلند که موها و سینههاشون رو بپوشونه و البته که چیزهایی بدن نما نباید پوشیده بشه!
این داخل دین اسلامه اما نه فقط اسلام توی دینهای دیگه هم پوشش وجود داره!
اما اصلش اونیه که خدا داخل قرآن گفته!
توی زمان قدیم هم،نه ایران بلکه کشورهای دیگه کسی که پوشش کامل داشت اشراف و با وقار محسوب میشد.
البته اینم بگم که حجاب فقط برای ظاهر نیست باطن هم هست که...
زنگ خورد!...آخیش
_ ادامه بحثمون انشاءالله میمونه جلسه بعد... و رفت
کسل کننده بود اما حرفاش عجیب بود! مگه میشه اجبار نباشه!؟
تا الان همه چیز به اجبار بهمون قبولوندن!
کیفمو برداشتم مقنعم همینطور که از سرم افتاده بود اهمیت ندادم راه خونه همراه رفقا پیش گرفتم تا خونه کم کم راهمون جدا شد و من موندم و کوچمون یکم که دقت کردم...جلوم خیلی دور تر دیدم که یه خانم چادری همراه کیف مدرسه داره میره چقدر از پشت شبیه اون دختره ریحانه ست مگه اینجا زندگی می کنه؟ مهم نیست بابا
بالاخره رسیدم...