اما عزیز ِمن ؛
تو به امیدوار شدن معتاد شدهای ،
صبح ك بلند میشوی مثل کلاه و پیراهن
سنجاق کراوات ِامیدواری را میپوشی .
گاهي خــُدا اون پنجرهٔ رو میبنده و در هارو قــُفل میکنه ؛ اما مطمئن باش اون بیرون
هوا طوفاٰنیه و اون داره ازت مراٰقبت میکنه : ))🤍.