این روزا مغزِ مغزم درد میکنه از حرف زدن،
چقدر حرف زدم تو ذهنم،
خروار خروار حرف با لحن و حالتای مختلف..
با خودم گفتم، شنیدم، عصبی شدم، رها کردم و دوباره باز از اول نشستم به فکر کردن .. طراحی کردن .. ایده دادن .. نظر پرسیدن ..
و توی هربار حرف زدن و مشورت کردن با آدما بازم تهش به این نتیجه رسیدم که مشکل ما راه و روش نیست، همت و ارادست؛
به قول آقای ایرانمنش ما نه تنها تو زندگی شخصیمون، که حتی تو راه حقمون هم جدی نیستیم، یه مشت ادم پر ادعا جمع شدیم دور هم که ...