مادرم قبل پدر نام تورا یادم داد. . .
عادت کودکی ماست علی گفتن ما: ) .
چترم را
کنار ایستگاهی در مه، جا گذاشتهام
خیس و خسته آمدهام
و حالا شاعر که نه، بارانم!
گرچه در چشم خلایق خسته و کم طاقتیم . .
خلوتی داریم و حالی خوش ڪه با آن راحتیم؛