eitaa logo
𝐅𝐚𝐟𝐚 𝐋𝐢𝐟𝐞☁️🩵
248 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
831 ویدیو
0 فایل
خوش اومدی قشنگم🤍 اینجا؟ بخشی از زندگیِ فافاست😌🎀 @fatiimaa_36 ✨️جآنم؟ کپی از پست ها؟ راضی نیستم🚶‍♀️
مشاهده در ایتا
دانلود
خودمم نمیدونم چرا الان بیدار شدم ولی خببب🦦😂
باید این افتصاحو جمع کنمم😂🦦
هعییی آرهه بخدا😔😂💔 (اصلا هم بخاطر سر و صدای آقایی که اومده بود تعمیرات انجام بده بیدار نشدم😔😂😂)
ولی جدی منو اینجوری نبیبین من یه زمانی تا ساعت ۴ درس میخوندم بعد میخوابیدم ۶ بیدار میشدم دوباره میرفتم مدرسه و پانسیون🥲😂😂 اما ورژن اصلیم اینه که زیاد میخوابم ولی خبب یک سال گذشته مثل تابستون و تعطیلات عید و بعد عید قضیه فرق می‌کرد😂🤦‍♀ مثلا آلارم که میذاشتم میگفت برای ۴ یا ۵ ساعت دیگه بنظرم خیلیی زیاد بود برام میگفتم عهه آخ جون کارام تموم شد میشه ۵ ساعت خوابید🥲😂🦦
مود من وقتی حسین داره لباس مدرسشو میپوشه: خبب نوبت منم شدد😂😂🦦
[[ بخشی از رمان ] چا.قو رو گذاشت زیر گلوم و فشار داد که از ترس لرزیدم و با صدای تحلیل رفته گفتم - چی…چیکار میکنی، چا.قو رو بردار + چیشد پرنسس تو که میخواستی انتقام بگیری ازم فشار چا.قو رو بیشتر کرد که از شدت بیچارگی قطره اشکی از چشمم ریخت پایین یهو فکری به سرم زد که تنها راه نجاتم بود زانوم رو خم کردم و کوبوندم تو شکمش که از درد داد بلندی زد و چا.قو رو انداخت زمین و تو شکمش جمع شد تا خواستم چا.قو رو از زمین بردارم هولم داد که کمرم با باغچه برخورد کرد و درد بدی تو بدنم پیچید اونم از فرصت استفاده کرد و حمله کرد سمتم اما دقیقا وقتی منتظر بودم چا.قو رو بزنه به من برخلاف انتظارم چا.قورو با ضرب وارد شکم خودش کرد و بعد داد بلندی از درد کشید شوک شده جیغی کشیدم و کنارش رو زانوهام نشستم -چیکااااار کردی رواااانی؟؟؟ خودتو زخ.می کردی؟؟؟ دستمو رو زخ.مش فشار دادم تا خو.نریزیش کم بشه اما بی تاثیر بود بین نفس های نصفه و نیمش گفت + اینکارو کردم…تا بفهمی با من نمیشه…در افتاد…اونا فکر میکنن تو منو کشتی…توعم تا اخر عمرت…میری زندان و همین موقع بود که صدای داد امیر و آژیر پلیس بلند شد… https://eitaa.com/joinchat/4284220720C282d52a447 رمانی با ژانر درام و رمانتیک🤍 به قلم:کیانا ❌️بنر رمان واقعی میباشد
آقا فهمیدم که جنبه ی زود بیدار شدن ندارم😂🦦 ساعت ۴و نیم خوابیدم الان بیدار شدم😂