☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️☀️
🔹️بچه ها سعی کنید هر شب سوره ی مبارکه ی ضحی رو گوش کنید و سوره رو حفظ کنید و صوتش رو اینجا برای من ارسال کنید↙️
@fadaeivelayatt
☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️
گل های قرآنی🧡💚
✋ ✋
🚃 قطارسوره ها رسید 🚃
🐟آماده باشین
🐡باید سواربشیم و
🐠 بریم به شهر سوره ها
🍎حواستون باشه🍎
💜سوار واگن سوره انشراح بشین💜
پس پیش به سوی🏃♂️🏃♂️🏃♂️
💐شهر سوره انشراحی ها 💐
#سوره_انشراح
@FahmeGuran
💜💚خب خب💜💚
رسیدیم به
🌼شهر سوره انشراح🌼
💐گلهای سوره انشراحی💐
💚 اهالی شهر سوره انشراح 💚
🍭آدمهای پرکار و
پرتلاش هستند🍭
🐠از سختی ها نمی ترسند
و با تلاش و پشتکار
اونها رو به آسونی تبدیل می کنند🐠
🍎به نظر شما رمز
🦋موفقیت و پیروزی🦋
اونها چیه🍎
💐به نظر من بریم یه نگاهی بکنیم💐
👌و ببینیم کارهاشون رو
چطوری انجام میدن
که همیشه موفقند👌
😍به به آفرین 😍
🍒اونها هر کاری رو با
💜برنامه ریزی و توکل به خدا 💜 شروع می کنند🍍
ادامه می دهند🍍
و تمام می کنند🍍
🍓هیچ وقت هم بیکار نیستند🍓
🍇هرکار خوبی رو هم که
انجام دادند و تمام شد
سریع میرن دنبال
کار خوب بعدی 🍇
واینطوری قوی میشن
🍊 برای انجام دادن کارهای خوب 🍊
💐پس بیایید باهم به این
🌼 شهر قشنگ و زیبا 🌼
بریم💐
💖وچند روزی مهمون اونها باشیم💖
و با شور و نشاط 👌
و کار و تلاش👌
😍وبا خوندن سوره انشراح 😍
❤️ماهم سوره انشراحی بشیم❤️
🌷گلهای قشنگم🌷
🍋شرط ورود به این شهرقشنگ
این هست که 🍋
🌳وضو بگیرید
و 🧡سوره مبارکه انشراح🧡
رو قرائت کنید🌳
🌹پس باهم قرائت می کنیم🌹
#سوره_انشراح
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃ترتیل سوره ی مبارکه ی انشراح⬆️
🍃باهم بخونیم و تکرار کنیم☺
#ترتیل_سوره_انشراح
@FahmeGuran
🌿🌿🌿🌿
❇توانایی های من
🌱می توانم قلمم را بگیرم در دست
🌱بنویسم املا بکشم هر چه که هست
🌱گل خوشبوئی را چیدم از باغ جهان
🌱بلدم حفظ کنم آیه های قرآن
🌱خوب من فهمیدم درس امروزم را
🌱درس زنگ ورزش درس زنگ املا
🌱من توانا هستم بهتر از دیروزم
🌱شادم و بر غم ها تا ابد پیروزم
🌿🌿🌿🌿
#شعر_توانایی_های_من
@FahmeGuran
🍃به نام خدا🍃
🔸️یک شب وقتی پدر از محل کارش به خانه برگشت، مادر محمد مهدی به استقبالش رفت، کیف و کتش را گرفت و با مهربانی همیشگی به او خسته نباشید گفت. اما محمد مهدی برخلاف شب های گذشته که با اشتیاق به استقبال پدرش میرفت، خیلی آرام گفت: سلام بابا خسته نباشید! و به اتاقش رفت.
🔸️هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که مادر او را صدا کرد. محمد مهدی به آشپزخانه رفت و به مادر گفت: مامان با من کاری دارید؟
🔸️ مادر گفت:پسرم لطفا این ظرف میوه را برای پدرت ببر تا خستگیاش برطرف شود.
🔸️محمدمهدی ظرف میوه را جلوی پدرش گذاشت. پدر با لبخند گفت: ممنونم پسرم! ولی پیداست امشب اصلا حوصله نداری، اتفاقی افتاده؟
🔸️محمدمهدی با ناراحتی سرش را پایین انداخت و گفت: امروز علوم داشتیم و خانم معلم از ما خواست برای روز شنبه با سنگ های مختلف یک کاردستی درست کنیم. ولی من بلد نیستم.
🔸️پدر لبخندی زد و گفت: پسرم این که ناراحتی ندارد فقط کمی سنگ احتیاج داریم که فکر میکنم مادرت از سفر شمال، مقداری با خودش از ساحل دریا آورده باشد.
🔸️مادر با سینی چای آمد و کنار آنها نشست و گفت: بله هنوز سنگها را دارم. فعلا برویم شام بخوریم ساخت و ساز بماند برای فردا!
🔸️روز جمعه، محمد مهدی و پدرش پس از خوردن صبحانه، مقداری سنگ از مادر گرفتند و مشغول کار شدند. پدر یک تکه سنگ برداشت و به او نشان داد و پرسید: پسرم به نظرت این سنگ شبیه چیست؟
🔸️ محمد مهدی با دقت نگاه کرد و گفت: اگر دست و پا داشت شبیه لاک پشت میشد.
🔸️پدرش گفت: آفرین پسر عزیزم! پس بیا این سنگ را رنگ کنیم، روی مقوا بچسبانیم و برایش دست و پا بکشیم.
🔸️ آنها با هم این کار را انجام دادند. محمد مهدی باورش نمی شد توانسته باشد چنین چیزی با سنگ بسازد.
🔸️ او از پدرش تشکر کرد. پدرش گفت: پسر خوبم این نتیجه فکر خودت بود و من مطمئنم اگر بیشتر فکر کنی چیزهای بیشتری میتوانی درست کنی.
🔸️ محمدمهدی گفت: بابا میشود بقیهاش را خودم تنهایی درست کنم و بعد به شما نشان بدهم؟
🔸️ پدر باخوشحالی گفت: حتماً. من می روم پیش مادرت و بعد هر دو میآییم تا کارهای پسر هنرمندمان را ببینیم.
🔸️چند ساعت بعد، پدر و مادر پیش محمد مهدی رفتند تا کاردستیهای سنگیاش را ببینند. اشکالی که او با سنگ درست کرده بود، واقعا زیبا و رنگارنگ بودند. ماهی،خانه، ابرهای بارانی، زنبور و خیلی چیزهای دیگر.
🔸️پدر پرسید: خوب پسرم به نظرت، این کار سخت بود؟ محمد مهدی خندید و گفت: اولش فکر میکردم سخت است، اما هرچه با دقت بیشتری به سنگها نگاه میکردم، شکلهای بهتری به ذهنم میرسید.
🔸️پدر سر محمد مهدی را نوازش کرد او هم خود را در آغوشش انداخت و گفت: بابا! از شما ممنونم که به من یاد دادید چگونه با سنگها کاردستی درست کنم.
#داستان_توانایی_من
@FahmeGuran