eitaa logo
فهم قرآن در دبستان
8.2هزار دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
755 ویدیو
15 فایل
‹ ﷽ › آموزش مفاهیم سوره های جز ۳۰ برای مقطع دبستان . هزینه ی آموزشها: ذکر شریف صلوات و دعا برای ظهور امام زمان عج الله 👈🏻 کانال هامون: 🔹 @tadaboresoreha 🔸️ @onsebaghoranepish 🔹️ @fahmeguran2 . 👈🏻 راه ارتباطی: 🔅 @fadaeivelayatt
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️☀️ 🔹️بچه ها سعی کنید هر شب سوره ی مبارکه ی ضحی رو گوش کنید و سوره رو حفظ کنید و صوتش رو اینجا برای من ارسال کنید↙️ @fadaeivelayatt ☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️☀️🔸️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
گل های قرآنی🧡💚 ✋ ✋ 🚃 قطارسوره ها رسید 🚃 🐟آماده باشین 🐡باید سواربشیم و 🐠 بریم به شهر سوره ها 🍎حواستون باشه🍎 💜سوار واگن سوره انشراح بشین💜 پس پیش به سوی🏃‍♂️🏃‍♂️🏃‍♂️ 💐شهر سوره انشراحی ها 💐 @FahmeGuran
💜💚خب خب💜💚 رسیدیم به 🌼شهر سوره انشراح🌼 💐گلهای سوره انشراحی💐 💚 اهالی شهر سوره انشراح 💚 🍭آدمهای پرکار و پرتلاش هستند🍭 🐠از سختی ها نمی ترسند و با تلاش و پشتکار اونها رو به آسونی تبدیل می کنند🐠 🍎به نظر شما رمز 🦋موفقیت و پیروزی🦋 اونها چیه🍎 💐به نظر من بریم یه نگاهی بکنیم💐 👌و ببینیم کارهاشون رو چطوری انجام میدن که همیشه موفقند👌 😍به به آفرین 😍 🍒اونها هر کاری رو با 💜برنامه ریزی و توکل به خدا 💜 شروع می کنند🍍 ادامه می دهند🍍 و تمام می کنند🍍 🍓هیچ وقت هم بیکار نیستند🍓 🍇هرکار خوبی رو هم که انجام دادند و تمام شد سریع میرن دنبال کار خوب بعدی 🍇 واینطوری قوی میشن 🍊 برای انجام دادن کارهای خوب 🍊 💐پس بیایید باهم به این 🌼 شهر قشنگ و زیبا 🌼 بریم💐 💖وچند روزی مهمون اونها باشیم💖 و با شور و نشاط 👌 و کار و تلاش👌 😍وبا خوندن سوره انشراح 😍 ❤️ماهم سوره انشراحی بشیم❤️ 🌷گلهای قشنگم🌷 🍋شرط ورود به این شهرقشنگ این هست که 🍋 🌳وضو بگیرید و 🧡سوره مبارکه انشراح🧡 رو قرائت کنید🌳 🌹پس باهم قرائت می کنیم🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌿🌿🌿🌿 ❇توانایی های من 🌱می توانم قلمم        را بگیرم در دست 🌱بنویسم املا      بکشم هر چه که هست 🌱گل خوشبوئی را       چیدم از باغ جهان 🌱بلدم حفظ کنم      آیه های قرآن 🌱خوب من فهمیدم     درس امروزم را 🌱درس زنگ ورزش     درس زنگ املا 🌱من توانا هستم     بهتر از دیروزم 🌱شادم و بر غم ها    تا ابد پیروزم 🌿🌿🌿🌿 @FahmeGuran
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌿🌿🌿داستان تو می توانی🌿🌿🌿 👇👇👇👇👇
🍃به نام خدا🍃 🔸️یک شب وقتی پدر از محل کارش به خانه برگشت، مادر محمد مهدی به استقبالش رفت، کیف و کتش را گرفت و با مهربانی همیشگی به او خسته نباشید گفت. اما محمد مهدی برخلاف شب های گذشته که با اشتیاق به استقبال پدرش میرفت، خیلی آرام گفت: سلام بابا خسته نباشید! و به اتاقش رفت. 🔸️هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که مادر او را صدا کرد. محمد مهدی به آشپزخانه رفت و به مادر گفت: مامان با من کاری دارید؟ 🔸️ مادر گفت:پسرم لطفا این ظرف میوه را برای پدرت ببر تا خستگی‌اش برطرف شود. 🔸️محمدمهدی ظرف میوه را جلوی پدرش گذاشت. پدر با لبخند گفت: ممنونم پسرم! ولی پیداست امشب اصلا حوصله نداری، اتفاقی افتاده؟ 🔸️محمدمهدی با ناراحتی سرش را پایین انداخت و گفت: امروز علوم داشتیم و خانم معلم از ما خواست برای روز شنبه با سنگ های مختلف یک کاردستی درست کنیم. ولی من بلد نیستم. 🔸️پدر لبخندی زد و گفت: پسرم این که ناراحتی ندارد فقط کمی سنگ احتیاج داریم که فکر میکنم مادرت از سفر شمال، مقداری با خودش از ساحل دریا آورده باشد. 🔸️مادر با سینی چای آمد و کنار آنها نشست و گفت: بله هنوز سنگ‌ها را دارم. فعلا برویم شام بخوریم ساخت و ساز بماند برای فردا! 🔸️روز جمعه، محمد مهدی و پدرش پس از خوردن صبحانه، مقداری سنگ از مادر گرفتند و مشغول کار شدند. پدر یک تکه سنگ برداشت و به او نشان داد و پرسید: پسرم به نظرت این سنگ شبیه چیست؟ 🔸️ محمد مهدی با دقت نگاه کرد و گفت: اگر دست و پا داشت شبیه لاک پشت می‌شد. 🔸️پدرش گفت: آفرین پسر عزیزم! پس بیا این سنگ را رنگ کنیم، روی مقوا بچسبانیم و برایش دست و پا بکشیم. 🔸️ آنها با هم این کار را انجام دادند. محمد مهدی باورش نمی شد توانسته باشد چنین چیزی با سنگ بسازد. 🔸️ او از پدرش تشکر کرد. پدرش گفت: پسر خوبم این نتیجه فکر خودت بود و من مطمئنم اگر بیشتر فکر کنی چیزهای بیشتری میتوانی درست کنی. 🔸️ محمدمهدی گفت: بابا می‌شود بقیه‌اش را خودم تنهایی درست کنم و بعد به شما نشان بدهم؟ 🔸️ پدر باخوشحالی گفت: حتماً. من می روم پیش مادرت و بعد هر دو می‌آییم تا کارهای پسر هنرمندمان را ببینیم. 🔸️چند ساعت بعد، پدر و مادر پیش محمد مهدی رفتند تا کاردستی‌های سنگی‌اش را ببینند. اشکالی که او با سنگ درست کرده بود، واقعا زیبا و رنگارنگ بودند. ماهی،خانه، ابرهای بارانی، زنبور و خیلی چیزهای دیگر. 🔸️پدر پرسید: خوب پسرم به نظرت، این کار سخت بود؟ محمد مهدی خندید و گفت: اولش فکر میکردم سخت است، اما هرچه با دقت بیشتری به سنگ‌ها نگاه می‌کردم، شکل‌های بهتری به ذهنم می‌رسید. 🔸️پدر سر محمد مهدی را نوازش کرد او هم خود را در آغوشش انداخت و گفت: بابا! از شما ممنونم که به من یاد دادید چگونه با سنگ‌ها کاردستی درست کنم. @FahmeGuran