او نه موهای فری دارد که در پیچ و تابش گم بشوم
نه چشمهای آبی و سبز که در دریا و جنگلش غرق شوم
او چشمهای قهوهای دارد که به شیرینی تلخی قهوه داغ وسط برف زمستان ماه است،و موهای صافی دارد که با نوازشش فقط میتوان مست شد...
رایکا
من در طول امتحانات:
من کتابفروشی میخوامم
گلفروشی میخواممم
میخوام کتابدار شم کتابفروش شم
میخوام کافه بزنم
میخوام بخوابم
میخوام داد بزنم
میخوام گریه کنم( کردم زیاد هم کردم وحشتناک جوری که دو روز چشام پف داشت)
میخوام بغلش کنم
میخوام آدم باشن همه آدممم نه حیوان
میخوام بزنم تو دهنشون همشون
میخوام جیغ بزنم
میخوام بمیرم
میخوام قیامت شه
میحوام تموم شه
خدافظ
د آخه بیشور نمیفهمی آدم بعد از ۱۰ تا آزمون خسته میشه بگیره بشینه ریاضی بخونه؟