یکی از عجیبترین حسها اونجاییه که پیش خودت فکر میکنی چقدر دلم واسه این لحظه تنگ میشه، در حالی که هنوز تموم نشده....
من نمردم،
ولی اگرم میمیردم مهم نبود
مهم این بود که کسی حق در لحظه زندگی کردن رو از شما گرفته بود...
"Back to black"
بعد از من تکرار کن
قل هو والله و احد
بگو خدا یکتاست
+ قل هو والله و احد
بگو خدا تنهاست
چرا منو زندانی کردید؟
من قاتلم؟من دزدم؟
من که بجز کشتش خودم بجز دزدیدن احساسات خودم خلاف دیگه ای نکردم!
همیشه زودتر میخوابیدم تا خوابتو ببینم...
الان که تا همیشه قراره خواب باشم،چرا دیگه نمیبینمت؟!
برای هر کسی که امسال میره دهم:
فکر نکن چون نهایی داری کل سال تشریحی بخونی تستات بمونه،فکر نکن تا ابد وقت داری،فکر نکن آزمونای کلاسیت مهم نیستن(خیلیم مهمن)،به آدمای احمق سر کلاس گوش نده همونایی که میگن من هیچی بلد نیستم هیچی نخوندم نمره کامل میارن،جوگیر نشو نری همون اول مهر روزی ۱۰۰ تا تست بزنی ساعت مطالعه ت ۷،۸ ساعت باشه وسط سال شل میکنی حالت از کتاب درسیتم بهم میخوره دیدم که میگم...
مدرسه ت دبیرات و دوستات جدی نمیگیرن و مسخره میکنن تو جدی بگیر،همیشه دوستات باهات صادق نیستن،تو مدرسه خوش بگذرون و بدون این روزا دیگه قرار نیست برگرده...
به عنوان کسی که تازه میره یازدهم همش دارم به این فکر میکنم دوسال دیگه همه چیز تمومه و واقعا گریم میگیره چون میدونم خیلی خیلی زیاد دلم تنگ میشه برای لحظاتی که ساختیم برای دوستام برای کرم ریختنامون دعواها و همه چی...هرچقدرم فشار درس زیاد باشه و دچار فروپاشی های شدید بشم بازم دوست داشتم تو محیطی دور از جامعه باشم و بزرگ نشم...