شانهات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت،نیم دیگرم را باد برد
از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا
بیتهای روشن و شعلهورم را باد برد
با همین نیمه همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نیمه عاشقترم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد....
هدایت شده از . 𝙏𝙧𝙞𝙡𝙡𝙞𝙪𝙢 بیو رو چک کنید
حس خوب ینی نیوفتادن تو عکسایی ک مدرسه میگیره میزاره کانال مدرسه🤣
تو را دوست میدارم
طرفِ ما شب نیست
صدا با سکوت آشتی نمیکند
کلمات انتظار میکشند
من با تو تنها نیستم، هیچکس با هیچکس تنها نیست
شب از ستارهها تنهاتر است…
“شاملو”
من ارگ بمو خشت به خشتم متلاشی
تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی..
حامد عسگری
قبلا من:
هیچی از شعرا نمیفهمم علاقه ای هم بهشون ندارم
الان:
تا هفته ای یکی دو تا شعر حفظ نکنم من،من نیستم