بیخیال بابا ، من کتفمو دارم که همچیو بهش بگیرم و یه معده که حتی اگه بهش نگیرمهم اون به خودش میگیره ، جای نگرانی نیست 🙏
لعنت بر حساسیت فصلی یا سرماخوردگی یا هر زهرماری که باعث شده الان حالم داغون باشه
دل شبیه قایقی کوچك به دنبال تو بود ؛
از همان اول دل بیطاقتم مال تو بود ..
حالم یجورِ غریبیه ؛ یچیزی بین دونستن و ندونستن ، رفتن و نرفتن ، گفتن و نگفتن ، بودن یا نبودن ، غمگین بودن یا نبودن ، خندیدن یا نخندیدن ، نگران بودن یا نبودن ، دوست داشتن یا نداشتن ..
خدایا نمیشد مغز آدما ، آپشنی به اسم یادآوری خاطرات نداشته باشه ؟ این چه وضعشه آخه