eitaa logo
فآصبر
175 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
532 ویدیو
1 فایل
《 إن الله مع الصابرين 》 ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_klsyq0a&btn=فآصبر کانال وقف امام مهدی هست،کپی حلال بنده خدا.
مشاهده در ایتا
دانلود
امیرالمؤمنین من هیچ ذلتی را بالاتــَر از این ندیدم ؛ که دلم به کسی مـَشغول باشد ، که دلش از مـُحبت مـَن ، خالی‌ است .
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو حرمله ی امام حسینی:)
أثقلُ شيء قد تحملهُ في صدرك: الكلام الّذي ضاعت فرصتُه… «گاهی چیزی که بیش از همه بر سینه‌ات سنگینی می‌کند، حرفی‌ست که فرصتِ گفتنش از دست رفته...» - عربیات🌱
به نهایت حال خوب نمیرسی مگر از چیزی که دوست داری بگذری از چیزی که داری -
ایمان به جبران،میدونی که خدا داره میبینی ایمان بیار که اگه من دارم سختی میبینم خدا میبینه برات جبران میکنه تو زحمتت رو کشیدی من برات جبران میکنم -
-
حال من حال جوانی‌ست که یک ماهِ تمام ، در پیِ کسبِ جوازِ حرمت پیر شده ..
قال رسول الله : يا علي ! ما عرف الله إلا أنا و أنت و ما عرفني إلا الله و أنت و ما عرفك إلا الله و أنا . يا علي! خدا را جز من و تو ، كسي نشناخت و مرا غير از خدا و تو ، كسي نشناخت و تو را غير از خدا و من ، كسي نشناخت . - مختصر بصائر الدرجات للحسن بن سليمان الحلي ، ص۱۲۵
فآصبر
قال رسول الله : يا علي ! ما عرف الله إلا أنا و أنت و ما عرفني إلا الله و أنت و ما عرفك إلا الله و أن
اینجاست که باید گفت : نه خدا توانمش خواند ، نه بشر توانمش گفت ؛ متحیرم چه نامم شه ملک لافتي را !
یه بنده خدایی دختر کوچیک داشت دخترش مریض بود.....بچه فلج بود همه گفتن نبرش اونجا.... گفت:نه!میبرم اونجا خود حضرت رقیه(سلام الله علیها)شفاش میده بردش دمشق حرم بی بی، خادم های حرم میگن هر روز بچه به بغل میومد زیارت بعد چند روز می‌بینند اومده اما بچه باهاش نیست باباهه داد میزنه میگه: کی گفته تو جواب میدی...):؟ کی گفته تو شفا میدی....):؟ من پاشدم‌ اومدم حرمت.. همه گفتن نبرش...): گفتم نه!رقیه(سلام الله علیها)دخترمو شفا میده....): الان بلیط گرفتم امروز دارم بر می گردم،آخه با چه رویی برگردم؟....💔): برگشت هتل... دید دخترش داره دور اتاق میدوه و گریه می کنه... بچه ای که فلج بوده....): دختره به باباش میگه:چرا منو ول کردی رفتی؟....): باباهه میگه:تو چطور میتونی راه بری؟ دخترش میگه:تو که رفتی تنها شدم ترسیدم خیلی گریه کردم یهو یه دخترکوچولو اومد....): گفت:چی‌شده؟ گفتم:بابام رفته... تنهام می ترسم...):! گفت:بابات الان میاد.بیا تا اون موقع باهم بازی کنیم گفتم:من فلجم....):💔 گفت:عیبی نداره بیا دیدم می تونم راه برم ! باهم بازی کردیم....): قبل اینکه تو بیای گفت:بابات داره میاد....من دارم میرم ولی به بابات بگو دیگه سرم داد نزنه...💔): کسی سر بچه یتیم داد نمیزنه🥲👨🏻‍🦯
بسم الله
فآصبر
۲۶/۴۰
۲۷/۴۰