هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
عاطفه بهترین دوست آوا که عاشق دوست برادرش بود مجبور میشه به خاطر حفظ آبروش با آوا نامردی کنه ولی عرفان برادر عاطفه به داد آوا میرسه و عشق شیرینشون یه داستان جذاب رو رقم میزنه...❤️
https://eitaa.com/joinchat/3080454972Cc37e1649b4
از دستش ندید.😍
هدایت شده از T.B.M
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
کِ مٰنٖ #غم دارٰمٖـ اَندازٖه زیْبٰاییـ طٌ🚯
این چنل صرفاً برای #مرهم شدنِ زخمای شما #تاسیس شده🖤🖇
https://eitaa.com/joinchat/3767404190C2f50fbac2e
چنل ⟨ زَخمِ بي اِنتِهآ ⟩ جایی برای همدردی🫂💔
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از T.B.M
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
#پارت_واقعی👺✨
«+آقای کیانی چرا اینقدر ساکتید؟»
«-دارم فکر میکنم»
«+به چی؟»
نگاهش چند لحظه روی صورتم موند
«-به اینکه بعضی آدما بیشتر از چیزی که فکر میکنن مهم میشن»
لبخندم محو شد
«+منظورتون چیه؟»
قبل از اینکه جواب بده کیان از دور داد زد:
«-آراددد هنوز بهش نگفتی؟!»
آراد با عصبانیت برگشت سمتش
«+کیان!»
من با تعجب بینشون نگاه کردم
«+چی رو به من نگفتید؟»
و این بار
آراد واقعاً گیر افتاده بود...😳
ادامه ی این رمان رو از دست نده👺👀
https://eitaa.com/joinchat/3767404190C2f50fbac2e