هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
بابا با خشم و صدای بلندی فریاد زد:
_دختره بی حیا آبرومون رو بردی.
بعد دستم رو گرفت و به سمت در بردم .
از درد هق هق می کردم.درد تهمتی که بهم زده بودن ،درد حرف ها و ناسزاها که ازشون شنیده بودم.
هیچکس حتی مامان جلو نیومد و جسم نحیف و لرزونم رو در آغوش نگرفت.
دستم رو سمت نوید دراز کردم و با عجز گفتم:
_بخدا دروغه نوید..بخدا دروغه.
اما نوید با چشم هایی پر از تنفر نگاهم می کرد.
برق شادی توی چشم های سارا خواهرم از این فاصله هم مشخص بود.
بابا دوباره به سمتم اومد مچ دستم رو گرفت و کشون کشون سمت در حیاط برد.
با جیغ گفتم:
_ولم کن آخ مامان.
جیع میزدم و مامان رو صدا میکردم ولی اون هم مثل بقیه دلش به حال من نسوخت.
بابا مچ دستم رو با شدت رها کرد و گفت:
_خودت رو جمع کن و از خونه من برو بیرون.اینجا دیگه جایی برای تو نیست.
با عجز مچ دستم رو مالش دادم و روبه نوید گفتم:
_پشیمون میشی..بخدا پشیمون میشی💔❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/1937376858C9b7743e7f9
پارت واقعی رمان سودایعشق 🔥
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
خواهرم بهش تهمت زد که با وجود نامزدم با مرد دیگه ای ریختم روی هم ..
همه هم حرف سارا خواهرم رو باور کرده بودن حتی نوید نامزدم و مون رو از خونه انداختن بیرون ..
سارا از بچگی عاشق نوید بوده و من این رو زمانی فهمیدم که پدر و برادر هام واقعیت رو فهمیده بودن و دربه در دنبالم بودن تا پیدام کنن...❤️🔥🌱
https://eitaa.com/joinchat/1937376858C9b7743e7f9
پارت واقعی رمان سودایعشق🕊
هدایت شده از •¹⁰⁰¹تَجَـّلّیِرُوْحٓ³¹⁵•
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما را شراب ِگیسوی ِعباس`ع میکُشد
هدایت شده از •¹⁰⁰¹تَجَـّلّیِرُوْحٓ³¹⁵•
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیس به تجربی ها؟ 😏🙂↔️[انسانی ها]
هدایت شده از 𝗸𝗵𝗮𝗸𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿
459.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادت
پیوی نقطه بندازید از رو اکانتتون حدس بزنم چند سالتونه اشتبا گفتم مجازات کنید🦦 ✨️
من
@Asma906
چنل
https://eitaa.com/joinchat/798164679C59c4c6c2b5
هدایت شده از 𝗸𝗵𝗮𝗸𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿
اکانتتون زشته؟! چالش شرکت نمیکنین
https://eitaa.com/joinchat/798164679C59c4c6c2b5
هدایت شده از 𝗸𝗵𝗮𝗸𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿
اکانتتون زشته؟! چالش شرکت نمیکنین
https://eitaa.com/joinchat/798164679C59c4c6c2b5
هدایت شده از 𝗸𝗵𝗮𝗸𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿
اکانتتون زشته؟! چالش شرکت نمیکنین
https://eitaa.com/joinchat/798164679C59c4c6c2b5