هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
#پارت_واقعی 🙈🌿.
- وای آرام چقد جذابه میخوامش..
با درد بهش نگاه کردم
نمیدونست پولدارترین پسر دانشگاه شوهر منه و الان ازش حامL.م..
- دیشب تو مهمونی خانوادگی دیدمش کاش زnش بودم..
مهمونی؟ به من گفت میره جلسه!
با ناباوری به اهورا نگاه کردم.
که همون لحظه دلم تیری کشید و صدای نگران اهورا..😱😭❌
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- بچم مرد!
هقی زدم:
- تو کشتیش عوضی..بچمو کشتی طـ..لاقم بده..
حرصی غرید:
- طلاق؟ تا وقتی که موهات رنگ دندونات بشه زنه منی..😶🌫🧨🍃
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
با فریاد مشتم رو محکم توی دیوار کوبیدم و فریاد زدم:
_میکشمتون همتون رو میکشم..
بابا نزدیک اومد و دست زخمی رو توی دستش گرفت و گفت:
_چیکار میکنی مهراد ؟چرا اینطور میکنی؟
از خشم قفسه سینه ام بالا پایین میشد:
_مگه نشنیدی چیکار کردن؟مگه نشنیدی با سِودای من چه کاری کردن؟
مگه نشنیدی چه بلایی سر جونِ من اوردن؟
مامان با هق هق گفت:
_آروم باش دردت به جونم آروم باش..
دستم رو مشت کردم و از بین دندون های کلید شده ام غریدم:
_قسم میخورم بیارمش پیش خودم و داغ دیدنش رو روی دل بابای بی شرف و خانواده بی غیرتش بزارم..🔥❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/1937376858C9b7743e7f9
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
من مهرادم....
عاشق و دلباخته سودا دختر شریک بابام بودم.از عشقش به جنون رسیده بودم و وقتی میخواستم ابراز علاقه کنم متوجه شدم که شوهر داره و به تازگی با نوید ازدواج کرده.
من هم بخاطر اینکه کار بدی به سرم نزنه جمع کردم و به اتریش رفتم.
بعد یکسال برگشتم و متوجه شدم به سودا تهمت زدن و اون رو از خونه بیرون کردن و معلوم نیست عشق معصومم کجا شب هاش رو توی این تهران درندشت صبح میکنه.💔
قسم خوردم پیداش کنم و اجازه ندم دست خانواده اش بهش بدسه.
وقتی خواستم دنبالش برم متوجه شدم خانواده اش هم متوجه تهمتی که به سودا زده شده بود، شده بودن و در به در دنبالش میگردن.
ولی من کاری کردم...❤️🔥🔥
https://eitaa.com/joinchat/1937376858C9b7743e7f9
پارت واقعی رمان سودایعشق 🔥🫀
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
#پارت_واقعی 🙈🌿.
- وای آرام چقد جذابه میخوامش..
با درد بهش نگاه کردم
نمیدونست پولدارترین پسر دانشگاه شوهر منه و الان ازش حامL.م..
- دیشب تو مهمونی خانوادگی دیدمش کاش زnش بودم..
مهمونی؟ به من گفت میره جلسه!
با ناباوری به اهورا نگاه کردم.
که همون لحظه دلم تیری کشید و صدای نگران اهورا..😱😭❌
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- بچم مرد!
هقی زدم:
- تو کشتیش عوضی..بچمو کشتی طـ..لاقم بده..
حرصی غرید:
- طلاق؟ تا وقتی که موهات رنگ دندونات بشه زنه منی..😶🌫🧨🍃
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده شیش ساعته نیلو
- بدون اجازه من حق نداری حتی غذا بخوری فهمیدی؟ چه برسه بری بیرون.
اخم کرده جیغ زدم:
- ازت طلاق میگیرممممم.
ابرویی بالا انداخت:
- وقتی بچمو حاملهای؟
شوکه لب زدم:
- چی؟
برگه آزمایش بارداری رو پرت کرد تو صورتم که....❌🔥🌿
https://eitaa.com/joinchat/3062498573Cb968bd934d
هدایت شده از گسترده شیش ساعته نیلو
- ببرم موتور سواری دخترمو؟؟
مظلوم نگاهش کردم که ادامه داد:
- اره بابایی ببرمت؟؟
یهو سمتش رفتم و بچه رو از بغلش بیرون کشیدم:
- اگه قراره بچه رو ببری باید مامانشم ببری.
اروم و تو گلو خندید:
- حسودیت شد؟؟
حرصم گرفت و به جای جواب دادن با دندون...😁🐩🌸
https://eitaa.com/joinchat/3062498573Cb968bd934d
هدایت شده از گسترده شیش ساعته نیلو
به بیست نفر اولی که عضو کانالم بشن یک گیگ نت میدم 😱
به بقیه هم شارژ میدم😉
آمار فعلی 510
خودم میام پیویتون😌
https://eitaa.com/joinchat/3062498573Cb968bd934d
هدایت شده از گسترده شیش ساعته نیلو
تا ساعت 4صبح بمونه.
گسترده شیش ساعته نیلو🌻.
شروع تایم تبادلات مجنون ❤️🔥
تا ۶ صبح پست ممنوع🙂
●
@mohammadshahzeydi
هدایت شده از T.B.M
🖤🥀..-
^^ هَر کانالی لایِقِ فالو کَردَن نیس...
اَمّا اَگِه عاشِقِ اِمام حُسِینی...🕊
𝙹𝙾𝙸𝙽⇝ https://eitaa.com/joinchat/2426144292C6214dd4365
^^ #ـمَداحی | #ـکلیپ | #ـاِستوری #ـپروف | #ـحدیث
^^ اَگِه دِلت با نـامِ حُسِین آروم میشِه...🏴
𝙹𝙾𝙸𝙽⇝ https://eitaa.com/joinchat/2426144292C6214dd4365