eitaa logo
𓂃 ࣪˖ پـرده‌نـقـره‌اي ࣪˖ 𓂃(فور؟، عزل)
615 دنبال‌کننده
247 عکس
3.9هزار ویدیو
5 فایل
:: دنیای سریال‌های ایرانی اینجاست😼💪 🌶سکانس‌های ماندگار • کلیپ‌ های کوتاه • لحظه‌های خاطره‌ انگیز • جایی برای عاشقان قصه‌های ایرانی☕️🪄 • از خاطره‌های قدیمی تا سریال‌های محبوب امروز✨🎬 هر سکانس ، یک خاطره . . . هر داستان ، یک حس🕯❤️ 📌کارگردان اینجا;
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گسترده تام
15دقیقه پست اخر بمونه♨️ گسترده 6ساعته تام🌱
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
ـ اگه یه روز دیگه دوستت نداشتم چی؟ حامیم دست از مرتب کردن آستینش کشید و نگام کرد. ـ نمی‌ذارم ـ باز شروع کردی به دستور دادن؟ ـ آره. ـ مگه می‌تونی مجبورم کنی؟ چند ثانیه ساکت موند. بعد با همون غرور همیشگیش گفت: ـ نه. لبخند زدم. ـ پس؟ ـ ولی می‌تونم هر روز اون‌قدر دوستت داشته باشم که دوباره خودت انتخابم کنی. خنده‌م گرفت. ـ تو حتی عاشقانه حرف زدنت هم شبیه تهدید کردنه! ـ تقصیر من نیست. ـ پس تقصیر کیه؟ لبخند زد. ـ تو. ـ من؟! ـ آره لاکردار... ـ چرا؟ ـ چون از وقتی اومدی توی زندگیم، این مرد مغرور و بداخلاق رو تبدیل کردی به یکی که برای یه لبخند زنش حاضر میشه غرورش رو بذاره کنار. ـ یعنی من بردم؟ آروم گفت: ـ تو از همون روز اول بُرده بودی... https://eitaa.com/joinchat/2359952890C58631f2ed5
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
ـ حامیم... ـ جانِ حامیم؟ ـ اگه یه روز خیلی خسته باشم چی؟ ـ میای پیش من. ـ اگه حوصله حرف زدن نداشته باشم؟ ـ حرف نمی‌زنی. ـ اگه گریه کنم؟ ـ گریه می‌کنی. ـ اگه بگم تنهام بذار؟ چند لحظه سکوت کرد. ـ اون یکی رو قبول نمی‌کنم. نگاهش کردم. ـ چرا؟ آروم گفت: ـ چون تو وقتی میگی «تنها می‌خوام باشم»، بیشتر از همیشه به یکی نیاز داری که کنارت بمونه. لبخندم لرزید. ـ خیلی مطمئنی؟ ـ آره. ـ از کجا؟ دستم رو گرفت و گذاشت روی قلب خودش. ـ چون منم همینم. ـ یعنی چی؟ ـ منم وقتی داغونم، اخمو میشم، ساکت میشم، همه رو پس می‌زنم... مکث کرد. ـ ولی اگه تو بری، واقعاً داغون میشم. چشمام پر شد. ـ تو که همیشه این‌قدر محکمی... لبخند تلخی زد. ـ جلوی همه. بعد پیشونیم رو بوسید و خیلی آروم گفت: ـ جلوی زنم فقط یه شوهرم.. همین. و نمی‌دونم چرا... ولی همون دو کلمه بیشتر از هر «دوستت دارمی» دلمو لرزوند. https://eitaa.com/joinchat/2359952890C58631f2ed5