هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
مشکل من دقیقاً همین بود؛ که از محیا بدم نمیاومد...
روز اولی که دیدمش، یه حسی بهم گفت نباید بهش نزدیک بشم.
برای همین سر کلاس بهش نگاه نمیکردم و اگر سؤالی هم میپرسید، کوتاه جواب میدادم.
حتی وقتی برای پروژهاش اومد دفترم، سعی کردم نفهمه دیدنش چقدر منو بههم میریزه.
هر طور بود ازش فاصله میگرفتم و فکر میکردم این بهترین راهه...
تا اینکه روز تحصن، دیدم مأمورها دارن به سمتش میرن.
نتونستم تحمل کنم؛ خودم رو بهش رسوندم و از بین جمعیت کشیدمش بیرون.
جون خودم رو به خطر انداختم، ثبرای نجاتش...
بعدها ازم پرسید چرا نجاتش دادم.
چطور میتونستم بگم تموم این مدت که فکر میکرد ازش متنفرم، داشتم با خودم میجنگیدم که دوباره عاشق نشم؟
❤️🔥 #تَـــله_در_تِـــهران
✍🏻 فاطمه ولینژاد
https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
مرصاد! به خاطر شکست عشقی که خورده بود، از زمین و زمان فاصله میگرفت...
فکر میکرد با فاصله گرفتن میتونه جلوی احساسش رو بگیره.
تا حدی هم داشت درست پیش میرفت؛ تا اینکه پای جون همون آدم به میون اومد و باعث شد همهی اون فاصلهها رو فراموش کنه.
https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8
یک طرف قضیه مردی بود که سالها خودش رو از عشق دور کرده بود و طرف دیگه دختری که میخواست با مرد دیگهای ازدواج کنه...
اما ماجرا فقط یک مثلث عاشقانه نبود؛ اتفاقات امنیتیای در راه بود که زندگی همهشون رو زیر و رو میکرد.
«تله در تهران» رمان چاپیه که نسخهی اون رایگان در اختیارتون قرار گرفته.
هدایت شده از تب ِᎷ᥆ᑲıᥒᥲ
میتونی از اینجا کـلی بـنـر ِشنگیلی نانای با مفت تومن بگیری🤡🤌🏼 ¸𓏲࣪
𝐉ꪮ𝐢ꪀ ➜ https://eitaa.com/joinchat/3249080016Cc28dfd015d
هدایت شده از تب ِᎷ᥆ᑲıᥒᥲ
پـشـمـانم از زیـبـایی بـنـرای ایـشـون فـررر خـورد🤣 🍋 >>
وقتشه پولاتو اینجا سرمایهگذاری کنی🦥💰 ؛
هدایت شده از گسترده تام
عمران دستمو ول کن عوضــی!
با چشمای سرخ شده بهم خیره شد:
+ واسه زن من خواستگار اومده؟!
ترسیده نفسی کشیدم:
- عمران کسی نمیدونه که من زنتم
عربده زد:
+ د تقصیر توعه بی شرفه دیگه وقتی خبر ازدواجتو با حامله شدنت به خان عمو دادم اون وقت دیگه کسی جرات نمیکنه به ناموس عمران حتی نگاه نکنه😮💨🔥❗
http://eitaa.com/joinchat/770704666Cb8d4ebfef4
هدایت شده از گسترده تام
پسرعموش طبقه پایینشون خونه مجردی داره یه روز که میره فضولی ولی خودش درگیر بحث با پسرعموعه گولاخش میشه زوری عقدش میشه . .🤣🌸♨️
http://eitaa.com/joinchat/770704666Cb8d4ebfef4
هدایت شده از تب ِᎷ᥆ᑲıᥒᥲ
• در+100چـنـلرایگــٰانتـبلیغمـیشی🐈⬛️🌀!
- پـایـانتبادلـاتگستردهـ ِ𝗆𝗈𝖻𝗂𝗇𝖺باجـذببالـا ࣪˖ ִֶָ🌟
[ کانالـایی ك ِامـروز نوبتشون بود ، پیویم جـذبشون رو بگن‼️👇🏼 ]
- ادتب میشم آمـار+500 کاملـا رایگـان ::
@AD_MoBiNa
˒ اینفو :
https://eitaa.com/joinchat/3232040610Cd65f7cacaf
˒ گپ ریپ :
https://eitaa.com/joinchat/2926773931C92e24ef4cb
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
#پارت_1
_مادر بیا یک نگاه بنداز شاید خوشت اومد! شبیه یه تیکه ماهه!!
با عربده ای که بلند شد چسبیدم به دیوار...بسم الله این صدا برای غول بود؟!
_نمیخوام ننه؛ زن..نمیخواام!!
نکنه.. اون مرد پر از تتو و خفن...پسره ننه بود؟! بدبخت شدم که!!
_الهی قربون یال و کوپالت پسرم؛ ولی بیا ببنیش...حبه قند میمونه بس که دختر شیرینیه! امروز ...
حرف ننه کامل نشده بود که عربده بالا گرفت و...🤣🍓📵
https://eitaa.com/joinchat/2982413568C6b3979effb
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
فراری من 🧸
میخواستم برای همیشه اونو از پدرش مخفی کنم...ولی دست سرنوشت خواب دیگه ای برای ما دیده بود...و حالا بعد از پنج سال باید پیش کسی که هنوز نمیدونه بابا شده ..و باید برای نجات بچه اولم ازش صاحب بچه دوم میشدم...😳
https://eitaa.com/joinchat/2982413568C6b3979effb
تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸