هدایت شده از - Baner Darya
صدای قدمهاش توی اتاق خالی پیچید.
گفت: «دکتر… چرا میلرزی؟»
نفسمو نگه داشتم: «فاصله بگیرید… زخمتون—»
یه قدم نزدیکتر شد؛
اونقدر که گرمای نفسش صورتمو لمس کرد.
آروم گفت:
«مشکل زخم نیست دکتر…
از لحظهای که دیدمت، دیگه نمیتونم ازت فاصله بگیرم.»
نفسم برید…
خواستم عقب برم—
اما قبل از هر حرکتی، کاری کرد که قلبم از جا کنده شد…😭❤️🩹
ادامهشو میخوای؟
https://eitaa.com/joinchat/135988686Cfe3b483708
بیا اینجا؛ یه هفته دیگه رمان استارت میخوره 🙈💘
هدایت شده از - Baner Darya
.
این چی بود گذاشتی پاکش کن تا بقیه ندیدن🚯🚯
https://eitaa.com/joinchat/708838843C5d436c0c08
https://eitaa.com/joinchat/708838843C5d436c0c08
💟امتحان #زبان #نهایی👀 رو ۱۰۰ درصد تضمینی ۲۰ بشو❗
https://eitaa.com/joinchat/3902539199C78f15646b3
ولاگ انگیزشی #درسی ✨⏰⏱️
موفقیت رو تجربه کن ☺️ سرگرم شو و #زبان انگلیسیت رو بهتر کن 💟🎯
https://eitaa.com/joinchat/3902539199C78f15646b3
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر کسی باشی باید ناز بکشی 😂💜✌️🏼
سکانسی از #جیران✨
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک تار موی آن را با من دفن کنید : ) 💔
سکانسی از #جیران✨