eitaa logo
نقد فیلم داخلی
518 دنبال‌کننده
132 عکس
13 ویدیو
0 فایل
ادمین: @Filmosophi
مشاهده در ایتا
دانلود
دونیمه ماه قسمت هفتم شعارای انقلابی از زبون یه مجاهد بیان می‌شه، بحث طاقوت و این حرفا، که خوب نیست دیالوگا سست نوشته شده، می‌گه اینا ناخودآگاه می‌رن از مملکت :) به جای اینکه بگه مجبورن می‌گه ناخوداگاه، غلط مصطلحی که تو عرف هست و تو دیالوگ اومده عشق بین پسره و دختره اصلا شکل نگرفته، ولی یه سکانس طولانی احمقانه می‌بینیم که پسره داره به دختره فکر می‌کنه انگار پونزده سالشه، هیچ حسی نمی‌ده می‌گه یه ساواکی می‌خواست بزنه تو گوش دختره، پسره پریده وسط دفاع کرده! سکانس به این خوبی چجوری توی فیلم نیست؟ حذف شده چیه قضیه می‌گه توی زندان خیلی اذیت شدی، همش در حد دیالوگ یک سکانس توی زندان نداشت قبل آزادیش. سینما یعنی نشون دادن نه حرف زدن پسره و دختره دارن تمرینات نظامی می‌کنن، آهنگ اکشن و نظامی با حالی می ذاره که کیف می‌کنیم، ایجاد حس مثبت نسبت به فعالیتای چریکی. از جهت فرمی سکانس خوبیه البته خیلی فیلمنامه وابسته به پیش فرض‌هاست، همش می‌گه ما که اینو یاد گرفتیم اونو یاد گرفتیم توی سازمان، ولی هیچی ازش ندیدیم. والا این زبان تصویر نیست، به درد رمان می‌خوره آهنگای هر قسمت جدیده انگار! برای هر قسمت یه موسیقی، به نظرم کار خوبی نیست برای سریالای طولانی، برای مینی سریال خوبه عین سریال سرزمین مادری، وقایع بهمن ۵۷ رو عین جنگ داخلی نشون می‌ده، در حالی که تاریخ اینو به ما نمی‌گه و مبارزه‌های مسلحانه خیلی محدود بوده. به دروغ خشن نشون دادن وقایع انقلاب و مبارزه مسلحانه از طرف مردم، همون دروغ «انقلاب ۵۷ با خشونت پیروز شد» رو تقویت می‌کنه، با شعار دائمی می‌کشم می‌کشم آنکه برادرم کشت این سکانسایی که در ترویج شعارای مجاهدینه رو جدی نگیرین چون جلوتر ردش می‌کنه جلوتر مضمون ضدیت پدر با پسر خیلی برای صداسیما جذاب شده، ناریای مزخرف هم همین بود دقیقا. همش هم تاکید می‌شه و بابائه می‌گه من پدرتم ولی پسره می‌گه لوت می‌دم به هر حال، چون باباش دزده. ببینین این مضامین امروز بدرد مملکت ما نمی‌خوره، امروز باید تصویر خونواده‌ی حسابی رو نشون بدن نه تضاد بین پسر و پدر سستی فیلمنامه یعنی این :« می‌بینمت آذر، نگران نباش.» این یه دیالوگ از یه تازه داماده؟ نه عشقی توشه نه هیچی. اگر می‌خوای بگی عاشقش نیست، پس سکانسای عاشقانه قبلش چی بود؟ توی یک قسمت دختره تبدیل شد به یه مجاهد با آرمان، همشم تاکید می‌کنه رو این مساله. خوب عزیز دل تحول شخصیت سیر و روند می‌خواد، تحول برره‌ای که دیگه جواب نمی‌ده چقدر مکثاش رو صورت دختره زیاده، خوب که چی مثلا نه محتوایی داره نه حسی
دو نیمه ماه قسمت هشتم پسره رفته سفارت امریکا رو گرفته بعد باباش می‌گه یه مشت جوون احساسی یه کاری کردن، خوب که چی؟ فیلم اینو رد نکنه، تایید کرده و تصرف سفارتو برده زیر سوال اینا چجور کمونیستی هستن که هر دو توی یه کاخ زندگی می‌کنن :) مگه ضد بورژوازی نیستن فیلمنامه نویس انصافا کولاک کرده، آذر هنوز مجاهد نشده، پشیمون شده می‌گه سالگرد ازدواجمونه😂 بابا تو برره هم اینقدر سریع شخصیتا عوض نمی‌شدن، جذابیت فیلما به سیر تحول شخصیته، اینکه جومونگ از یه بچه سوسول به امپراطور تبدیل می‌شه دیدنش با حاله، نه اینکه بعد یه سکانس از یه آدم پپه بشه پادشاه سکانسی که آذر و اون دختره توی انباری حرف می‌زنن خوبه، باطن سازمان رو از زبون یه پشیمان می‌گه بازیگرای خوب ضعف فیلمنامه رو تا حدی پوشش می‌دن، سکانس آذر و آرش دم منقل دقیقا از همین موارده. اینقدر خوب دیالوگ می‌گن که قشنگ باورپذیره، البته کارگردانی هم خوبه واقعا
دو نیمه ماه قسمت هشتم آذر از زندان آزاد می‌شه و یه راست می‌ره رشت آخونده خودش جنگیه خیلی ساده کشته می‌شه، بابا یه شکی چیزی ترور به این مسخرگی هم نبوده دیگه، وقتی زنه رو کیفشو می‌بینه مثلا یه علامتی به رفقاش بده بریزن درگیری شه، بالاخره سکانس بهتر و جذاب‌تری می‌شد داشت هدر رفت. وقتی طرف مسلحه رفیقای آخونده هم مسلح نیستن، سوار موتور بیاد بزنه بره دیگه بکشم کنار و فلان چیه بدتر اینکه شخصیتی که ما می‌شناسیم کیه؟ زنه که مجاهده، یعنی باز فیلمنامه نویس طرف مجاهده و یه آخوند رندومی که میاد می‌میره ما بهش هیچ حسی نداریم طبیعتا. وقتی راوی داستان رو می‌ذاری مجاهدین این سکانسا هم مجبوری از دید مجاهدین قصه رو روایت کنی و اینجوری ترور رو عادی سازی می‌کنی، ناخودآگاه. زمانی این ترور در ذهن ما منفی می‌شه که یا آخونده رو بشناسیم، یا یه نمای نزدیک از مظلومیت آخونده بده بعد مرگ، یا اون رو سلحشور نشون بده، اینکه رفت تق تق زد کشت جالب نیست دیگه که چی‌ خوب این شد ترور منافقین؟ نه ترسی ایجاد می‌کنه نه انزجاری در نظر بگیرین که ما چون از بیرونِ فیلم از مجاهدین بدمون میاد ممکنه درون خودمون همراهی رو حس نکنیم، ولی ملاک ما در تحلیل فیلم فرم اثره نه حس تک تک مخاطبان. این سکانس حس منفی نمی‌تونست ایجاد کنه، حالا ما از بیرون فیلم حس منفی داریم چیز دیگه‌ایه سکانس اطلاعاتیا خیلی خوبه، با اینکه با شکست وارد می‌شه ولی باورپذیره کاملا به خاطر تاریکی و محیط، ولی وحید رو جا داشت جالب‌تر معرفی می‌کرد ابهت نداشت و یه آدم معمولی بود بین بقیه. مثلا در حین یه عملیات باهاش آشنا می‌شدیم باحال‌تر بود آخرش خیلی خوب تموم شد باریکلا
قسمت دهم دو نیمه ماه سکانس اولش اکشن خوبی داره باریکلا استاندارد و جذاب، کارگردانی و زاویه دوربین باید همراهیش رو با نیروهای انقلابی بیشتر کنه، نماهای از دید مجاهدا توی مبارزه و وقت تسلیم شدن جالب نیست، ولی خیلی خوب بود مجموعا سکانس فلش بک داخل درمونگاه بچگیش خیلی خوب بود باریکلا، موسیقی مناسب کارگردانی عالی، هم سکانس خوش ساختیه هم محتوای ضد ساواک داره خیلی خوب بود تازه فیلم افتاده رو ریتم باریکلا، عرض کردم مدل فیلمنامه جوریه که باد چند قسمت بریم جلو تا راه بیافته و راضیم ازش خوب داره می‌ره جلو
قسمت یازدهم دو نیمه ماه قیافه وحید اصلا به شخصیت اصلی نمی‌خوره، یه آدم رندومیه که هر چند شبیه بچه گیاش هست ولی خوب چهره سینمایی نداره وقتی وارد مطب می‌شه زنه چادریه نشسته خیلی بد رفتار می‌کنه با آذر، چرا خوب؟ چرا یه زن چادری بی‌ادب توی این سکانس هست با چه هدفی؟ سکانس بمبارون توی مطب دکتر خیلی خوب بود همه چی عالی و به شدت ضد بعثیا ایجاد تنفر می‌کمه سکانسی که اطلاعاتیه تصمیم می‌گیره بچه خودشو که تازه داماده بفرسته به عنوان زن و شوهر پتانسیل خیلی خوبی داشت که ما رو تحت تاثیر قرار بده، از خونواده خودش می‌گذره به خاطر مملکت، ولی اونقدری که باید تاثیر نمی‌ذاره، چرا؟ چون شخصیت آقا ناصر (رییس اطلاعات که می‌خواد پسرشو بفرسته) رو بهش نزدیک نشدیم. این خیلی مهمه که «شخصیتی رو ما بهش بیشتر علاقمند می‌شیم که بیشتر روی پرده ببینیمش.»
دو نیمه ماه قسمت دوازدهم بازیگرا عالین واقعا، ایران توی بازیگری تو دنیا یکه همتراز هالیوود. فقط توی هالیوود بازیگرای زن اول یه دور باید کامل لخت بشن تا بهشون بازیای جدی بدن، توی ایران خداروشکر اینجوری نیست خصوصا توی صداسیما که ذره‌ای این حرفا نیست فیلم تازه افتاده روی ریتم درست، داستان داره جلو می‌ره و سکانسای آذر بی‌نقصه واقعا، سکانسای وحید هم معمولی
12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠وقتی نویسنده کثافتِ وجودش را به نیروهای امنیتی فرافکنی می‌کند 🔹توی سکانس بالا می‌بینیم که دو تا نیروی امنیتی در اول ، یکیشون (سمت راستی که از شخصیتای اصلی فیلمه) یه آدم قالتاقیه که علی‌رغم دستور مافوقش و به صورت غیرقانونی، می‌خواد بره با یه متهم صحبت کنه. خوب اجازه نداره و راهش نمی‌دن 🔹حالا این نیروی ، به دروغ می‌گه رییسش بهش دستور داده و وقتی یارو حرفشو گوش نمی‌ده، می‌گه لوت می‌دم که سیگاری هستی! یکیشون دروغگوئه و اون یکی هم سیگاری 🔹از اون طرف توی خیلی از سکانس‌ها می‌بینیم که دوربین و دائما با مجاهدین خلق همراهه و مثلا در قسمت ۱۸، آرش بعد از کشتن کلی آدم، می‌بینیمش که فرار کرده و وقتی خواهرش باهاش صحبت می‌کنه آهنگ غمناکم براش می‌زنه! 🔹چرا باید سمپاتی ما رو برای اینا خرج کنی نادون؟ بعد توی همین قسمت، بدیهی ترین مسائل تعقیب و گریز رو امنیتیا رعایت نمی‌کنن و برای همین سوژشون که یه دختره، در می‌ره! بعدم همین امنیتی که به زور گفتن برو مرخصی، می‌تونه ماجرا رو حل کنه اونم به روش غیرقانونی. اونایی که توی سیستمن که گاوِ گاون قشنگ 🔹تمام فحشای دنیا رو مستحق از بالا تا پایین اون شبکه‌ای می‌دونم که در شرایط ، مشتی امنیتی دروغگو، ناکارآمد و معتاد به ما نشون می‌ده تا سی قسمت رو پر کنه و البته شخصیت پلید خودشو به امنیتی‌های ما فرافکنی کنه 🔹پ.ن: مضمون اصلی جشنواره فجر امسال آنارشیسم بوده! یعنی قهرمان ضد عمل می‌کنه و ما هم طرف اونیم. طُرفه اینکه خیلی از این فیلما رو نهادای بی‌سواد پولشو دادن! ای خدا، چی بگم از خریت مدیران فرهنگی و بی‌سوادای سه نقطه :)
52.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠وقتی فیلمساز نور وجودش را به تصویر می‌کشد 🔹این آهنگی که توی این سکانس می‌بینین، مختص همین سکانس هستش و کلا توی ۳۶ قسمت، فقط یک بار اختصاصی پخش شده! چرا؟ چون می‌خواد قهرمانی رو نشون بده که به خاطر اعتقاداتش، حتی حاضر نیست لباس باب میل حکومت رو بپوشه و برای همین می‌خوان زندانیش کنن 🔹حالا فیلمساز میاد وضعیت قهرمانش رو توی و با یه کارگردانی معرکه به زیبایی به ما منتقل می‌کنه. همزمان مضمون هم تقویت می‌شه و عشق بین مادر، همسر و دختر به بچه‌ش، شوهرش و پدرش می‌بینیم 🔹این سکانس و کلا قسمت ۳۶ کلاه پهلوی رو باید در کلاسای سینمایی تدریس کنن. قصه، ، موسیقی، دوربین، بازیگران و خلاصه همه چی در اوجه. تفاوت ضیاءالدین درّی با دیگران همینه که خدا بیامرز برای هر قسمت فیلمش زحمت می‌کشید و جون می‌ذاشت 🔹پ.ن: وقتی بیش از ده سال پیش چنین شاهکاری توی تلویزیون ساخته شده، نفرمایید که بنده دارم روی فیلمای امروزش سختگیری می‌کنم. مرحوم درّی وقت می‌ذاشت و هنر به خرج می‌داد، محتوا رو هم با مشاورین گردن کلفت جبران می‌کرد. در بعضی از آثار جدید می‌بینیم که نه سینما بلدن و نه از محتوا چیزی حالیشونه. یادمون باشه هنرمندی که سبک زندگیش ضد اسلامیه، نمی‌تونه فیلم الهی بسازه
🔹این دو مطلب رو پشت سر هم گذاشتم تا ببینیم انصافا سینمای ما می‌تونه هزاران برابر بهتر از این باشه. توی کل دنیا فیلمای تلویزیونی از سینمایی سطحشون پایین‌تره و وقتی صداسیمای ما یوسف و مختار و کلاه پهلوی و سه در چهار و نون خ و پایتخت و هشت پا و پسران هور و... ساخته، اما سینما عاجزه، خوب مشخصه سینما مشکل داره دیگه 🔹در ضمن اگر خاطرتون باشه این کانال رو زدیم که نقدای منفی نسبت به آثار داخلی، در یه فضای خودمونی‌تر منتشر بشه و باعث ناامیدی نشه. ولی خوب احساس می‌کنم همینجا هم باعث ناامیدی شما می‌شه :) نمی‌دونم، ممنون می‌شم اگر نظرتون رو بگین که نقدای فیلمای چرت و پرت داخلی رو هم بریم یا نه، فقط روی آثار قوی مطلب منتشر کنیم🌺
💠عرض ادب و احترام خدمت اعضای محترم، شش نفر از دوستان لطف کردن و پیام دادن که با قوت ادامه بدیم ان شاءالله. من که تا مرز پاک کردن کانال رفتم راستش :) 🔹ولی خوب پیامای خوب دوستان باعث شد انگیزه‌ی بیشتری بگیرم و امیدوارم بحثا مفید باشه براتون🌺 از این به بعد کلا به فضای رسانه‌ای داخل می‌پردازیم و به فیلم و سینما هم اکتفا نمی‌کنیم
زمان: حجم: 2.8M
چرا صدا و سیما رائفی پور را سانسور می کند؟ ✅ کانال رسمی علی‌اکبر رائفی‌پور در ایتا 🆔 @raefipour
نقد فیلم داخلی
چرا صدا و سیما رائفی پور را سانسور می کند؟ ✅ کانال رسمی علی‌اکبر رائفی‌پور در ایتا 🆔 @raefipour
🔹اگر می‌خواین یکی از مهم‌ترین علل عقب افتادگی جبهه‌ی انقلاب رو بدونین، این صوت رو گوش بدین 🔹اولا این جالبه که یه موسسه رسمی مثل مصاف اسمشو تو صداسیما نمیارن! عملا یعنی سانسور این کار ارزشمند و بانیان پشتش که خوب زور داره دیگه، آدم چنین کاری بکنه بعد نگن کی کرده 🔹ثانیا جالب‌تر اینه که آقای رائفی‌پور مدعی می‌شه پاورقی در حال دوقطبی سازیه! و ایشون دو قطبی نمی‌سازن. حالا نمی‌خوام برم سراغ انتخابات و مجلس و دوقطبی که بین مصاف و قالیبافیا ایجاد شد، یا دوقطبی صمصامی رائفی پور که توی اقتصاد خود ایشون بهش دامن زد 🔹اینا دوقطبیه دیگه چیه پس، اما واقعیت اینه که این چند قطب شدنا اصلا بد نیست، ذات مردم سالاری همینه. پاورقی که به قول ایشون اگر دوقطبی بسازه، بین ضد انقلاب و انقلابیه، ولی خود ایشون بین انقلابیا مشغول بودن :) 🔹حالا می‌گم اصل دوقطبی به این معنا مشکلی نداره، اگر به عناد و تفرقه در مسائل اصلی کشور نرسه. مشکل اینه که به تفرقه رسیده، که آقای رائفی پور برای زدن صداسیما، مثال از پاورقی میاره که اتفاقا گفتمانش از اغلب برنامه‌های تلویزیون به خودش نزدیک‌تره! 🔹حالا چرا؟ به خاطر اینکه این عزیزان عادت کردن به گزارش شنیدن و کم‌تر موقعی خودشون کار علمی تحلیلی می‌کنن. قسم حضرت عباس می‌خورم که از این هفتصد قسمت پاورقی، آقای رائفی‌پور صد قسمت هم ندیده و اینجوری اتهام می‌زنه 🔹مشکل جبهه انقلاب اینه، هر کسی خودشو یه وزنه‌ای می‌دونه و زیر بار دیگری نمی‌ره. همه کارشناس و متخصصن در تمام زمینه‌ها و اینجوری در مورد یه برنامه خط‌شکن و بدرد بخور، قضاوت بیخود می‌کنن 🔹جای شکرش باقیه که این حرفا رو توی ایتا زدن و نه توییتر. اما خوب خواستم بدونین که به نظر من مهم‌ترین مشکل ما همین «تفرقه‌ی افراد همفکر به دلیل کمبود سواد، تخصص و تواضع» هستش. از طرفی درمانش هم جز با خیلی با سواد شدن و به تواضع وادار کردن افراد، بدست نمیاد